دهنمکی: مدرسه میناب برای من دراماتیکترین صحنه جنگ بود
به گزارش ایران24، جنگها فقط در میدان نبرد روایت نمیشوند؛ بخش مهمی از آنها در حافظه مردم، تصاویر رسانهای و روایتهای انسانی شکل میگیرد. آنچه یک واقعه نظامی را به صحنهای ماندگار در تاریخ و هنر تبدیل میکند، صرفاً حجم ویرانی یا قدرت آتش نیست، بلکه لحظهای است که انسان عادی در میانه حادثه قرار میگیرد؛ جایی که ترس، امید، مظلومیت و مقاومت در کنار هم معنا پیدا میکنند.
مسعود دهنمکی در بخشی دیگر از گفتوگوی خود با ایران۲۴، با همین نگاه دراماتیک و سینمایی، به برخی از مهمترین و تأثیرگذارترین صحنههای جنگ رمضان اشاره میکند؛ صحنههایی که از نظر او، فراتر از تحلیلهای سیاسی و نظامی، ظرفیت تبدیل شدن به روایتهای ماندگار انسانی را دارند. او معتقد است درام واقعی جنگ، زمانی شکل میگیرد که جنگ از خطوط مقدم عبور کرده و به خانهها، مدارس و زندگی روزمره مردم میرسد.
از نظر شما با دید یک کارگردان، دراماتیکترین صحنه جنگ رمضان کدام صحنه است؟
واقعاً نقاط و اتفاقات مهم و عجیبی در این جنگ رخ داده است. از هر زاویهای که وارد شوید، میتوان روایت متفاوتی پیدا کرد؛ از جنگ روانی و شایعهسازی گرفته تا فضای ناامنی ذهنی مردم.
حتی خود مسئله شهادت رهبر انقلاب و فضایی که پیرامون آن شکل گرفت، هر کدام ظرفیت یک روایت بزرگ را دارند. از طرف دیگر، جنایتهایی مثل حمله به مدرسه میناب و شهادت کودکان، یا برخی از شهدایی که داستان زندگیشان به نماد تبدیل شد، همه بخشهایی از این درام بزرگ هستند.
در کنار اینها، حماسه توان موشکی نیروهای مسلح ایران و حمله به مواضع اسرائیل و پایگاههای آمریکایی نیز وجه دیگری از ماجراست؛ صحنههایی که میتواند در قالب یک روایت حماسی بازسازی شود. حتی اتفاقاتی مانند بمباران مقر آمریکاییها در کویت و حوادث پس از آن، که توسط اف5 ایرانی و دلاوری خلبانان ایرانی انجام گرفت و کاری خارق العاده بود، هر کدام ابعاد پیچیده و سینمایی دارند و صحنههای دراماتیک محسوب میشوند.
اما اگر بخواهم صرفاً با نگاه یک کارگردان درام انتخاب کنم، بهنظرم تلخترین و دراماتیکترین صحنهها همان بمباران مدرسه میناب و شهادت مظلومانه کودکان، از نظر من دراماتیکترین صحنه و رویداد جنگ رمضان بود.