کدام سفیر ایران از انگلستان حقوق دریافت میکرد؟
به گزارش ایران۲۴، میرزا ابوالحسنخان شیرازی، مشهور به ایلچی، از چهرههای پرنفوذ و در عین حال بحثبرانگیز اوایل دوره قاجار به شمار میآید. او در سال ۱۱۹۲ قمری در شیراز، در خانوادهای وابسته به دستگاه قدرت متولد شد؛ خواهرزاده حاجی ابراهیمخان اعتمادالدوله و فرزند میرزا محمدعلی بود. همین پیوندهای خانوادگی، از همان آغاز، مسیر ورود او به عرصه سیاست را هموار ساخت.
در سال ۱۲۱۵ قمری و در پی عزل و زندانی شدن حاجی ابراهیمخان به فرمان فتحعلیشاه، میرزا ابوالحسنخان که در آن زمان حکومت شوشتر را بر عهده داشت، به تهران فراخوانده شد. شاه در ابتدا قصد جان او را داشت، اما با وساطت برخی درباریان از مرگ رهایی یافت و ناچار به اقامت اجباری در شیراز شد. این تبعید، اما دیری نپایید؛ او با کمک انگلیسیها از شیراز گریخت و راهی بمبئی شد. مدتی بعد، با تغییر رویکرد شاه نسبت به خاندان اعتمادالدوله، به ایران بازگشت و در دستگاه حکومتی حسینعلیمیرزا فرمانفرما به خدمت درآمد.
نقطه عطف زندگی سیاسی او، اعزام به عنوان سفیر ایران به لندن در سال ۱۲۲۴ قمری بود؛ سفری که همراهی جیمز موریه، نویسنده معروف، نیز بر اهمیت آن افزود. میرزا ابوالحسنخان در اروپا سخت تحت تأثیر مظاهر تمدن غرب قرار گرفت و شیفتگی خود را در نوشتهای با عنوان «حیرتنامه» بازتاب داد؛ اثری که برخی آن را نشانه دلبستگی افراطی او به غرب دانستهاند.
در همین سفر، با هدایت سرگور اوزلی، دیپلمات انگلیسی، به محافل فراماسونری راه یافت. گفته میشود که این ارتباطات بعدها در گسترش نفوذ انگلستان در ایران بیتأثیر نبود. میرزا ابوالحسنخان تا پایان عمر از دولت انگلیس مقرری دریافت میکرد؛ موضوعی که همواره محل انتقاد مورخان بوده است.
او پس از بازگشت به ایران، نقش مهمی در سیاست خارجی کشور ایفا کرد. از جمله در انعقاد عهدنامه گلستان در سال ۱۲۲۸ قمری، که به پایان نخستین دوره جنگهای ایران و روسیه انجامید، نماینده ایران بود. سپس برای تأیید این عهدنامه به دربار روسیه اعزام شد. بعدها بار دیگر به سفارت لندن منصوب شد و همزمان مسئولیت روابط با چند کشور اروپایی دیگر را نیز بر عهده داشت.
دوره وزارت خارجه او، که در دو مقطع از زمان فتحعلیشاه تا محمدشاه ادامه یافت، مصادف با تحولات حساس و جنگهای سرنوشتساز ایران و روسیه بود. در جریان جنگ دوم، او در مذاکراتی شرکت کرد که به انعقاد عهدنامه ترکمنچای انجامید؛ قراردادی که به از دست رفتن بخشهای مهمی از سرزمین ایران انجامید و نام او را در تاریخ، در کنار این رویداد تلخ ثبت کرد.
در ماجرای قتل گریبایدوف، نماینده روسیه در تهران، نیز او از پذیرش مأموریت عذرخواهی سر باز زد و این وظیفه به خسرو میرزا واگذار شد. سرانجام، میرزا ابوالحسنخان پس از سالها حضور در عرصه سیاست و دیپلماسی، در سال ۱۲۶۲ قمری درگذشت. کارنامه او آمیزهای از فعالیت دیپلماتیک، وابستگی خارجی و نقشآفرینی در یکی از پرچالشترین ادوار تاریخ ایران است.
منبع:
۱. پژوهشکده تاریخ معاصر
۲- مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲، ۱۳ و ۱۴ هجری، جلد ۱، ص ۳۵.
۳- اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، جلد ۱، ص ۳۱۶.