آیتالله خامنهای و پاسداشت هویت ایرانی
به گزارش ایران۲۴، آیتالله سیدعلی خامنهای برای بسیاری از ایرانیان، فراتر از جایگاه سیاسی و دینی، نمادی از ایراندوستی عمیق و پایدار است. این ایراندوستی در سخنان، خاطرات و مواضع فرهنگی او به وضوح نمایان است؛ جایی که زبان فارسی، ادبیات غنی این سرزمین و نام خلیج فارس به عنوان ارکان هویت ملی، بارها مورد تأکید قرار گرفتهاند. او که خود را «سرباز ولایت» و «خادم ملت» مینامد، در طول دههها، با استناد به تاریخ، شعر و فرهنگ ایرانی، پیوند عمیق اسلام و ایرانی بودن را پاس داشته است.
خاطرات نزدیک به ایشان و سخنرانیهای متعددش نشان میدهد که علاقه به زبان فارسی نزد او امری شخصی و عمیق است. آیتالله خامنهای از کودکی با شعر و ادبیات فارسی مأنوس بوده و بارها در جلسات خصوصی و عمومی از حافظ، سعدی، فردوسی و مولانا به عنوان گنجینههای هویت ایرانی یاد کرده است. او در یکی از سخنرانیهای مشهور خود گفته بود: «زبان فارسی، هویت ماست. این زبان، پلی است میان نسلها و سرزمینهای ایرانی.» این تأکید، تنها یک توصیه ادبی نیست؛ بلکه موضعی استراتژیک در برابر جریانهایی است که زبان فارسی را در معرض تهدید میبینند.
در سالهای اخیر، ایشان بارها بر لزوم حفظ زبان فارسی و مقابله با ورود بیرویه واژگان بیگانه تأکید کردهاند. در دیدار با شاعران و نویسندگان، با استناد به غزلیات حافظ و مثنوی مولانا، از نقش زبان فارسی در انسجام ملی سخن گفتهاند. این رویکرد، ریشه در خاطرات دوران جوانی ایشان دارد؛ جایی که در مشهد و قم، در محافل ادبی شرکت میکردند و شعر میسرودند. بسیاری از کسانی که با ایشان دیدار داشتهاند، از تسلط عجیبشان بر حافظ و سعدی و نقل دقیق ابیات در مناسبتهای مختلف یاد میکنند. این علاقه، او را به یکی از حامیان اصلی فرهنگ و ادبیات فارسی تبدیل کرده است.
یکی از برجستهترین جلوههای ایراندوستی آیتالله خامنهای، دفاع قاطع از نام «خلیج فارس» است. ایشان در چندین سخنرانی رسمی، این نام را نه فقط یک عنوان جغرافیایی، بلکه بخشی از هویت تاریخی ایران دانستند. در دیدار با مسئولان و نخبگان، با استناد به نقشههای تاریخی، اسناد کهن و نوشتههای جغرافیدانان ایرانی و غربی، تأکید کردهاند که «خلیج فارس» هزاران سال است که در متون فارسی و عربی ثبت شده و تغییر آن، تحریف تاریخ است. این موضع، در شرایطی که برخی کشورهای همسایه تلاش برای تغییر نام داشتهاند، به عنوان یک خط قرمز ملی تلقی شد و میلیونها ایرانی را در داخل و خارج کشور متحد کرد.
این دفاع از نام خلیج فارس، تنها یک مسئله سیاسی نبود. برای ایشان، بخشی از مبارزه با «فراموشی تاریخی» است. در یکی از بیانات، فرمودند: «دشمنان ما میخواهند نام خلیج فارس را از ذهنها بزدایند تا هویت ایرانی را تضعیف کنند.» این سخنان، یادآور خاطرات ایشان از دوران مبارزه پیش از انقلاب است؛ جایی که در زندانها و تبعیدها، با تکیه بر فرهنگ ایرانی-اسلامی، مقاومت میکردند.
ایراندوستی آیتالله خامنهای، فراتر از زبان و جغرافیا، در تأکید بر وحدت ملی و احترام به تنوع قومی ایران نیز نمود دارد. ایشان بارها از نقش آذریها، کردها، بلوچها و فارسها در ساختن ایران سخن گفته و با اشاره به شاهنامه فردوسی، ایران را سرزمینی واحد و جاودان معرفی کردهاند. در دیدار با شاعران و هنرمندان، از لزوم بازخوانی متون کلاسیک فارسی برای تقویت حس تعلق به ایران دعوت کردهاند.
خاطرات منتشرشده از اطرافیاران ایشان نیز این تصویر را کامل میکند. از جلسات شعرخوانی شبانه تا توصیه به مطالعه آثار سعدی و حافظ برای جوانان، همه نشاندهنده آن است که برای رهبر انقلاب، حفظ میراث فرهنگی ایران، در کنار تقویت بنیه دینی، اولویت دارد. او در یکی از دیدارهای رمضانی با شعرا، با شور و حال خاصی ابیاتی از حافظ خواند و گفت: «این شعرها، روح ایران است.»
در جهانی که هویتهای ملی تحت فشار جهانیسازی قرار دارند، تأکید آیتالله خامنهای بر زبان فارسی و خلیج فارس، بیش از هر زمان دیگری معنادار است. این مواضع، او را به عنوان ادامهدهنده سنت روشنفکران وطنپرستی مانند دهخدا، مدرس و حتی مصدق در دفاع از هویت ایرانی قرار میدهد؛ با این تفاوت که این بار، این دفاع با عمق دینی و انقلابی همراه است.
امروز، وقتی نگاهی به آثار و بیانات ایشان میاندازیم، درمییابیم که ایراندوستی برای آیتالله خامنهای، نه یک شعار، بلکه یک باور عمیق و عملگرایانه است. عشقی که از دل تاریخ، ادبیات و جغرافیای این سرزمین برمیخیزد و نسلهای آینده را به پاسداشت آن فرا میخواند. در روزگاری که برخی هویت ایرانی را در مقابل هویت اسلامی قرار میدهند، ایشان با تأکید بر پیوند این دو، الگویی از «ایرانی مسلمان» ارائه کردهاند که ریشه در عمق تاریخ این مرز و بوم دارد.