>

روایتی از نخست‌وزیری ناکام ایرانی و اعتماد به آمریکا

روایتی از نخست‌وزیری ناکام ایرانی و اعتماد به آمریکا
نخست‌وزیری دکتر علی امینی در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۱، حاصل فشار‌های آمریکا برای اجرای اصلاحات و مهار خطر کمونیسم بود؛ تجربه‌ای که با مقاومت پنهان شاه، ناکامی اقتصادی و تغییر محاسبات واشنگتن، به سرعت پایان یافت و راه را برای تمرکز دوباره قدرت در دست محمدرضا شاه و آغاز «انقلاب سفید» هموار کرد.
کد خبر : ۴۲۴۲۳

به گزارش ایران۲۴، نخست‌وزیری دکتر علی امینی (اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱) یکی از شگفت‌انگیزترین رویداد‌های دوران پهلوی دوم بود. در حالی که محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با تضعیف قانون اساسی، کنترل انتخابات و انحلال مجلسین، قدرت را به دربار بازگردانده و اقتدار سلطنتی را تقویت کرده بود، انتصاب امینی ـ که از نوادگان قاجار، داماد وثوق‌الدوله و معتقد به سلطنت مشروطه بود ـ غیرطبیعی به نظر می‌رسید.

شاه نسبت به نخبگان قاجاری تبار (مانند مصدق) بی‌اعتماد بود و امینی را تهدیدی برای اقتدار خود می‌دانست. نقش آمریکا در برکشیدن امینی کلیدی بود. امینی با سابقه وزارت دارایی در کابینه زاهدی (و امضای قرارداد کنسرسیوم)، سفارت در واشنگتن و دوستی با جان اف. کندی، مورد اعتماد آمریکایی‌ها قرار گرفته بود. کندی که نگران نفوذ کمونیسم در ایران بود، سیاست اصلاحات را دنبال می‌کرد: کاهش بودجه نظامی، مبارزه با فساد، اصلاحات ارضی و تعدیل اختناق سیاسی برای تثبیت منافع نفتی و جلوگیری از انقلاب چپ‌گرا. آمریکا امینی را عامل اجرای این برنامه‌ها می‌دانست و فشار‌هایی ـ از کاهش کمک نظامی تا تهدید‌های غیرمستقیم ـ بر شاه وارد کرد تا او را به نخست‌وزیری برساند. 

شاه خود در خاطراتش نوشت که فشار آمریکا «به قدری افزایش یافت که چاره‌ای جز تسلیم نداشتم» و امینی را «عامل داخلی» کندی توصیف کرد. امینی با حمایت واشنگتن، اصلاحات ارضی را با شدت (تحت رهبری حسن ارسنجانی) پیش برد،  آزادی اجتماعات داد و حتی برخی امرای ارتش و رجال درباری را تحت تعقیب قرار داد. این اقدامات، هراس شاه از تکرار تجربه مصدق را برانگیخت و او را عملاً «بیکار» کرد، زیرا امینی شاه را از مراسم افتتاح طرح‌ها دور نگه می‌داشت. با این حال، شکست اقتصادی امینی (ناتوانی در تأمین وام خارجی و کسری بودجه) و اختلافات با شاه بر سر بودجه نظامی، فضا را برای تغییر فراهم کرد.

شاه هوشمندانه به منبع قدرت امینی، یعنی آمریکا، متوسل شد. در ملاقات با کندی، خود را پرچم‌دار اصلاحات نشان داد و قول اجرای خواسته‌های واشنگتن را داد. شکست‌های امینی نظر آمریکایی‌ها را تغییر داد؛ پس از ترور کندی و روی کار آمدن جانسون، حمایت از امینی کاهش یافت. امینی در ۲۵ تیر ۱۳۴۱ استعفا داد تا حمایت آمریکا را بسنجد، اما واشنگتن واکنشی منفی نشان نداد و حتی نماینده جانسون به نفع شاه رأی داد. در نهایت، آمریکا ابتدا امینی را برای اجرای اصلاحات «از بالا» برکشید تا ایران را در برابر کمونیسم تثبیت کند، اما وقتی شاه خود را قادر به رهبری همان اصلاحات (انقلاب سفید) نشان داد، حمایت را به او منتقل کرد و امینی را کنار گذاشت. این چرخش، نشان‌دهنده اولویت واشنگتن بر ثبات شاهنشاهی به جای آزمایش پارلمانی بود. امینی پس از ۱۴ ماه، برای همیشه از صحنه سیاست کنار رفت و شاه کنترل کامل را بازپس گرفت.

منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر

| ارسال نظر