به گزارش ایران24، شعر و ترانه، بیش از آنکه مجموعهای از واژهها و تکنیکهای ادبی باشند، حاصل پیوند احساس، تجربه و ارتباطی عمیق میان خالق اثر و مخاطباند. بسیاری از شاعران و ترانهسرایان معتقدند که شکلگیری یک اثر ماندگار، نیازمند جرقهای عاطفی یا بهانهای برای نوشتن است. عاملی که به کلمات جان میبخشد و آنها را از یک متن صرفاً فنی به اثری تأثیرگذار تبدیل میکند. مریم حیدرزاده، شاعر و ترانهسرای شناخته شده، نیز در همین چارچوب از تجربه شخصی خود در مواجهه با شعر سخن میگوید. او معتقد است مهمترین دارایی هر هنرمند، مخاطبانی هستند که با آثارش زندگی میکنند و آنها را در لحظههای مهم زندگی خود به یاد میآورند. حیدرزاده در این گفتوگو ضمن پاسخ به پرسشی درباره مخاطب خاص در شعر، از آثاری نام میبرد که بیش از دیگر شعرهایش در میان مردم ماندگار شده و بازتاب گستردهای در زندگی مخاطبان داشتهاند.
خانم حیدرزاده، وقتی شعر مینویسید، آیا مخاطب خاصی در ذهن دارید یا میتوانید کاملاً انتزاعی و بدون مخاطب هم بنویسید؟ اصلاً به نظر شما مخاطب خاص واقعاً وجود دارد؟ آیا ترانه و شعر به یک بهانه نیاز دارند و تا آن بهانه نباشد، شاید بتوان اثری از نظر فنی بینقص نوشت، اما روح و احساسی که باید در آن جریان داشته باشد شکل نمیگیرد؟همچنین کدامیک از شعرهایتان را خودتان بیشتر دوست دارید و در جمعهای دوستانه و خانوادگی مرور میکنید و میخوانید؟
بله. قطعا یک مخاطب خاص و بیرونی وجود دارد که اشعار عاشقانه با یاد و تداعی او آفریده میشوند. اصولاً شعرهایم را حفظ نیستم، اما برخی از آثارم به دلیل استقبال و علاقه مردم برایم جایگاه ویژهای دارند؛ آثاری مانند «کارنامه»، «بیجواب»، «سلام» و «بهانه قشنگ من برای زندگی».
بسیاری از مخاطبان به من گفتهاند که با این آثار عاشق شدهاند، ازدواج کردهاند یا لحظات مهمی از زندگی خود را با آنها سپری کردهاند. حتی هنوز هم افرادی هستند که این شعرها را از حفظ میخوانند. شنیدن چنین بازخوردهایی برای من بسیار ارزشمند است.
به اعتقاد من، هر هنرمندی که اثری خلق میکند، ارزشمندترین سرمایهاش کسانی هستند که با عشق و علاقه آثار او را دنبال میکنند و مشتاق شنیدن کارهایش هستند. به همین دلیل، اگر بخواهم اثری را از میان شعرهایم انتخاب کنم، ملاک انتخابم علاقه و محبتی است که مردم نسبت به آن نشان دادهاند.