تئاتر ایران از دوره طلایی خود فاصله گرفته است
احسان زیورعالم، در گفتوگو با ایران۲۴، درباره تاریخچه جشنواره تئاتر فجر بیان کرد: زمانی که درباره پدیدهای مثل جشنواره صحبت میکنیم، معمولاً نگاه افراد به همان رویدادی است که در آن لحظه اتفاق میافتد؛ در حالیکه هر جشنوارهای یک پیشینه تاریخی داشته که در طول زمان تغییر کرده است. بسیاری از ما نمیدانیم این جشنوارهها چگونه بهوجود آمده و چه مسیری را طی کردهاند. در دهه ۶۰ کشور با یک بحران جدی در حوزه فرهنگ و هنر مواجه بود. بازیگران مطرح سینمای آن دوره یا مهاجرت کرده یا از روند کار خارج شده بودند و همین عوامل باعث شد سینما به سمت استفاده از بازیگران تئاتر برود. با گذشت زمان، تئاتر به یک ثبات نسبی رسیده، دانشگاهها نیروی متخصص تربیت کرده و بازار کار تئاتر شکل گرفت؛ بنابراین جشنوارهای که با هدف پر کردن یک خلأ ایجاد شده بود، امروز دیگر نمیتواند دقیقاً همان نقش را ایفا کند و طبیعتاً نیاز به بازتعریف دارد.
منتقد تئاتر درباره مشکلات اصلی جشنوارههای تئاتر گفت: یکی از مشکلات اصلی در تئاتر، نبود یک اصول ثابت و مشخص است. در جشنوارههای معتبر جهانی تئاتر، ما با یک هویت ثابت روبه رو هستیم؛ به این معنا که هنرمند میداند برای حضور در چنین جشنوارهای باید چه مسیری را طی کند.
زیورعالم در ادامه بیان کرد: در مقابل، جشنواره تئاتر فجر طی سالهای مختلف دچار تغییرات مداوم در سیاستگذاری، مدیریت و حتی تعریف هدف جشنواره شده است. این تغییرات، اگرچه با نگاه بهتر شدن صورت گرفته، اما در عمل مانع از شکلگیری یک هویت منسجم و دقیق شده است. در حالی که جشنوارههای موفق جهان دقیقاً میدانند چه چیزی را مطرح کنند، در اینجا هنوز پاسخ روشنی به این پرسش وجود ندارد که جشنواره فجر دقیقاً برای چه هدفی برگزار میشود. نتیجه این وضعیت، کاهش کارکرد حرفهای جشنواره است؛ بهگونهای که بسیاری از گروههای حرفهای پس از طی مسیر رشد، دیگر این جشنواره را به عنوان یک مقصد جدی در برنامهریزی خود در نظر نمیگیرند. در حقیقت نبود ثبات، باعث شده جشنواره بیشتر از اینکه به جریان تاثیرگذار در حوزه تئاتر تبدیل شود، به یک رویداد مناسبتی تبدیل شده باشد.
این نویسنده با بررسی از وضعیت تئاتر در دورههای مختلف تصریح کرد: اگر بخواهیم وضعیت تئاتر را در دهههای مختلف بررسی کنیم، باید از نقش جشنواره تئاتر فجر شروع کنیم. در دهه ۷۰ و اواخر ۸۰ به این صورت بود که نمایش برای دیده شدن باید از فیلتر جشنواره عبور میکرد و حتی در مسیر اجرای عمومی نیز تا حد زیادی وابسته به موفقیت در همین جشنواره بود.
مترجم کتاب «هملت داگ، مکبث کاهوت» درباره تاثیر نسل جدید در دوره طلایی تئاتر، گفت: جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران نیز نقش مهمی در معرفی نسل جدید ایفا میکرد و بسیاری از چهرههای معروف نیز از دل همین فضا بیرون آمدند.آنچه که به عنوان دوره طلایی یاد میشد از سالهای ۷۴ تا ۸۸ را دربر میگرفت. بخشی زیادی از این کیفیت بالا ماحصل حمایت دولتی و توجه رسانهای بود به این صورت که ما با یک کیفیت ساختار یافته مواجه بودیم.حدودا اواسط دهه ۸۰ و با اجرای سیاستهایی مثل اصل ۴۴ قانون اساسی، وضعیت تئاتر تغییر کرد. گروههای تئاتر به این فکر افتادند بدون وابستگی به جشنواره نیز میتوانند مستقل باشند و به اجرا بروند و شاهد شکل گیری بازار تئاتر بودیم.اما در سالهای اخیر شاهد بحرانهای بسیاری در فضای تئاتر کشور هستیم؛ از تغییر مداوم دبیران گرفته تا بیثباتی در قوانین و حتی دخالتهای بیرونی را مشاهده میکنیم. در نتیجه، جشنواره تا عملکرد حرفهای بودن فاصله زیادی گرفته و بیشتر به یک ساختار اداری تبدیل شده است.