جفت پوچ برای صنایع دستی
به گزارش ایران۲۴، در این میان، صنایع دستی همان بچه سر راهی در سازمان قبلی و وزارتخانه فعلی است که هر بار برای نجات آن یک طرح تازه رونمایی میشود، یک روز وعده احیای بازارهای تاریخی با اولویت صنایع دستی در بافت تاریخی تهران داده میشود و روز دیگر تابلوی «گذر صنایع دستی» در یکی دیگر از خیابانهای شهر بالا میرود.
موازی کاریهای بی حساب
اما مشکل اینجاست که خیلی از این پروژهها نه مکمل یکدیگر هستند و نه ادامه یک مسیر مشخص؛ بلکه هر کدام از راه میرسند تا بودجه و عکسهای یادگاری خود را بگیرند و بعد هم فراموش شوند.
بازارچه صنایع دستی عودلاجان یکی از همان پروژههایی است که از سال ۹۵ و به گفته مسئولان وقت صنایع دستی، قرار بود به عنوان نخستین بازارچه دائمی صنایع دستی تهران، قلب تپنده هنرهای سنتی در بافت تاریخی پایتخت باشد، اما هنوز چند سال از این حرف نگذشته بود که تمرکز تبلیغاتی و مدیریتی به سمت خیابان ویلا رفت و عودلاجان به فراموشی سپرده شد.
هرچند تابلوی «گذر صنایع دستی» در خیابان ویلا هم اقبالی نداشت، چرا که نحوه قیمتگذاری و نوع محصولات ارائه شده در این خیابان، به نحوی نبود که شهروندان را به سمت خود جذب کند، بلکه تبدیل به پاتوقی برای گردشگران خارجی شده بود که به دنبال یک یادگاری از ایران، پا به این خیابان میگذاشتند.
تبدیل «بازارچه صنایع دستی عودلاجان» به چمدان فروشی!
اگر این روزها سری به بازار تهران بزنید، با بازارچهای رو به رو میشوید که اگر تابلوی کاشی کاری شده بر سر در آن نباشد، کمتر کسی حدس میزند که اینجا «بازارچه صنایع دستی عودلاجان» است، جایی که قرار بود ویترینی برای نمایش صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران باشد حالا در واقعیت میدان، روایت دیگری دارد.
کافی است چند قدم در این بازارچه قدم بزنید تا به جای قلم زنی و خاتم کاری و سفال، ردیفی از چمدانهای رنگی و کوله پشتیهای بچه گانه را ببینید؛ جایی که با مشارکت شهرداری، مالکین حجرهها و میراث فرهنگی بازسازی شد و بر اساس ماده ۵ شورای شهر، قرار بود فقط پذیرای مشاغل صنایع دستی باشد، حالا به چمدان فروشی و پاتوقی برای شکم گردی تبدیل شده است!
این تغییر کاربری یک سوال جدی را مطرح میکند، آن هم اینکه آیا عودلاجان هنوز هم بازارچه صنایع دستی است یا تنها نام آن را یدک میکشد؟
وعدههایی که پوچ شد
بر اساس پیگیریهای خبرنگار ایران۲۴، «بازارچه صنایع دستی عودلاجان» تا قبل از کرونا هم رونق داشت و حتی پاخور خیلی از گردشگران داخلی و خارجی بود، البته نه به واسطه تبلیغات (چون اصلاً انجام نشد) بلکه به دلیل توجه ویژهای که برخی تورلیدرها به این بازار داشتند.
حتی در این ایام طرح پنجشنبه بازار در عودلاجان یا برخی فعالیت فرهنگی و هنری مانند استفاده از لباسهای قجری و تاریخی و امکان عکاسی در فضایی قدیمی اجرا شد و انعکاس آن در شبکههای اجتماعی، توجه مردم برای حضور در این بازارچه تاریخی را جلب کرد، اما باز هم هیچ کدام از این کارها، رونق این بازارچه را تضمین نکرد، چرا که شهرداری به عنوان شریک وزارت میراث، موظف به انجام تبلیغات برای «بازارچه صنایع دستی عودلاجان» بود، اما این مهم را انجام نداد و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم هیچ گامی برای بهبود وضعیت پروژهای که در آن شریک بود برنداشت.
در نتیجه سال ۱۴۰۳ و بنا بر گفته برخی از هنرمندان صنایع دستی، ماده ۵ شورای شهر حذف شد تا راه برای ورود چمدان فروشها به این بازارچه باز شود.
این امر برای مالکان حجرهها هم سودآور بود، چرا که برای مثال یک فعال صنایع دستی بابت اجاره بهای مغازه، رقمی معادل ۳۰ میلیون تومان را پرداخت میکرد، اما حالا چمدان فروشی آمده که میگوید من دو برابر آن اجاره را پرداخت میکنم، همین امر باعث کوچ تعداد زیادی از هنرمندان صنایع دستی از این بازار شد، آن هم در شرایطی که بسیاری از این افراد با وعدههای پوچ مسئولان ذیر ربط روی کار و زندگی خود در عودلاجان ریسک کردند.
دهن کجی به قانون با ورود چمدان فروشها به بازارچه عودلاجان
این در حالی است که آرش سرلک، فعال فرهنگی و مدیر وقت بازارچه عودلاجان در گفتوگو با ایران ۲۴، حذف ماده ۵ شورای شهر را تکذیب میکند و میگوید: «سال ۹۲ شهرداری و میراث فرهنگی ۱۰ میلیارد تومان برای مرمت، احیا و بهره برداری بازارچه عودلاجان هزینه کردند، مگر میشود یک ماده قانونی به این راحتی برداشته شود؟ متأسفانه اتفاقی که در عودلاجان شاهد آن هستیم، دهن کجی به قانون است.»
وی در ادامه میگوید: «تا قبل از سال ۹۲، محوطه بازارچه پاتوق معتادها بود و وضعیت نامناسبی داشت، اما بعد از مرمت جان گرفت، من سال ۹۸ به عنوان مدیر بازارچه کار خود را آغاز کردم، اما متأسفانه تمام زحمات ما به دلیل سنگ اندازی کسبه و ناتوانی مدیریت شهری و میراث، بی نتیجه ماند، شما تصور کنید جایی که زمین آن متری ۳۰ میلیون تومان فروش میرفت به دلیل احیا و مرمت، الان به متری ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون رسیده، اما شهرداری، چون حوصله بحث و جدل با کسبه را ندارد، میدان را خالی کرده است.
نتیجه این شده که به دلیل منافع شخصی برخی از مالکان و گلایه آنها از حضور هنرمندان صنایع دستی، امروز شاهد پا گرفتن چمدان فروشی در بازارچهای هستیم که با حضور همین هنرمندان زنده شد.
اینکه میگویند ماده ۵ شورا برداشته شده صحت ندارد، واقعیت این است که زور شهرداری به کسبه نمیرسد، تا سال ۹۸ شهردار وقت همت کرد و این کار راه افتاد، اما از اواخر سال ۹۸، همه چیز نابود شد.
متأسفانه وزارت میراث هم جا خالی کرده و پیگیر موضوع نیست، در حالی که تفاهم نامه آنها با شهرداری ۳ ساله بود که ۲ سال آن مصادف با کرونا شد، میراث اگر بخواهد و برایش مهم باشد میتواند اعمال نفوذ کرده و مجدد تفاهم نامه را احیا کند، اما مسأله این است که در این ماجرا، هیچ عزم جزمی وجود ندارد.»
بدون شک اگر شهرداری و وزارت میراث فرهنگی اقدامی برای جان گرفتن دوباره بازارچه صنایع دستی عودلاجان نکنند، همین چند مغازه باقی مانده هم باید عطای کار را به لقای آن ببخشند و با عودلاجان خداحافظی کنند.