جاوید: ۴۰ درصد میراث موسیقی آیینی ایران از بین رفته/ موسیقی محرم ایران در آستانه فراموشی است
به گزارش ایران24، عاشورا در ایران صرفاً یک رخداد تاریخی یا مناسبت مذهبی نیست، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی و زیسته مردم در مناطق مختلف کشور است. در این میان، موسیقی نواحی و آیینی نقش ویژهای در بازآفرینی این حافظه داشته است. اقوام مختلف ایرانی با بهرهگیری از زبان، نغمهها، مقامها و آیینهای بومی خود، روایتهایی متنوع، اما هممعنا از واقعه کربلا خلق کردهاند. روایتهایی که در قالب نوحه، منقبتخوانی، تعزیه و آیینهای محلی استمرار یافتهاند.
این تنوع موسیقایی نشان میدهد که فرهنگ عاشورا در ایران نه یک روایت واحد و یکدست، بلکه مجموعهای از بیانهای هنری متکثر است که در عین تفاوتهای زبانی و موسیقایی، بر یک پیام مشترک استوار است. همین ویژگی سبب شده موسیقی آیینی به یکی از مهمترین ابزارهای پیوند هویت بومی و هویت دینی در ایران تبدیل شود. با این حال، پژوهشگران این حوزه هشدار میدهند که بخشی از این میراث ارزشمند در سایه تغییرات اجتماعی و نبود ساختارهای آموزشی و پژوهشی کافی، در حال فراموشی است و نیازمند توجه جدی نهادهای فرهنگی است.
همین دغدغه ما را وا داشت تا گفتگویی در این خصوص داشته باشیم با هوشنگ جاوید از برجستهترین پژوهشگران موسیقی نواحی و بنیانگذار جشنوارههای مختلف موسیقی نواحی و آیینی در ایران، که در ادامه پیش روی شما قرار میگیرد:

موسیقی آیینی اقوام مختلف ایران چه نقشی در انتقال فرهنگ عاشورا داشته است؟
در فرهنگهای مختلف اقوام ایران، عاشورا یک نقطه مشترک اعتقادی و فرهنگی است اما هر قوم این پیام را با زبان، نغمه و سنت موسیقایی خود بیان کرده است. اگر به موسیقی قشقاییها، لرها، کردها، ترکها و دیگر اقوام نگاه کنیم، میبینیم که هر یک متون عاشورایی را به زبان بومی خود سروده و بر پایه نغمههای محلی اجرا کردهاند.
این تلفیق زبان، موسیقی و باور دینی باعث شده است پیام عاشورا از طریق هنر به نسلهای بعد منتقل شود.در حقیقت، آنچه در میان همه اقوام دیده میشود، وحدت اندیشه در عین تنوع هنری است یعنی پیام قیام امام حسین(ع) واحد است، اما هر قوم آن را با هویت فرهنگی و زیباییشناسی بومی خود روایت کرده است.
تفاوت موسیقی عزاداری در مناطق مختلف ایران چه ریشههایی دارد؟
پاسخ به این سؤال در قالب یک گفتوگوی کوتاه امکانپذیر نیست زیرا درباره هر منطقه میتوان کتابهای مستقلی نوشت. درباره عزاداری بوشهر، مازندران، خوزستان، خراسان و دیگر مناطق، پژوهشها و مقالات ارزشمندی منتشر شده است، اما هنوز جای یک «فرهنگ جامع موسیقی مذهبی ایران» خالی است.
یکی از خلأهای جدی ما این است که دستگاههای فرهنگی تاکنون برای تدوین چنین فرهنگنامهای اقدام نکردهاند. اثری که بتواند همه گونههای موسیقی مذهبی اقوام ایرانی را شناسایی، مستندسازی و معرفی کند. تفاوتهای موسیقی عزاداری، ریشه در باورها، تاریخ، فرهنگ و زیباییشناسی هر منطقه دارد.
هر قوم بر اساس جهانبینی، زبان، موسیقی بومی، آیینها و شیوه زندگی خود، نغمهها، متون و شیوههای اجرایی ویژهای پدید آورده که تا امروز نیز استمرار یافته است.
آیا نغمههای موسیقی نواحی به دلیل پیوند با سنت شفاهی تأثیر عاطفی بیشتری دارند؟
بله، این پیوند کاملاً وجود دارد. نغمهها و مقامهای موسیقی آیینی هر منطقه بر پایه باورهای دینی مردم شکل گرفتهاند و به همین دلیل با موسیقی معمول آن جامعه تفاوت دارند. همین پیوند اعتقادی باعث شده برای هر فرهنگ، نغمههایی ویژه پدید آید که مختص مناسک محرم است و در زمان یا فضای دیگری استفاده نمیشود.
این اختصاص یافتن نغمه به یک آیین، سبب شکلگیری پیوند عاطفی عمیق میان مردم و واقعه عاشورا شده و تأثیر احساسی این موسیقی را دوچندان کرده است.
چه بخشهایی از میراث موسیقی محرم در معرض فراموشی است؟
متأسفانه بخش قابل توجهی از میراث موسیقی آیینی ایران در یک قرن گذشته دچار فراموشی شده است. یکی از عوامل مهم، محدودیتهایی بود که در دوره پهلوی اول برای برگزاری آیینهای عزاداری ایجاد شد.
در آن دوره، بسیاری از سنتها تنها در روستاها و شهرهای کوچک حفظ شدند و بعدها توسط نسلهای بعد دوباره احیا شدند. البته بخشی از این میراث ثبت شده است از جمله «محتشمخوانی» که خودم در تدوین پرونده ثبت ملی آن مشارکت داشتم و همچنین تعزیه که به ثبت جهانی رسیده است.
حدود ۳۰ تا ۳۲ آیین مذهبی نیز ثبت ملی شدهاند، اما هنوز بخش بزرگی از نغمههای موسیقی مذهبی ثبت و مستندسازی نشدهاند. از سوی دیگر، تغییرات فرهنگی و گسترش سبک زندگی مدرن نیز باعث فراموشی بخشی از این میراث شده است. برای نمونه، هنر مناقبخوانی در آستانه فراموشی بود که در سال ۱۳۸۳ نخستین همایش مناقبخوانان را در حوزه هنری برگزار کردیم و بیش از بیست نفر از استادان این هنر، بهویژه از لرستان، در آن حضور یافتند.
برخی آیینها نیز با از میان رفتن خودِ مراسم، موسیقیشان را هم از دست دادهاند مانند نغمههای مربوط به قمهزنی که با ممنوع شدن این آیین، عملاً از چرخه اجرا خارج شدند. به باور من، طی صد سال گذشته حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد میراث موسیقی آیینی و مذهبی ایران از میان رفته یا در معرض فراموشی قرار گرفته است.
موسیقی آیینی محرم چگونه با تحولات اجتماعی همراه شده است؟
اینکه بگوییم موسیقی آیینی محرم بدون تغییر، اصالت خود را حفظ کرده، سخن دقیقی نیست. هر تحول اجتماعی، فرهنگی و تاریخی بر این موسیقی نیز اثر گذاشته است. گاهی این تحولات موجب تکامل و گاهی سبب افول برخی جنبههای آن شدهاند. تا پایان دوره قاجار، موسیقی آیینی مسیر تکامل طبیعی خود را طی کرده و همواره با شرایط اجتماعی زمانه هماهنگ بوده است. حتی در آیینهایی مانند تعزیه و شبیهگردانی نیز این انطباق را میتوان مشاهده کرد.
برای مثال، زمانی که چراغهای نفتی و فانوس وارد ایران شدند، شمعهای روی علمها جای خود را به فانوس دادند و علمهای فانوسی در خراسان، گیلان و دیگر مناطق رواج یافتند. این تغییر نشان میدهد فناوریهای جدید در خدمت آیین قرار گرفتند، نه اینکه هویت آن را از میان ببرند. امروز شاید جوانان بپرسند چرا هنوز فانوس نماد اصالت است، در حالی که مربوط به ۱۵۰ سال پیش است. اما آنچه اهمیت دارد خود فانوس نیست، بلکه باوری است که باعث شکلگیری این نماد شده است. بنابراین، تحولات اجتماعی همواره بر آیینها اثر گذاشتهاند، اما هویت مذهبی و معنوی آنها از بین نرفته، بلکه متناسب با شرایط هر دوره دچار تحول شده است.