کییف در انتظار، واشنگتن در احتیاط
ولادیمیر زلنسکی رئیسجمهور اوکراین که برای جلب حمایت بیشتر آمریکا و دریافت موشکهای دوربرد «تاماهاوک» راهی واشنگتن شده بود، روز گذشته پس از دیدار با دونالد ترامپ بیآنکه به خواستهاش برسد، پایتخت آمریکا را ترک کرد. در حالیکه او انتظار داشت این سفر نقطه تازهای در همکاریهای دفاعی دو کشور باشد، نتیجه چیزی جز تکرار احتیاط دیرینهٔ واشنگتن در قبال جنگ اوکراین نبود.
زلنسکی که با امید به دریافت موشکهای دوربرد «تاماهاوک» به واشنگتن سفر کرده بود، در دیداری کاری با ترامپ تلاش کرد نظر رئیسجمهور آمریکا را برای انتقال این سلاحها جلب کند؛ موشکهایی با برد بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر که میتوانند زیرساختهای انرژی و نظامی روسیه را در عمق خاک آن کشور هدف قرار دهند. اما ترامپ با لحنی آشکار پاسخ داد: «امیدوارم جنگ بدون فکر کردن به تاماهاوکها تمام شود. این سلاح چیزی است که ما (آمریکا) به آن نیاز داریم.»
زلنسکی پس از دیدار گفت که جلسه «سازنده» بوده اما درباره موشکها توضیحی نداد و افزود: «آمریکا نمیخواهد تنش افزایش یابد.»
ساعاتی بعد، ترامپ در جمع خبرنگاران در فلوریدا موضع خود را روشنتر بیان کرد: «شما بر اساس خط نبرد، هرجا که هست، عمل میکنید. در غیر این صورت موضوع خیلی پیچیده میشود... هر دو طرف باید به خانههایشان، نزد خانوادههایشان بروند و کشتار را متوقف کنند. و این باید پایان ماجرا باشد.»
او همچنین فاش کرد که پیش از دیدار با زلنسکی با ولادیمیر پوتین تماس گرفته است: «من با پوتین صحبت کردم، او هم میخواهد به توافق برسد. شما میدانید، در زندگیام خیلیها سعی کردهاند مرا بازی دهند، اما من همیشه خوب از آن بیرون آمدهام.»
این اظهارات آشکارا نشان میدهد که دولت ترامپ تمایل دارد جنگ اوکراین را در خطوط فعلی متوقف کند و از گسترش دامنه درگیری پرهیز کند. در واقع، ترامپ بیش از آنکه به پیروزی اوکراین فکر کند، به دنبال پایان جنگ با کمترین هزینه برای آمریکا است.
امتناع ترامپ از تحویل موشکهای تاماهاوک را میتوان در چند سطح تفسیر کرد. نخست، ملاحظات بازدارندگی است: تحویل سلاحهایی با برد بالا میتواند از دید مسکو عبور از «خط قرمز استراتژیک» تلقی شود و خطر درگیری مستقیم میان واشنگتن و روسیه را افزایش دهد.
دوم، بعد دیپلماتیک است: ترامپ میکوشد با باز نگه داشتن کانال گفتوگو با پوتین، نقش میانجی را ایفا کند و از تشدید تنشها جلوگیری کند.
سوم، انگیزههای سیاسی داخلی است: ترامپ تلاش میکند خود را رئیسجمهوری صلحطلب معرفی کند که میخواهد «جنگهای بیپایان» را خاتمه دهد.
اما واقعیت آن است که سیاست محدودسازی ارسال موشکهای دوربرد به اوکراین، تنها به دولت ترامپ محدود نیست. حتی در دوره جو بایدن نیز کاخ سفید تا مدتها از تحویل موشکهایی با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر به اوکراین خودداری میکرد.
دولت بایدن تا اواخر سال ۲۰۲۴ اجازه استفاده از موشکهای ATACMS (یکی از مهمترین موشکهای بالستیک کوتاهبرد ساخت ایالات متحده) را صادر نکرد، و آن هم با شروطی مشخص از جمله ممنوعیت استفاده از آنها برای حمله به اهدافی در داخل خاک روسیه.
در واقع، دولت بایدن از نظر اصولی نیز با ارسال موشکهایی با برد بلندتر مخالف بود، زیرا چنین اقدامی را گامی بهسوی درگیری مستقیم میان ناتو و روسیه میدانست. کشورهایی مانند آلمان هم در هماهنگی با واشنگتن، از تحویل موشکهای «Taurus» با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر خودداری کردند.
ترامپ با وجود تفاوت در بیان، عملا همین رویکرد را دنبال میکند؛ با این تفاوت که آن را نه در چارچوب امنیت جمعی ناتو، بلکه در قالب سیاست شخصی «اول آمریکا» توضیح میدهد. در نتیجه، آنچه امروز در کاخ سفید رخ میدهد، بیشتر تداوم یک سیاست بازدارنده دوجریانی است تا انحراف از آن.
با این حال، این تداوم برای کییف معنای متفاوتی دارد. زلنسکی از واشنگتن دست خالی بازگشت. او نهتنها نتوانست موشکهای مورد نظرش را بگیرد، بلکه با واقعیتی روبهرو شد که نشان میداد جنگ اوکراین دیگر اولویت فوری آمریکا نیست.
اروپا در تماسهای بعدی با زلنسکی بر «تعهد تزلزلناپذیر» خود تاکید کرد، اما توان نظامی و سیاسیاش برای پر کردن خلا واشنگتن محدود است. از سوی دیگر، مسکو این موضع را پیروزی استراتژیک تلقی میکند؛ چرا که توقف حمایت تسلیحاتی آمریکا میتواند به معنای تثبیت کنترل روسیه بر مناطق اشغالی باشد.
در نهایت، دیدار زلنسکی و ترامپ را باید نه صرفا رویدادی دیپلماتیک، بلکه نمادی از تغییر پارادایم در سیاست خارجی آمریکا دانست. از لحظه بیاستقبالی در فرودگاه تا رد درخواست موشکهای تاماهاوک، همهچیز حکایت از بازگشت به سیاستی دارد که جو بایدن نیز با احتیاط از آن پیروی میکرد: پرهیز از عبور از خط قرمز روسیه و تمرکز بر مهار تنش بهجای تشدید آن.
اگرچه ترامپ این تصمیم را در قالب شعارهای «صلح فوری» و «پایان کشتار» توجیه میکند، اما نتیجه عملی آن برای اوکراین تضعیف موضع دفاعی و افزایش فشار میدانی است.
برای اروپا نیز به معنای آغاز دوران جدیدی است که در آن دیگر نمیتواند بر چتر نظامی آمریکا در برابر روسیه تکیه کند. و برای روسیه، پیامی روشن دارد: غرب خسته است و واشنگتن دیگر مایل نیست هزینهٔ جنگی را بپردازد که پایانش نامعلوم است.
سفر زلنسکی به واشنگتن، از فرود خاموش در آسمان آمریکا تا خروج ساکت از کاخ سفید، بیش از هر بیانیهای نشان داد که مرحله تازهای از جنگ آغاز شده است؛ مرحلهای که در آن، حمایت غرب مشروط، احتیاطی و مبتنی بر موازنه خطر است.