پشت ویترین لوکس جشنواره کن؛ ماجرای حضور پولی اینفلوئنسرها روی فرش قرمز
به گزارش ایران24، جشنواره فیلم کن برای دههها نماد نوعی اشرافیت فرهنگی بود؛ جایی که سینما، ستارهها و رسانههای معتبر جهانی در یک قاب جمع میشدند تا درباره هنر هفتم حرف بزنند. اما حالا اگر چند دقیقه در شبکههای اجتماعی بچرخید، تصویری متفاوت از این رویداد میبینید: اینفلوئنسرهایی که با لباسهای پرزرقوبرق روی همان فرش قرمز قدم میزنند، از زاویههای مختلف فیلم میگیرند، استوری میگذارند و میلیونها بازدید میگیرند؛ بیآنکه فیلمی در جشنواره داشته باشند یا حتی نسبتی با سینما پیدا کنند.
همین تغییر، بحثی جدی را در فضای رسانهای جهان ایجاد کرده است؛ اینکه آیا حضور اینفلوئنسرها در کن صرفاً بخشی از تحول رسانهای است یا نتیجه تجاریشدن افراطی یکی از مهمترین جشنوارههای هنری دنیا؟ گزارشها و روایتهای مختلفی که طی دو سال گذشته منتشر شدهاند، نشان میدهد دستکم بخشی از این حضورها از مسیر پرداختهای مالی و قراردادهای تبلیغاتی شکل میگیرد.
در ظاهر، ماجرا ساده به نظر میرسد. یک اینفلوئنسر مشهور به کن میرود، روی فرش قرمز عکس میگیرد و محتوایی تولید میکند که میلیونها نفر آن را میبینند. اما پشت این تصاویر، صنعتی پیچیده از روابط عمومی، تبلیغات برندها، آژانسهای دیجیتال و اقتصاد توجه قرار دارد؛ صنعتی که حالا حتی به حریم سنتی جشنوارههای سینمایی هم نفوذ کرده است.
در گذشته، حضور روی فرش قرمز کن تقریباً منحصر به بازیگران، کارگردانان، تهیهکنندگان و خبرنگاران معتبر بود. امروز اما بسیاری از برندهای مد و جواهرات، اینفلوئنسرها را به عنوان ابزار بازاریابی مؤثرتر میبینند. برای یک برند لوکس، شاید حضور یک چهره اینستاگرامی با ده میلیون دنبالکننده ارزش تبلیغاتی بیشتری از حضور یک بازیگر مستقل اروپایی داشته باشد. همین منطق باعث شده فرش قرمز کن از یک فضای صرفاً سینمایی، به ویترینی برای اقتصاد شبکههای اجتماعی تبدیل شود.
بخشی از جنجال زمانی شکل گرفت که برخی فعالان رسانهای و کاربران فضای مجازی مدعی شدند حضور روی فرش قرمز عملاً به یک «خدمت قابل خرید» تبدیل شده است. در برخی گزارشها گفته شد آژانسهایی وجود دارند که در قالب پکیجهای ویژه، امکان حضور در رویدادهای حاشیهای کن و حتی دسترسی به فرش قرمز را برای اینفلوئنسرها فراهم میکنند. این بستهها معمولاً شامل لباس، آرایش، عکاس حرفهای، هماهنگی رسانهای و دسترسی به مهمانیهای خصوصی هستند.
البته باید میان «دعوت رسمی جشنواره» و «حضور تجاری در حاشیه جشنواره» تفاوت قائل شد. بسیاری از افرادی که تصاویرشان روی فرش قرمز منتشر میشود، لزوماً مهمان رسمی جشنواره نیستند. آنها ممکن است از طریق اسپانسرها، شرکتهای تبلیغاتی یا برندهای مد وارد این فضا شده باشند. اما در فضای اینستاگرام، این مرز عملاً محو میشود. کاربر نهایی فقط تصویر یک چهره مشهور را روی پلههای معروف کن میبیند و تصور میکند او بخشی از هسته اصلی جشنواره است.
نکته مهمتر این است که خود جشنواره هم نمیتواند کاملاً در برابر این جریان مقاومت کند. جهان رسانه در دهه اخیر تغییر کرده است. زمانی پوشش کن در اختیار تلویزیونها و مجلات مد بود، اما امروز الگوریتمهای شبکههای اجتماعی تعیین میکنند چه تصویری بیشتر دیده شود. برندها نیز دقیقاً بر همین اساس سرمایهگذاری میکنند. اگر یک اینفلوئنسر بتواند در عرض چند ساعت میلیونها بازدید ایجاد کند، طبیعی است که شرکتهای بزرگ بخواهند او را به قلب یکی از مشهورترین رویدادهای فرهنگی جهان بفرستند.
منتقدان اما معتقدند این روند به تدریج هویت جشنواره را دگرگون کرده است. از نگاه آنها، کن قرار بود محل گفتوگوی سینما باشد، نه صحنه رقابت اینفلوئنسرها برای گرفتن عکسهای بیشتر. بعضی منتقدان فرانسوی حتی از واژه «بازار شهرت» برای توصیف وضعیت فعلی استفاده کردهاند؛ بازاری که در آن مرز میان هنر و تبلیغات هر روز کمرنگتر میشود.
در مقابل، گروهی دیگر این تغییر را اجتنابناپذیر میدانند. آنها میگویند سینما همواره با صنعت مد، تبلیغات و رسانه پیوند داشته و اکنون فقط شکل این پیوند تغییر کرده است. همانطور که روزی ستارههای هالیوود ابزار تبلیغاتی برندها بودند، امروز این نقش به اینفلوئنسرها منتقل شده است. تفاوت فقط در این است که قدرت رسانهای از استودیوهای فیلمسازی به تلفنهای همراه منتقل شده است.
جالب اینجاست که بسیاری از اینفلوئنسرها خودشان نیز تلاش میکنند حضورشان را فراتر از نمایش ظاهری تعریف کنند. برخی از آنها درباره فیلمها محتوا تولید میکنند، با کارگردانها مصاحبه میگیرند یا تجربه حضور در جشنواره را به نوعی گزارش دیجیتال تبدیل میکنند. اما حتی در این حالت هم سؤال اصلی پابرجاست: آیا کن هنوز یک جشنواره سینمایی است یا به سکویی برای تولید محتوا در شبکههای اجتماعی تبدیل شده؟
شبکههای اجتماعی در این میان نقش متناقضی دارند. همان فضایی که اینفلوئنسرها را به کن رسانده، حالا پشتپرده این حضورها را هم افشا میکند. کاربران امروز بهسرعت متوجه میشوند چه کسی دعوت رسمی دارد و چه کسی از مسیر تبلیغاتی وارد شده است. به همین دلیل، بسیاری از اینفلوئنسرها هنگام انتشار تصاویرشان با موجی از پرسش و حتی تمسخر مواجه میشوند؛ پرسشهایی درباره اینکه «واقعاً چرا آنجا هستند؟»
شاید مهمترین نکته این باشد که ماجرا فقط درباره کن نیست. آنچه امروز در این جشنواره دیده میشود، بخشی از تحول بزرگتری در جهان فرهنگ و رسانه است؛ جایی که ارزش دیدهشدن، گاهی از خود محتوا مهمتر میشود. در چنین فضایی، فرش قرمز دیگر فقط مسیر ورود به سالن نمایش فیلم نیست؛ بلکه سکویی برای رقابت بر سر توجه، فالوئر و قراردادهای تبلیغاتی است.
کن هنوز هم یکی از مهمترین رویدادهای سینمای جهان محسوب میشود و فیلمسازان بزرگ برای حضور در آن رقابت میکنند. اما واقعیت این است که دوربینها دیگر فقط به سمت سینما نچرخیدهاند. امروز بخش قابل توجهی از نور این دوربینها روی چهرههایی میتابد که قدرت اصلیشان نه بازیگری، بلکه پرداخت حدود 25 هزار دلار پول نقد به مسولین جشنواره و توانایی جذب مخاطب در دنیای دیجیتال است. شاید این همان تصویری باشد که عصر شبکههای اجتماعی از فرهنگ ساخته؛ عصری که در آن مرز میان هنر، شهرت و تبلیغات، هر روز مبهمتر میشود.