ترک نابهنگام میدان از سوی ایران سرنوشت جنگ قفقاز (۱۱۹۲_۱۱۸۳ ه.ش) را تغییر داد
موسی حقانی رییس پژوهشکده تاریخ معاصر در گفتوگو با ایران۲۴ طی سخنان اظهار داشت: اگر بخواهیم بر تجربه تاریخی خودمان تأملی داشته باشیم، میتوانیم به مقطع پایان جنگهای دوره اول روسیه علیه ایران اشاره کنیم؛ مقطعی که به گفته او، ایران در شرایطی کاملاً نابهنگام میدان را ترک کرد و به پشت میز مذاکره رفت. در نتیجه این تصمیم، یک فرصت تاریخی و طلایی برای عقب راندن سپاه اشغالگر روس از سرزمینهای اشغالی از دست رفت.
وی در ادامه با طرح این پرسش که چه کسی و چه جریانی ایران را به سمت ترک میدان و ورود به مذاکره سوق داد، تصریح کرد:در اینجا میتوان به نقش جریان نفوذ در داخل حاکمیت قاجار اشاره کرد. همچنین نقش مخرب انگلستان در نابودی منافع ملی ایران باید مورد توجه قرار گیرد و تأکید کرد که اساساً جنگهای دوره اول روسیه علیه ایران با تحریک انگلستان آغاز شده بود. باید این نکته را در نظر داشت که «تحریککننده جنگ نمیتواند میانجیگر صادق باشد» و نمیتواند برای منافع ایران اقدامی مؤثر انجام دهد. آغاز جنگها در راستای منافع انگلستان بوده، زیرا این وضعیت هم ایران و هم روسیه را از تمرکز بر هند منحرف میکرد.
حقانی ادامه داد: در مقطعی که روسیه و انگلستان درگیر ناپلئون بودند، فرصت بسیار خوبی برای ایران فراهم شد تا از شرایط بینالمللی برای منافع خود استفاده کند. در این شرایط، دیپلماسی و گفتوگو میتوانست به کمک ایران بیاید، مشروط بر اینکه روسها متقاعد شوند که باید آتشبس برقرار شود و سرزمینهای اشغالی را ترک کنند. این امر مستلزم آن بود که ایران از نظر نظامی و مقاومتی به گونهای عمل کند که روسها به این نتیجه برسند که توقف موقت جنگ ضروری است. متأسفانه ایران بدون هیچ پیششرطی، به تضمینهای انگلستان برای تأمین منافع خود اعتماد کرد و وارد روندی شد که در عمل به آتشبس بدون دستاورد مشخص منجر شد.
وی گفت: پس از آتشبس قرار بود مذاکرات انجام شود و با کمک انگلستان، مناطق اشغالی به ایران بازگردانده شود. اگر روسها این موضوع را نمیپذیرفتند، ایران باید فشار نظامی خود را افزایش میداد و میدان را ترک نمیکرد. به جای این کار، عملیات نظامی متوقف شد و ایران وارد روندی دیپلماتیک شد که به گفته او بدون نتیجه باقی ماند. پس از پایان درگیریهای انگلستان و ناپلئون، روسها دیگر تمایلی به مذاکره نشان ندادند. نماینده ایران به مدت حدود دو سال و نیم در روسیه در وضعیت بلاتکلیف به دنبال گفتوگو با مقامات روسی بود، اما نتیجهای حاصل نشد انگلستان نیز از تعهدات خود شانه خالی کرد و ایران با وضعیت جدیدی مواجه شد که شامل از دست رفتن سرزمینها و بحرانهای داخلی بود.
رییس پژوهشکده تاریخ معاصر افزود: این روند در نهایت به قرارداد گلستان و از دست رفتن بخشهایی از قفقاز انجامید. این مسئله حل نشد و در ادامه به جنگهای دوره دوم انجامید که به گفته او، با یک «خیانت بزرگ» و امضای قرارداد ترکمانچای همراه بود. این قراردادها شامل پذیرش غرامت، کاپیتولاسیون و از دست رفتن کامل قفقاز بود. این تجربه تاریخی بسیار تلخ بوده و باید به عنوان یک درس مهم مورد توجه قرار گیرد. بر اساس این تجربه، هیچگاه نباید از موضع ضعف پای میز مذاکره رفت. امروز نیز ایران با اقتدار بیشتری نسبت به گذشته وارد تعاملات میشود و از موضع ضعف مذاکره نمیکند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با این حال، به نظر میرسد طرف مقابل هنوز به اندازه کافی تحت فشار قرار نگرفته است. در جریان مذاکرات نیز همچنان تهدید به حمله نظامی مطرح میشود. در چنین شرایطی باید هم در عرصه دیپلماسی و هم در عرصه نظامی اقتدار نشان داده شود تا طرف مقابل مجبور به پذیرش شرایط شود. تجربه تاریخی نشان داده تا زمانی که فشار کافی بر دشمن وارد نشود، او حاضر به امتیاز دادن نخواهد بود. به باور او، سیاست غرب در طول ۲۲۰ سال گذشته بر تضعیف و تجزیه ایران استوار بوده است. این نگاه حتی در سخنان برخی رهبران غربی نیز منعکس شده است و به نمونههایی از این اظهارات اشاره کرد.