نخستوزیریکه زمینهساز رسمی شدن فعالیت صهیونیستها در ایران شد
به گزارش ایران۲۴، در شهریورماه ۱۳۴۸، هنگامی که ایران در اوج ثبات ظاهری دوران پهلوی دوم به سر میبرد، خبر درگذشت مردی در هشتاد و یک سالگی، به سرعت از صفحه اول مطبوعات عبور کرد. مردی که دیگر در ارکان رسمی قدرت جایی نداشت، اما همچنان از مزرعهاش در نزدیکی تهران، زمزمههایی به گوش شاه میرسید که اغلب مورد اعتنا قرار میگرفت. او سید ضیاءالدین طباطبایی بود؛ سیاست مداری که عمرش پر از تناقض، جسارت و ارتباطهای پیچیده با قدرتهای خارجی بود.
سید ضیا، فرزند یکی از نزدیکان دربار مظفرالدین شاه، در بحبوحه مشروطه پا به عرصه سیاست گذاشت. نخستین اقدامش، شرکت در یک بمبگذاری سیاسی بود که او را ناگزیر به پناه بردن به سفارت بلژیک کرد. همین رویداد، الگویی شد برای سالها بعد؛ الگویی از پناه بردن به بیگانگان هرگاه که طوفان سیاست داخلی تند میشد. او روزنامهنگار قابلی بود. روزنامه «شرق» را منتشر کرد؛ نشریهای تند و بیپروا که به سرعت جنجالبرانگیز شد. پس از تعطیلی آن، «برق» را با همان قالب و سبک بیرون آورد. وقتی قاضی دادگاه با تعجب گفت «قانون میگوید مدیر مسئول باید حداقل سی سال داشته باشد، اما شما فقط هجده سال دارید»، سید ضیا لبخندی زد و با نام جدید «رعد» ادامه داد. این روزنامهها عمدتاً با بودجه لژ بیداری ایران اداره میشدند. جالب آنکه وقتی سفارت آلمان تلاش کرد با خرید اشتراکهای انبوه او را به خود وابسته کند، سید ضیا نپذیرفت. دست او، چنانکه اسناد بعدی نشان میدهد، بیشتر در کیسه انگلیس بود.
اوج فعالیت سیاسی سید ضیا، حمایت قاطع از قرارداد ۱۹۱۹ بود؛ قراردادی که بسیاری از نخبگان وقت آن را «فروش ایران» مینامیدند. پس از شکست این قرارداد، سید ضیا به همراه رضاخان، ضلع سیاسی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ را تشکیل داد. رضاخان شمشیر، سید ضیا قلم و زبان. دولتی که فقط صد روز دوام آورد، اما در همان صد روز کوتاه، اقدامات قابل تأملی انجام شد. یکی از جنبههای کمتر گفتهشد این دوره، حمایت جدی سید ضیا از جنبش صهیونیستی در ایران است. تنها بیست و هفت روز پس از کودتا، تشکیلات صهیونیستی ایران رسمیت یافت. انتخابات داخلی برگزار شد، نوزده صندوق در شهرهای مختلف برپا گردید و روزنامه «ایولا» برای ترغیب مهاجرت صهیونیستهای ایرانی به فلسطین منتشر شد. مهاجرتی که از سال ۱۳۰۱ آغاز شد؛ یعنی بیش از ربع قرن پیش از تأسیس رژیم اسرائیل.
پس از عزل توسط احمد شاه، سید ضیا به سوئیس رفت و در لوزان اقامت گزید. آنجا ارتباط نزدیکی با سید امین الحسینی، مفتی اعظم قدس برقرار کرد. او تنها چهره سیاسی برجسته ایرانی بود که در کنگره اسلامی دفاع از قدس شرکت کرد و حتی ریاست دبیرخانه آن را بر عهده گرفت. سالها بعد، در مزرعهای نزدیک غزه ساکن شد و تا سال ۱۳۲۲ در فلسطین ماند.
سید ضیاءالدین طباطبایی سیاستمدار پیچیدهای بود. هوشمند، و همیشه در خدمت منافع لحظهای خود و حامیان خارجیاش. او نه یک ایدئولوگ ثابت، بلکه یک بازیگر ماهر بود که در پیچ و خمهای مشروطه، قاجاریه در حال سقوط، و دوران شکلگیری پهلوی اول، توانست نقش خود را ایفا کند. امروز، بیش از پنج دهه پس از مرگ او، همچنان بررسی زندگی سید ضیا میتواند کلید درک بسیاری از رازهای ناگفته تاریخ معاصر ایران باشد. مردی که از مشروطهخواه بمبانداز به نخستوزیر صد روزه، و سپس به بازیگری در صحرای سیاست خاورمیانه تبدیل شد.