>
کد ویدیو
کد خبر : ۴۳۴۶۰
17:58 02 / 03 /1405

کارشناس فرش از ایتالیا: مونالیزا در برابر قالی ایرانی چیزی نبود

کارشناس و مجموعه‌دار فرش ایرانی در ایتالیا، از مواجهه‌اش با یک قالی کهنه خراسانی می‌گوید؛ روایتی سرشار از شگفتی، رنگ، خاطره و ستایش هنر ایرانی که به جمله‌ای خیره‌کننده ختم می‌شود: «مونالیزا در برابر زیبایی قالی‌های ما چیزی نبود.»

به گزارش ایران24، گاهی یک اثر هنری فقط یک شیء نیست؛ تکه‌ای از حافظه، فرهنگ و روح یک سرزمین است. طاهر صباحی، کارشناس شناخته‌شده فرش ایرانی در ایتالیا، در بخشی از گفت‌وگوی خود با ایران۲۴، از لحظه‌ای حرف می‌زند که یک قالی قدیمی خراسانی به دستش رسید؛ قالی‌ای که قرار بود تنها جابه‌جا شود، اما برای او به تجربه‌ای عمیق و تکان‌دهنده بدل شد. او با شوقی کم‌نظیر از رنگ‌های طبیعی، از روناس و پوست گردو تا زرد‌های گیاهی و سبز‌های ترکیبی قالی می‌گوید؛ رنگ‌هایی که به باور او «حرف می‌زنند».

روایت صباحی، فقط توصیف یک فرش نیست؛ ادای احترام به هنر و زیبایی‌شناسی ایرانی است، آن‌چنان که در پایان، با اغراقی شاعرانه می‌گوید: «می‌گویند مونالیزا؛ اما آن در برابر زیبایی قالی‌های ما چیزی نبود.». منظور این کارشناس کهنه‌کار فرش ایرانی این است که فرش ایرانی که زمانی زینت بخش خانه اروپایی‌ها بود حالا از آن محبوبیت خبری نیست تا جایی که یک خانم ایتالیایی به همکاران من حتی پول هم داده که بیایند و فرش ایرانی را از خانه‌اش ببرند و این بسیار غم انگیز است!

طاهر صباحی در این بخش از گفتگویش با ایران24 گفت:

«بچه‌هایی که اینجا برای من کار می‌کنند، رفته بودند منزل خانمی. او گفته بود بیایید این قالی را ببرید. یک قالی هشت‌متری بود. چون اینجا جا نداشتم و فرش هم فروش رفته بود، قالی را تحویل گرفتند. آن خانم حتی صد یورو هم به بچه‌ها انعام داده بود تا فقط این قالی را ببرند؛ انگار بودنش برایش مزاحمت داشت.

قالی را آوردند اینجا. به خدا قسم، وقتی بازش کردم، دلم به تپش افتاد. رنگ‌های قالیِ جنوب خراسان… هنوز هم وقتی درباره‌اش حرف می‌زنم، می‌لرزم. چقدر زیبا بود.

این رنگ‌ها حرف می‌زدند؛ زرد‌های گیاهی، قرمز‌های روناس، قهوه‌ای‌های پوست گردو، سبز‌هایی که از ترکیب آبی و زرد به وجود آمده بودند… انگار همه زنده بودند.

روی قالی زانو زدم. فرستادیم ایران تا شسته و مرمت شود. نه ماه طول کشید تا رفو شد و برگشت. بعد آن را به دیوار زدم و مدت‌ها فقط نگاهش می‌کردم. از تماشایش لذت می‌بردم، از آن عکس می‌گرفتم، می‌نشستم روبه‌رویش و نگاهش می‌کردم.‌

می‌گویند مونالیزا…، اما آن در برابر زیبایی قالی‌های ما چیزی نبود.»

| ارسال نظر