مروری بر شاخصه فنی زندهیاد شاپور رحیمی و صدای اصیل آواز ایرانی+آهنگ
به گزارش ایران24، شاپور رحیمی با نام اصلی محمد رحیمی در سال ۱۳۲۶ در تهران متولد شد. فعالیت هنری خود را از دوران نوجوانی با حضور در برنامه کودک رادیو ایران آغاز کرد و سپس نزد استاد اسماعیل مهرتاش به فراگیری آواز پرداخت.
پس از آن، سالها از محضر بزرگانی، چون محمود کریمی، ادیب خوانساری، عبدالله دوامی، نورعلی برومند، محمدرضا شجریان، نصرالله زرینپنجه و منصور نریمان بهره برد. این تنوع آموزشی موجب شد تا شخصیت هنری او تلفیقی از مکتب آوازی تهران، سنت ردیفخوانی قدما و شناخت دقیق از موسیقی سازی باشد. با این حال، بیشترین تأثیر را از استاد محمود کریمی پذیرفت و نزدیک به دو دهه از شاگردان ایشان بود؛ موضوعی که در شیوه بیان، تحریرها و جملهبندیهای آوازی او کاملاً مشهود است.
رحیمی تنها یک خواننده نبود، او نوازنده حرفهای عود نیز محسوب میشد و تحصیلات خود را در این ساز ادامه داد. همین آشنایی عمیق با ساختار ملودیک موسیقی ایرانی باعث شد آوازهایش از درک دقیق فواصل، مدگردیها و جملهبندیهای سازی برخوردار باشند؛ ویژگیای که در میان خوانندگان کمتر دیده میشود.
فعالیت آموزشی او از دهه ۱۳۵۰ آغاز شد و سالها در دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علامه طباطبایی، هنرستان ملی موسیقی و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس آواز و عود پرداخت. بسیاری از خوانندگان و پژوهشگران نسل جدید از شاگردان او هستند و همین امر، نقش وی را در انتقال سنت آوازی ایران پررنگتر میکند. او همچنین چهار سال مدیریت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را برعهده داشت و در سال ۱۳۹۲ موفق به دریافت درجه یک هنری شد.
کارنامه اجرایی شاپور رحیمی اگرچه پرشمار نیست، اما کیفیت آثار منتشر شده موجب شده نام او در میان دوستداران موسیقی اصیل ایرانی ماندگار شود. آلبومهای «شکوفههای جاویدان» و «گلافشان» حاصل همکاری او با آهنگساز برجسته محمدجلیل عندلیبی هستند. آهنگسازی که آثارش بر پایه ردیف موسیقی ایرانی، بهرهگیری از ظرفیتهای گروهنوازی و توجه به شعر کلاسیک فارسی استوار است. این دو اثر از نمونههای موفق همکاری یک آهنگساز ردیفمحور با خوانندهای ردیفدان به شمار میروند.
تحلیل فنی آواز در اثر «گفتم غم تو دارم»
قطعه «گفتم غم تو دارم» که با آهنگسازی محمدجلیل عندلیبی و آواز شاپور رحیمی اجرا شده، از جمله آثار شاخص این خواننده محسوب میشود. ساختار ملودیک اثر بر پایه فضای موسیقی دستگاهی ایران شکل گرفته و آهنگساز تلاش کرده بستری فراهم کند که خواننده بتواند تواناییهای ردیفخوانی خود را بدون اغراق و نمایشگری ارائه دهد.
مهمترین ویژگی آواز رحیمی در این اجرا، وفاداری کامل به مکتب سنتی آواز است. تحریرها کوتاه، شمرده و کاملاً هدفمند اجرا میشوند و برخلاف بسیاری از اجراهای متأخر، جنبه نمایشی ندارند. هر تحریر ادامه طبیعی جمله موسیقایی است و نقش تزئینی صرف ایفا نمیکند.
ویژگی دیگر، کنترل مناسب بر نفس است. جملات طولانی بدون افت کیفیت صوتی اجرا شده و انتهای عبارات همچنان از استحکام و شفافیت برخوردار است. این ویژگی حاصل سالها آموزش ردیف و تمرین آواز سنتی است.
از نظر بیان شعر، رحیمی تلفظی کاملاً روشن و فاقد اغراق دارد. کلمات به گونهای ادا میشوند که معنا قربانی تکنیک آوازی نمیشود. این خصوصیت از شاخصههای مکتب محمود کریمی به شمار میرود، مکتبی که همواره بر انتقال مفهوم شعر در کنار زیبایی صوت تأکید داشته است.
از منظر رنگ صوت، صدای رحیمی از گرما و طنین مناسبی برخوردار است و در اوج نیز بدون فشار اضافی یا فریاد خواندن، کیفیت خود را حفظ میکند. این اعتدال در استفاده از وسعت صوتی سبب شده اجرای او طبیعی و صمیمی به گوش برسد.
در بخش جملهبندی نیز نوع تفکر سازی خواننده کاملاً محسوس است. او پایان هر جمله را با شناخت دقیق از ساختار ملودی انتخاب میکند و محلهای تنفس، فرودها و آغاز جملات جدید کاملاً با منطق موسیقی ایرانی هماهنگ است. این ویژگی را میتوان حاصل آشنایی عمیق او با نوازندگی عود دانست.
در همکاری میان محمدجلیل عندلیبی و شاپور رحیمی، آهنگساز با وجودیکه از فضای کنترپوئن بهره برده اما از شلوغی تنظیم پرهیز کرده و فضای کافی برای شکلگیری آواز فراهم آورده است. جملههای سازی نه رقیب خواننده، بلکه ادامه طبیعی روایت کلام خواننده هستند و گفتوگویی میان ساز و آواز شکل میگیرد که از ویژگیهای آثار موفق موسیقی دستگاهی ایران است.
در مجموع، این اجرا نمونهای ارزشمند از آواز سنتی مبتنی بر ردیف است. اجرایی که در آن تکنیک، دانش ردیف، بیان شعر و موسیقی در تعادلی مناسب قرار گرفتهاند. شاید شاپور رحیمی مانند برخی خوانندگان همدوره خود آثار فراوانی منتشر نکرده باشد، اما همان تعداد محدود آثار، بهویژه همکاریهایش با محمدجلیل عندلیبی، جایگاه او را به عنوان یکی از خوانندگان اصیل و ردیفدان موسیقی ایرانی تثبیت کرده است.