علی آقاجانی، عضو هیات علمی علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در یادداشتی نوشت:
اندیشه سیاسی شهید آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، به عنوان یکی از برجستهترین رهبران معاصر اسلامی، بر پایه تلفیق عمیق مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی بنا شده است. مفهوم محوری «مردمسالاری دینی» که تداوم اندیشه امام خمینی (ره) است، مردم را نه صرفا حامیان یا مخاطبان نظام، بلکه رکن اساسی، صاحب اصلی و ضامن بقا و کارآمدی آن میداند. در این منظومه فکری، مردم مالک سرنوشت خویش هستند و مشارکت آنان در سیاست، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع، هم تکلیف شرعی و هم حق الهی است.
این دیدگاه بر مبانی قرآنی (مشورت، بیعت، امر به معروف و نهی از منکر)، سیره اهلبیت علیهمالسلام (به ویژه امیرالمؤمنین ع) و تجربه تاریخی انقلاب اسلامی استوار است. برخلاف دموکراسی لیبرال غربی که رأی مردم را مطلق و سکولار میبیند، مردمسالاری دینی رأی و اراده مردم را در چارچوب شریعت، عدالت و تقوا هدایت و معنادار میسازد. «پایهی مشروعیت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پایهی اصلی تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیت مردم کارایی ندارد.». مردم در نگاه ایشان «ولینعمت» مسئولاناند و نظام بدون حمایت، نظارت و مشارکت فعال آنان «هیچ» است. این جایگاه در بیانیه گام دوم انقلاب نیز برجسته است که انقلاب را «بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید» مینامد و جوانان را محور تمدنسازی قرار میدهد.
۱. جایگاه مردم در سیاست: مشروعیت، مشارکت و تعیینکنندگی
در اندیشه سیاسی آیتالله خامنهای، مردم در دو سطح مشروعیتبخشی و اداره نظام نقش محوری دارند. مشروعیت اصلی الهی (ولایت فقیه مبتنی بر تقوا، عدالت و فقه) است، اما مقبولیت مردمی از طریق بیعت، انتخابات و حضور مداوم، شرط فعلیت و کارایی حکومت است. ولایت فقیه چارچوب الهی را فراهم میکند و مردم با پذیرش، نظارت و مشارکت، آن را تقویت مینمایند. تعارضی میان ولایت و جمهوریت وجود ندارد؛ بلکه ولایت ضامن اسلامیت و جمهوریت است.
مجلس خبرگان رهبری، مظهر بارز مردمسالاری اسلامی است؛ زیرا منتخب مردم، رهبر را انتخاب میکند. انتخابات، رفراندوم قانون اساسی و حضور در صحنههای سیاسی، مظاهر تعیینکنندگی مردماند. «در نظام اسلامی، رأی، خواسته و عواطف مردم، تأثیر اصلی را دارد و نظام اسلامی بدون رای و خواست مردم تحقق نمییابد».
مردمسالاری دینی فراتر از انتخابات دورهای است. شامل مشارکت فعال در اداره امور، آزادی بیان در چارچوب اسلام، نقد سازنده (بر پایه امر به معروف) و نظارت بر مسئولان میشود. نظام ظرفیت جذب سلایق مختلف را دارد و مسئولان موظف به ایجاد زمینههای بیشتر برای حضور مردم هستند. «هر چه جمهوریتر، اسلامیتر» و بالعکس.
ایشان جمهوری اسلامی را «حقیقت واحد» میدانند، نه ترکیب انضمامی جمهوری و اسلامی. «اتکاء به آراء مردمی است که خدا ما را موظف کرده است تا در این زمینه، رای و انتخاب و اراده مردم را معتبر بشماریم.». این اعتبار، تکلیف شرعی است و مسئولان «نوکر و خدمتگزار مردم» هستند.
در سیره عملی، تأکید بر «دولت مردمی»، «مردمی بودن» به معنای زندگی مثل مردم، انس با طبقات مختلف و شنیدن صدای آنان است. شاخص مردمی بودن: خدمتگزاری واقعی، نگاه از پایین، و تکیه بر ظرفیت مردم در همه عرصهها. «از اول انقلاب تا امروز هر کاری را محول به مردم کردیم، آن کار پیش رفته است.». حضور مردم در دفاع مقدس، انتخابات، مقابله با فتنهها و مسائل سیاسی، عامل اصلی اقتدار ملی بوده است. هوشیاری، بصیرت و مشارکت مردمی، نظام را در برابر بحرانها مقاوم میکند. مردم نه توده منفعل، بلکه پیشران و تصمیم گیرندهاند.
۲. جایگاه مردم در فرهنگ: هویتسازی، بصیرت و تمدنسازی
فرهنگ در اندیشه ایشان، موتور محرکه مشارکت سیاسی و اجتماعی است. ملت ایران دارای عظمت تاریخی، تمدنی کهن و هویت دینی-انقلابی است. ایمان دینی، معنویت و تشیع مقاوم، خصلت ذاتی این ملت است که ایثار، مجاهدت و مقاومت را تغذیه میکند. «از کسی نترسند» ریشه در این ایمان دارد.
ایستادگی در برابر دیکتاتوری، محاصره و جنگ، ملت را پالایش کرده و عزت ملی را تقویت نموده است. انقلاب قدرتمند، اما مهربان بوده و جوانمردی، صداقت و اقتدار انقلابی از خصلتهای آن است. این مقاومت، برتری نرمافزاری (ایمان و اراده) بر قدرت سختافزاری دشمن را نشان میدهد و ایران را الگویی برای جهان اسلام ساخته است.
هوشیاری و بصیرت سیاسی آحاد مردم، یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب است. ارتقای بینش سیاسی، مردم را از توده منفعل به عنصر فعال تبدیل کرده. در بیانیه گام دوم، بر تمدنسازی نوین اسلامی با محوریت جوانان تأکید شده که نیازمند مشارکت فرهنگی گسترده است. خودباوری ملی، بهویژه در علم و فناوری، موتور پیشرفت فرهنگی است.
مردم در تولید فرهنگ انقلابی، مقابله با تهاجم فرهنگی و گسترش ارزشهای اسلامی نقش تعیینکننده دارند. آزادی واقعی در این چارچوب، رهایی از بند حیوانیت و حرکت به سوی تعالی انسانی است؛ نه آزادی مطلق سکولار. کرامت انسانی (مبنای قرآنی) پایه این رویکرد است: «وَ لَکُم عَلَیَّ مِنَ الحَقِّ مِثلُ الَّذی لی عَلَیکُم». نقد سازنده، امر به معروف و مشارکت در عرصههای فرهنگی (هنر، رسانه، آموزش) از جلوههای این جایگاه است. مسئولان باید زمینه را برای حضور فعال مردم در حل مسائل فرهنگی فراهم کنند.
۳. جایگاه مردم در اقتصاد: مردمیسازی، خودباوری و عدالت
اقتصاد مقاومتی در اندیشه ایشان، بر تکیه به مردم استوار است. «در مسائل اقتصادی، تکیهی به مردم» یکی از شاخصهای کلیدی است. هرگاه تواناییهای مردم شناخته و به کار گرفته شود، موفقیت حاصل شده است. مردمیسازی اقتصاد به معنای مشارکت آحاد مردم در تولید، کارآفرینی، جهاد اقتصادی و مقابله با تحریمهاست. خودباوری، استقلالطلبی و ظرفیت تمدنساز ملت ایران، کلید حل مشکلات اقتصادی است. چالشها انکار نمیشوند، اما با تکیه بر ظرفیتهای درونی و مشارکت مردمی قابل حلاند.
عدالت اقتصادی، رسیدگی به مشکلات واقعی مردم (وجه دوم مردمسالاری دینی) و مبارزه با فقر و فساد، از وظایف متقابل مسئولان و مردم است. مردم با ایثار، حمایت از تولید داخلی و حضور در عرصههای جهادی اقتصادی، اقتدار ملی را تقویت میکنند. بیانیه گام دوم بر مردمی کردن اقتصاد تأکید ویژه دارد.
۴. جایگاه مردم در اجتماع: مسئولیت متقابل، نظارت و خدمت
در بعد اجتماعی، رابطه مردم و مسئولان بر پایه حق متقابل است. مردم وظیفه حمایت، انتخاب، نظارت، مشارکت و امر به معروف دارند؛ مسئولان وظیفه خدمت، عدالت، پاسخگویی و توجه به مشکلات. «ما حقّی به گردن مردم نداریم؛ مردم به گردن ما حق دارند.».
حضور مردم در مسائل اجتماعی (کمکرسانی، نیکوکاری، مقابله با حوادث طبیعی) چشمگیر است. نظام بدون حمایت مردمی دوام نمیآورد. «مثل مردم زندگی کردن» و انس با طبقات مختلف، معیار مردمی بودن مسئولان است. در نگاه اسلام و قرآن، مردم نقش برجستهای در تحرک جامعه دارند. حتی امیرالمؤمنین (ع) فرمودند اگر مردم نباشند، تکلیفی ندارم. «هر مقداری که ارزش ذاتی کسی بالا باشد، محتاج کمک مردم است.». این مسئولیت متقابل، انسجام اجتماعی ایجاد میکند و نظام را به سمت عدالت و کرامت پیش میبرد. گسترش دامنه مشارکت در قوای مجریه، قضائیه و مقننه از طریق مدلهای عملی، از پیشنهادهای کلیدی است.
ایشان ملت ایران را بزرگ، بااستعداد، صاحب هویت متمایز، مقاوم، ایثارگر، هوشیار و بصیر میدانند. عظمت تاریخی، ایمان دینی، ایستادگی، خودباوری و ظرفیت تمدنسازی، راز پایداری انقلاب است. ضعفها نادیده گرفته نمیشوند، اما ظرفیتها و دستاوردها (ثبات، پیشرفت علمی، عزت ملی) برجستهاند. این روایت امیدبخش و واقعگرا، انگیزه جهادی برای نسل جدید ایجاد میکند.
نتیجهگیری
در اندیشه سیاسی شهید آیتالله خامنهای، مردم قلب تپنده، صاحب اصلی و ضامن کارآمدی نظام اسلامیاند. مردمسالاری دینی الگویی اصیل و بدیل برای جهان اسلام ارائه میدهد که مشروعیت الهی را با مشارکت حداکثری و معنادار مردمی پیوند میزند. این دیدگاه نه صرفاً نظری، بلکه عملی و تجربهشده در انقلاب، دفاع مقدس، انتخابات، پیشرفتهای علمی و مقاومت در برابر فشارها است.
مردم در سیاست تعیینکننده، در فرهنگ هویتساز، در اقتصاد پیشران و در اجتماع ضامن انسجام و عدالتاند. مسئولیت متقابل مسئولان (خدمت و پاسخگویی) و مردم (حمایت، نظارت و مشارکت) کلید موفقیت است. بیانیه گام دوم، این جایگاه را برای ورود به مرحله تمدنسازی نوین اسلامی تبیین میکند. آینده انقلاب به مشارکت آگاهانه، جهادی و مسئولانه مردم بستگی دارد. «هر جایی که مسئولان تواناییهای مردم را شناختند و به کار گرفتند، موفق شدیم.». تحقق آرمانهای انقلاب و ساخت ایران اسلامی بزرگ، نیازمند اعتماد به این ظرفیت عظیم مردمی است. این اندیشه، هدیهای به بشریت معاصر است که کرامت انسانی، عدالت و تعالی را در پرتو توحید و مشارکت مردمی پیگیری میکند. ملت ایران با تکیه بر همین باور، مسیر روشن آینده را طی خواهد کرد.