>

راه خاتمه جنگ تحمیلی در «کور کردن چشم طمع دشمن» است

راه خاتمه جنگ تحمیلی در «کور کردن چشم طمع دشمن» است
در حالی که ایالات متحده پس از هفته‌ها ناکامی در پیشبرد اهداف خود علیه ایران به‌دنبال خروجی آبرومندانه از میدان است، این یادداشت با تأکید بر نقش «طمع» در تداوم جنگ‌افروزی، استدلال می‌کند که تکیه بر مذاکره نه‌تنها راه‌حل نیست بلکه به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی استمرار فشار و تقابل عمل می‌کند؛ راهبرد مؤثر، تقویت بازدارندگی و بستن مسیرهای نفوذ از جمله کنار گذاشتن مذاکره‌ای است که به تعبیر نویسنده، چشم طمع دشمن را باز نگه می‌دارد.
نویسنده : داوود مهدوی‌زادگان
کد خبر : ۴۲۶۵۷

این یادداشت به قلم «حجت‌الاسلام والمسلمین داوود مهدوی‌زادگان» رئیس پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با نگاهی تحلیلی به ریشه‌های تداوم منازعه و منطق رفتاری قدرت‌های مداخله‌گر، تلاش می‌کند یک گزاره کلیدی را صورت‌بندی کند: تا زمانی که «چشم طمع» دشمن فعال است، چرخه فشار، جنگ و مذاکره ادامه خواهد یافت. نویسنده با اتکا به ادبیات دینی و تجربه‌های میدانی، بر این باور است که برخی رویکردهای مرسوم در سیاست خارجی نه‌تنها بازدارنده نیستند، بلکه به‌صورت ناخواسته محرک تداوم بحران‌اند. در این چارچوب، خواندن این یادداشت برای درک یک روایت متفاوت از نسبت «مذاکره» و «جنگ» و نیز بررسی راهکارهای پیشنهادی برای تغییر موازنه، قابل توجه است. متن کامل یادداشت را در ادامه می‌خوانیم:

دولت تجاوز گر آمریکا بیش از شصت روز است که از ناکامی در تحمیل جنگ ظالمانه علیه ایران اسلامی درمانده شده است و در پی آن است که به گونه ای آبرومندانه خود را از این جنگی که به راه انداخته برهاند. با وصف این، همچنان در منطقه خلیج فارس حضور دارد و در انتخاب راه درست و معقول که همانا دست شستن از خوی جنگ طلبی و بازگشت به سرزمین خود در آن طرف اقیانوس است در مانده است. مهم ترین این این نا توانی وجود خصلت حرص و طمع در نظام سرمایه داری/ استکباری است. و البته همین خصلت دیر یا زود او را از پا در می آورد. چنانکه امام علی علیه السلام درباره سقوط عقول در تحت طمع می فرماید:«أَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ، تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ»؛بیشتر پرتگاه های خرد، در زیر زرق و برق طمع هاست. ( نهج البلاغة/ حکمت 219 )

اما عوامل مختلفی است که حس طمع ورزی مستکبران جنگ طلب و جنایتکار را همچنان فعال و شعله ور نگه می دارند. در واقع، هر یک از این عوامل به مثابه چشم طمع عمل می کنند. ما دامی که این چشم های طمع ورزی باز است روحیه جنگ طلبی و تجاوز گری قدرت های استکباری فروکش نخواهد کرد. در اینجا فقط به یکی از آن چشم های طمع تداوم جنگ افروزی دشمن آمریکایی/ صهیونی اشاره می شود و آن عبارت از مقوله « مذاکره » است.

مقوله مذاکره و گفتگو همان چشم طمعی است که نمی گذارد دشمن به تجدید نظر در رفتار ناصواب و اتخاذ الگوی معقول در به رسمیت شناختن حقوق حقه دولت _ ملت ها و دست شستن از روحیه جنگ طلبی و تجاوزگری  رو آورد. دشمن همواره امیدوار است که از طریق مذاکره به آنچه که از طریق تحمیل جنگ دست نیافته است نائل شود. و این چشم طمع استکبار ( مذاکره ) درون جامعه مورد تجاوز توسط جبهه نفاق و نفوذ باز نگه داشته می شود. اهل نفاق بویژه در هنگامه شکست تجاوز دشمن جنایتکار تلاش می کند اولاً مانع استمرار پیروزی ملت شوند و ثانیاً ملت پیروز را از طریق مذاکره مقهور دشمن کنند.

بنابر این، اگر یکی از راه های پشیمان کننده و کور کننده چشم طمع دشمن به ادامه جنگ و محاصره و تحریم تقویت قدرت دفاعی  و ابزار جنگی است به یقین راه دوم ضروری کنار گذاشتن مقوله مذاکره است. باید چشم طمع (مذاکره) دشمن را کور کرد تا دست از جنگ بردارد و به کشور خود عقب نشینی کند. وقتی مذاکره ارزشمند است که ذره ای از هوس و طمع جنگ افروزی و تجاوز را در دشمن شعله ور نسازد. در غیر این صورت، هر گامی که در جهت انجام مذاکره و گفتگو بر داشته شود نا خواسته در تداوم وضعیت جنگی موثر خواهد بود. نباید در چنین شرایطی گمان کرد که برای خاتمه جنگ وارد مذاکره می شویم بلکه عکس آن اتفاق می افتد. و البته تنها دیپلماسی انقلابی/ ولایی است که با دست شستن از مقوله مذاکره می تواند چشم طمع جنگ افروزی دشمن را کور کند. انشاء الله.

 
| ارسال نظر