>

از تعطیلی آموزشگاه‌ها تا فروپاشی معیشت؛ درآمد هنرمندان به صفر رسید

از تعطیلی آموزشگاه‌ها تا فروپاشی معیشت؛ درآمد هنرمندان به صفر رسید
از همان روز‌های ابتدایی جنگ، فعالیت‌های هنری به حالت تعلیق درآمد. آموزشگاه‌های موسیقی در سراسر کشور تعطیل شدند، کنسرت‌ها و اجرا‌های زنده لغو شدند، برنامه‌های مناسبتی و ارگانی به حالت تعلیق درآمد و حتی کلاس‌های خصوصی خانگی نیز به دلیل شرایط امنیتی، محدودیت‌های رفت‌وآمد و نگرانی خانواده‌ها متوقف شد. تورم افسارگسیخته، کاهش قدرت خرید و از بین رفتن پس‌اندازها، آنها را در شرایطی قرار داده که امنیت اقتصادی و حتی روانی‌شان به شدت تهدید می‌شود.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۴۲۳۰۹

به گزارش ایران24، جامعه موسیقی ایران در دومین ماه از جنگ با خاموشی صدا‌ها و تشدید بحران معیشت هنرمندان مواجه است. با ورود جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران به دومین ماه، پیامد‌های اقتصادی و اجتماعی این بحران هر روز عمیق‌تر و ملموس‌تر می‌شود. در حالی که بسیاری از کسب‌وکار‌ها با رکود یا تعطیلی موقت مواجه شده‌اند، جامعه موسیقی را می‌توان در زمره آسیب‌پذیرترین اقشار دانست؛ قشری که حیات حرفه‌ای آن وابستگی مستقیمی به جریان مستمر آموزش، اجرا و فعالیت‌های فرهنگی دارد و اکنون این جریان به‌طور کامل متوقف شده است.


از همان روز‌های ابتدایی جنگ، فعالیت‌های هنری به حالت تعلیق درآمد. آموزشگاه‌های موسیقی در سراسر کشور تعطیل شدند، کنسرت‌ها و اجرا‌های زنده لغو شدند، برنامه‌های مناسبتی و ارگانی به حالت تعلیق درآمد و حتی کلاس‌های خصوصی خانگی نیز به دلیل شرایط امنیتی، محدودیت‌های رفت‌وآمد و نگرانی خانواده‌ها متوقف شد. این تعطیلی فراگیر، عملاً تمام مسیر‌های درآمدی فعالان حوزه موسیقی را مسدود کرده است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مدرسان، نوازندگان و حتی تکنسین‌های حوزه کنسرت و اجرا، اکنون بیش از چهل روز است که هیچ درآمدی نداشته‌اند.


ساختار اقتصادی جامعه موسیقی به‌گونه‌ای است که بخش قابل توجهی از فعالان آن فاقد حقوق ثابت، قرارداد‌های بلندمدت یا پوشش‌های حمایتی پایدار هستند. اغلب آنها به صورت پروژه‌ای، ساعتی یا حق‌التدریس فعالیت می‌کنند و درآمدشان مستقیماً به برگزاری کلاس یا اجرای برنامه وابسته است. در چنین شرایطی، تعطیلی کامل فعالیت‌ها به معنای قطع ناگهانی و صفر شدن درآمد است؛ وضعیتی که فشار معیشتی شدیدی را بر این قشر وارد کرده است.


اما آنچه بحران را پیچیده‌تر می‌کند، هزینه‌های ثابت و اجتناب‌ناپذیری است که همچنان پابرجاست. بسیاری از مدرسان موسیقی که آموزشگاه‌های خصوصی را اداره می‌کنند، با اجاره‌های سنگین ماهانه مواجه‌اند. حتی در شرایطی که هیچ کلاس و درآمدی وجود ندارد، تعهدات مالی آنها نسبت به مالکین پابرجاست. برخی از این افراد ناچار شده‌اند از پس‌انداز‌های محدود خود استفاده کنند یا حتی به قرض و بدهی روی بیاورند تا بتوانند اجاره آموزشگاه را پرداخت کنند. این وضعیت برای بسیاری از آموزشگاه‌ها خطر تعطیلی دائمی را به همراه دارد.


در سطحی دیگر، مشکل تأمین هزینه‌های زندگی شخصی هنرمندان نیز به شکل نگران‌کننده‌ای تشدید شده است. اجاره خانه، قبوض، هزینه‌های درمانی و سایر مخارج روزمره همچنان ادامه دارد، در حالی که هیچ منبع درآمدی برای پوشش آنها وجود ندارد. گزارش‌های غیررسمی نشان می‌دهد برخی از هنرمندان حتی در تأمین ابتدایی‌ترین نیاز‌های معیشتی مانند خرید مواد غذایی نیز با مشکل مواجه شده‌اند. تورم افسارگسیخته، کاهش قدرت خرید و از بین رفتن پس‌اندازها، آنها را در شرایطی قرار داده که امنیت اقتصادی و حتی روانی‌شان به شدت تهدید می‌شود.


در چنین فضایی، برخی هنرمندان تلاش کرده‌اند از طریق آموزش آنلاین یا فعالیت در فضای مجازی بخشی از درآمد خود را جبران کنند، اما قطعی کامل اینترنت همزمان با جنگ و مشکلات زیرساختی، کاهش تقاضا و شرایط کلی جامعه باعث شده این راهکار‌ها نیز به بن بست بخورد. این در حالی است که حتی اگر اینترنت هم وصل می‌بود باز شرایط جنگی به گونه‌ای بود که این اولویت را برای هنرجویان و خانواده‌ها کنار می‌زد تا شرایط به حالت عادی بازگردد.


از سوی دیگر، نبود حمایت‌های ساختاری و سیستماتیک از هنرمندان، این بحران را عمیق‌تر کرده است. بسیاری از فعالان موسیقی تحت پوشش بیمه بیکاری نیستند و صندوق‌های حمایتی نیز یا وجود ندارند یا کارآمدی لازم را ندارند. این خلأ حمایتی باعث شده هنرمندان در مواجهه با چنین بحران‌هایی کاملاً تنها بمانند و هیچ پشتوانه‌ای برای عبور از این دوره نداشته باشند.


پیامد‌های این وضعیت تنها محدود به امروز نیست. ادامه‌دار شدن این رکود می‌تواند به خروج تدریجی نیرو‌های حرفه‌ای از حوزه موسیقی منجر شود. هنرمندانی که سال‌ها برای آموزش و مهارت خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ممکن است ناچار شوند برای تأمین معیشت به مشاغل دیگر روی بیاورند. این اتفاق، در بلندمدت به تضعیف بدنه تخصصی موسیقی کشور و افت کیفیت تولیدات هنری منجر خواهد شد.


همچنین تعطیلی طولانی‌مدت آموزشگاه‌ها، روند آموزش نسل جدید هنرجویان را مختل می‌کند. وقفه در آموزش، کاهش انگیزه هنرجویان و از بین رفتن ارتباط آموزشی، می‌تواند آثار جبران‌ناپذیری بر آینده موسیقی کشور داشته باشد. به بیان دیگر، این بحران نه‌تنها معیشت امروز هنرمندان، بلکه آینده فرهنگی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.


در چنین شرایطی، ضرورت مداخله و حمایت نهاد‌های مسئول بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. ارائه کمک‌های مالی اضطراری، تعویق یا بخشودگی اجاره‌ها و مالیات‌ها، ایجاد صندوق‌های حمایتی ویژه هنرمندان و تسهیل دسترسی به خدمات بیمه‌ای می‌تواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد.

لازم به ذکر است که در میان تمام دشواری‌ها و خلأهای حمایتی، نمی‌توان از نقش «صندوق اعتباری هنر» به‌عنوان یکی از معدود نهادهایی که حضور و حمایت آن برای جامعه موسیقی ملموس بوده، چشم‌پوشی کرد. این صندوق در سال‌های اخیر با تحت پوشش قرار دادن بخش قابل توجهی از فعالان حوزه موسیقی در قالب بیمه و ارائه برخی خدمات حمایتی، توانسته حداقلی از امنیت و دلگرمی را برای هنرمندان فراهم کند. در شرایط فعلی نیز، همین پشتوانه هرچند محدود، برای بسیاری از اهالی موسیقی به‌عنوان یک نقطه اتکا تلقی می‌شود.

با این حال، واقعیت آن است که سطح بحران معیشتی ایجادشده در پی تعطیلی کامل فعالیت‌های هنری، بسیار فراتر از ظرفیت و توان چنین نهادی است. صندوق اعتباری هنر، با وجود تلاش‌های قابل توجه و حتی فراتر از ظرفیت معمول خود، اساساً برای مواجهه با بحران‌هایی در این ابعاد طراحی نشده است. حجم خسارت واردشده به جامعه موسیقی—از قطع کامل درآمدها تا ناتوانی در تأمین هزینه‌های اولیه زندگی—به‌گونه‌ای است که حمایت‌های محدود بیمه‌ای یا کمک‌های مقطعی، نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای فعلی هنرمندان باشد.

از همین رو، مسأله اصلی در این گزارش نه نفی اقدامات انجام‌شده، بلکه تأکید بر شکاف عمیق میان سطح بحران و میزان حمایت‌های موجود است. در چنین شرایطی، بدیهی است که رسیدگی مؤثر به وضعیت معیشتی هنرمندان نیازمند ورود جدی‌تر و گسترده‌تر نهادهای کلان دولتی است. حمایت‌هایی در سطح ملی، اعم از بسته‌های معیشتی، تسهیلات مالی ویژه و سیاست‌های حمایتی فراگیر، می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد؛ چرا که عبور از چنین بحرانی، از توان نهادهایی مانند صندوق اعتباری هنر به‌تنهایی خارج است و مستلزم عزمی فراتر در سطح سیاست‌گذاری کلان کشور خواهد بود.

برچسب ها: موسیقی جنگ معیشت
| ارسال نظر