هنرمندان فعالیتشان به ثبات اجتماعی، امنیت روانی و توان اقتصادی مردم وابسته است
به گزارش ایران ۲۴، جنگ، همواره فراتر از میدانهای نبرد، لایههای عمیقتری از زندگی اجتماعی و اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد. یکی از این لایهها، جامعه هنرمندان بهویژه موزیسینها است که فعالیتشان بهطور مستقیم به ثبات اجتماعی، امنیت روانی و توان اقتصادی مردم وابسته است. در شرایط جنگی اخیر ایران، آنگونه که از روایتهایی مانند سخنان مسلم شریفی برمیآید، موسیقی و فعالان این حوزه با بحرانی چندوجهی روبهرو شدهاند که عملاً چرخه تولید و درآمد آنان را مختل کرده است.
جنگ فقط زیرساختها و اقتصاد کلان را هدف نمیگیرد؛ در لایههای عمیقتر، معیشت و حیات فرهنگی جامعه را نیز به چالش میکشد. در گفتوگوی ایران۲۴ با مسلم شریفی، نوازنده و مدرس موسیقی، تصویری روشن از بحرانی ترسیم میشود که این روزها گریبانگیر هنرمندان موسیقی شده؛ بحرانی که از تعطیلی کلاسها و کنسرتها تا قطع کامل درآمد و نبود حمایتهای مؤثر را در بر میگیرد.
مسلم شریفی، نوازنده، آهنگساز و پژوهشگر موسیقی ایرانی، در گفتوگو ایران۲۴، درباره تأثیر مستقیم جنگ بر فعالیتهای هنری خود و دیگر موزیسینها میگوید:
«در وضعیت کنونی، امرار معاش بسیاری از هنرمندان و اصحاب فرهنگ و هنر بهشدت تحت تأثیر نابسامانیهای اقتصادی قرار گرفته است. اکثریت جامعه توان تأمین نیازهای ضروری زندگی خود را ندارند، چه برسد به هزینههای کلاسهای موسیقی. تأثیر جنگ بهصورت کاملاً مستقیم در زندگی هنرمندان دیده میشود.»
او با اشاره به تبعات گسترده اقتصادی جنگ ادامه میدهد: «بیکاری دهها هزار نفر در اثر تخریب زیرساختهای صنعتی و کارخانهها، میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از والدین هنرجویان بیکار شدهاند و دیگر توان پرداخت هزینههای آموزشی را ندارند.»
در چنین شرایطی، نخستین ضربه جدی به حوزه آموزش موسیقی وارد شده است. به گفته شریفی، با آغاز جنگ، آموزشگاهها با تعطیلیهای اجباری و کاهش شدید هنرجویان مواجه شدند:
«بسیاری از خانوادهها به دلیل ترس از بمباران، شهرها را ترک کردند. کلاسها عملاً به نصف رسید و همان تعداد باقیمانده هم با غیبتهای مکرر یا تعطیلی مواجه شدند. آموزشگاهها هم نمیتوانند شهریهای دریافت کنند و روزبهروز وضعیت بدتر میشود.»
در کنار آموزش، برگزاری کنسرتها که یکی از اصلیترین منابع درآمدی موزیسینها محسوب میشود، تقریباً بهطور کامل متوقف شده است. شریفی در اینباره میگوید:
«پس از جنگ دوازدهروزه، عملاً هیچ کنسرتی برگزار نشده است. تا جایی که میدانم، حدود ۹۰ درصد هنرمندان از این طریق دیگر درآمدی ندارند. بسیاری از کسانی که فقط از راه کنسرت زندگی میکردند، اکنون نه امکان اجرا دارند و نه شرایط تدریس برایشان فراهم است.»
بخش دیگری از فعالیتهای موسیقی، مانند برگزاری ورکشاپها نیز بهدلیل وابستگی به تبلیغات اینترنتی و حضور هنرجویان، در شرایط فعلی عملاً غیرممکن شده است. شریفی تأکید میکند:
«ورکشاپها نیاز به تبلیغات دارند و در این شرایط امکانپذیر نیست. حتی هنرمندان شناختهشده هم نمیتوانند چنین برنامههایی برگزار کنند، چه برسد به هنرمندان شهرستانی.»
از سوی دیگر، فعالیتهایی مانند آهنگسازی، ضبط و تولید آثار موسیقی نیز با رکود جدی مواجه شدهاند. کاهش توان اقتصادی مردم، نبود سرمایهگذاری و توقف پروژههای هنری، باعث شده این بخش نیز نتواند بهعنوان منبع درآمد عمل کند. حتی خدماتی مانند کوک و تعمیر سازها نیز به گفته شریفی درآمد قابلتوجهی برای هنرمندان ایجاد نمیکند و اغلب توسط فروشگاهها انجام میشود.
در این میان، آموزشگاههای موسیقی با چالش جدی هزینههای ثابت روبهرو هستند. شریفی که خود مدیریت یک آموزشگاه را بر عهده دارد، میگوید:
«اجاره، هزینههای آب و برق و حقوق مدرس و منشی همچنان پابرجاست. اما درآمدی وجود ندارد. مالکین هم هیچ حمایتی نمیکنند و هر سال اجارهها افزایش پیدا میکند. در این شرایط، حتی اگر پساندازی داشته باشیم، بهسرعت از بین میرود.»
او درباره وعدههای حمایتی دولت نیز میگوید:
«فقط قولهایی درباره وام داده شده که بعید میدانم به نتیجه برسد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که این وامها با دوندگی زیاد همراه است و در نهایت چیزی نصیب هنرمندان نمیشود. تاکنون هم هیچ کمکی دریافت نکردهایم.»
در خصوص حمایتهای صندوق اعتباری هنرمندان نیز وضعیت مشابهی حاکم است. شریفی تصریح میکند:
«هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و حمایتی که قابل اشاره باشد، دریافت نکردهایم.»
در نتیجه این شرایط، بسیاری از هنرمندان برای تأمین هزینههای زندگی به پساندازهای خود روی آوردهاند. شریفی در پایان میگوید:
«در این مدت هیچ درآمدی از موسیقی نداشتهام و فقط از پسانداز استفاده کردهام که آن هم رو به پایان است.»
مجموع این شرایط نشان میدهد که جنگ، نهتنها فعالیت حرفهای موزیسینها را مختل کرده، بلکه امنیت شغلی و معیشتی آنان را نیز بهشدت تهدید میکند. اگر این روند ادامه یابد، پیامدهایی مانند خروج هنرمندان از این حرفه و تضعیف جدی زیرساختهای موسیقی کشور دور از انتظار نخواهد بود—هشداری که امروز از دل جامعه موسیقی بیش از هر زمان دیگری شنیده میشود.