تعزیه هنری که ردیف موسیقی ایران را از فراموشی نجات داد
به گزارش ایران24، تاریخ عزاداری محرم در ایران به قرن چهارم هجری و حکومت آلبویه بازمیگردد، اما تعزیه به مفهوم امروزی، در دوره صفویه شکل منسجمتری پیدا کرد. با رسمی شدن مذهب تشیع، روایت نمایشی واقعه عاشورا نیز گسترش یافت و در دوران قاجار به اوج شکوفایی رسید. در این دوره، تعزیه تنها یک مراسم مذهبی نبود، نمایشی کامل با بازیگران، لباس، صحنه، شعر و موسیقی بود که قواعد مشخصی داشت و در بسیاری از شهرهای ایران اجرا میشد.
آنچه تعزیه را از دیگر گونههای نمایش سنتی متمایز میکند، جایگاه موسیقی در آن است. در این هنر، موسیقی صرفاً همراه نمایش نیست، بلکه بخشی از روایت محسوب میشود. هر شخصیت با دستگاه یا گوشهای خاص معرفی میشود و همین انتخاب موسیقایی، پیش از آنکه بازیگر سخنی بر زبان بیاورد، جایگاه معنوی، اخلاقی و حتی سرنوشت او را برای مخاطب ترسیم میکند.
به همین دلیل، تعزیهخوانان از میان خوشصداترین افراد انتخاب میشدند. بسیاری از خانوادهها، فرزندان مستعد خود را نذر تعزیه میکردند و آنان سالها نزد استادان آواز تعلیم میدیدند تا بتوانند نقشهای مختلف را اجرا کنند. این آموزشها تنها به حفظ اشعار محدود نبود. تعزیهخوان باید بر دستگاهها، گوشهها، تحریرها و شیوه صحیح اجرای هر نقش نیز تسلط پیدا میکرد.
زندهیاد ابوالحسن صبا، از بزرگترین استادان موسیقی ایران، سالها پیش به نقش تعزیه در حفظ موسیقی ایرانی اشاره کرده و گفته بود بهترین جوانان خوشصدا برای حضور در تعزیه تربیت میشدند و همین مجالس، موسیقی اصیل ایران را از گزند فراموشی حفظ کردند. این سخن امروز نیز از سوی بسیاری از پژوهشگران موسیقی تأیید میشود.
محمدرضا درویشی، پژوهشگر و آهنگساز برجسته موسیقی ایران، نیز در آثار پژوهشی خود درباره موسیقی آیینی و موسیقی نواحی، تعزیه را یکی از مهمترین بسترهای تداوم موسیقی دستگاهی میداند. او معتقد است اگرچه در دوره قاجار با ورود سازهای نظامی غربی، بخش سازی تعزیه دچار تغییر شد، اما هویت اصلی این هنر که بر آواز و دستگاههای موسیقی ایرانی استوار بود، دستنخورده باقی ماند. از نگاه درویشی، همین تداوم باعث شد بسیاری از شیوههای آوازی، گوشهها و روایتهای موسیقایی ردیف ایرانی در بطن تعزیه حفظ شود.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد تعزیه، ارتباط مستقیم شخصیتها با دستگاهها و گوشههای موسیقی ایرانی است. این انتخابها تصادفی نبود، بلکه بر اساس بار عاطفی و معنایی هر دستگاه صورت میگرفت. امامخوانها معمولاً در دستگاههایی مانند «نوا» و «راستپنجگاه» آواز میخواندند، دستگاههایی که وقار، آرامش و معنویت بیشتری دارند. نقش حضرت عباس (ع) اغلب در دستگاه «چهارگاه» اجرا میشد که شکوه، صلابت و حال و هوای حماسی آن با شخصیت علمدار کربلا تناسب داشت.
در میان نقشهای تعزیه، اجرای شخصیت «حرّ» جایگاه ویژهای دارد. شبیهخوان حرّ معمولاً گوشه «عراق» را میخواند. گوشهای که به دلیل فضای اندوهناک، تأملبرانگیز و تحولآفرین خود، با داستان بازگشت حرّ از سپاه دشمن به جبهه حق تناسبی عمیق دارد. انتخاب این گوشه، نمونهای از پیوند دقیق موسیقی و روایت در تعزیه است، جایی که موسیقی، پیش از کلام، مفهوم توبه و دگرگونی را به مخاطب منتقل میکند.
نمونه مشهور دیگر، گوشه «راک عبدالله» در دستگاه ماهور است. روایت مشهور تعزیه میگوید شبیهخوان عبدالله بن حسن، هنگام اجرای صحنه شهادت این نوجوان، گوشه «راک» را میخواند و استمرار این سنت باعث شد این بخش از ردیف موسیقی ایرانی با نام «راک عبدالله» شناخته شود. این نامگذاری نشان میدهد تعزیه تنها مصرفکننده موسیقی ایرانی نبوده، بلکه در شکلگیری هویت برخی گوشههای ردیف نیز نقش داشته است.
در تعزیه، حتی شیوه خواندن شخصیتها نیز تابع جایگاه آنان است. «اولیاخوان» یا امامخوان، اشعار را با صدایی آرام، پرتحریر، موزون و متین اجرا میکند تا وقار و قداست شخصیتهای مقدس حفظ شود. در مقابل، «اشقیاخوان» یا مخالفخوان، با صدایی بلند، خشن و بدون تحریر سخن میگوید، شیوهای که در اصطلاح تعزیه «اشتلم» نام دارد. این تفاوت تنها یک انتخاب صوتی نیست، بلکه بخشی از زبان نمایشی تعزیه است و مخاطب تنها با شنیدن نوع آواز، شخصیت مثبت یا منفی را تشخیص میدهد.
تعزیه در طول تاریخ، افزون بر بهرهگیری از موسیقی دستگاهی، از موسیقی نواحی ایران نیز تأثیر پذیرفته است. بسیاری از مقامها و نغمههای محلی به مرور وارد مجالس تعزیه شدند و رنگ و بوی تازهای به آن بخشیدند. در این میان، موسیقی مازندران بیشترین پیوند را با تعزیه دارد. «مقام امیری» که از شناختهشدهترین مقامهای این منطقه است، سالهاست در اجرای برخی مجالس تعزیه به کار میرود.
در طالقان نیز آوازی با نام «کل امیر» رواج دارد که بسیاری از پژوهشگران آن را برگرفته از همین مقام مازندرانی میدانند. این تعامل نشان میدهد تعزیه نه تنها از موسیقی محلی تأثیر پذیرفته، بلکه خود نیز در حفظ و انتقال بخشی از این میراث نقش داشته است.
در شهرهای مختلف ایران نیز مکاتب گوناگون تعزیه شکل گرفته است. مکتبهای تهران، اصفهان، تبریز، قزوین و برخی مناطق مرکزی کشور، هر یک ویژگیهای خاص خود را در انتخاب گوشهها، شیوه آوازخوانی و حتی نحوه اجرای نمایش دارند. همین تنوع، تعزیه را به یکی از غنیترین گونههای نمایش آیینی ایران تبدیل کرده است. هنری که در عین پایبندی به یک روایت مشترک، رنگ و بوی فرهنگی هر منطقه را نیز با خود همراه دارد.
بخش سازی تعزیه نیز در طول زمان دستخوش تحول شد. در گذشته، سازهایی مانند سرنا، کرنا، دهل، نی و سنج وظیفه فضاسازی و اعلام آغاز و پایان صحنهها را بر عهده داشتند. اما از دوره ناصرالدینشاه قاجار و همزمان با ورود موسیقی نظامی غرب به ایران، سازهایی، چون ترومپت، ترومبون، کلارینت و طبل نظامی نیز وارد تعزیه شدند. با این حال، این تغییر بیشتر به فضای نمایشی مربوط بود و ساختار آوازی و دستگاهی تعزیه همچنان اصالت خود را حفظ کرد.
هومان اسعدی، موسیقیشناس و استاد دانشگاه، در پژوهشهای خود درباره موسیقی آیینی ایران، تعزیه را یکی از کاملترین نمونههای پیوند موسیقی و نمایش در فرهنگ ایرانی میداند. او معتقد است انتخاب دستگاهها و گوشههای موسیقی برای هر شخصیت، تنها یک تصمیم هنری نیست، بلکه بخشی از نظام معنایی تعزیه را شکل میدهد. به بیان دیگر، موسیقی در تعزیه همان اندازه روایتگر است که شعر و بازی بازیگران، به همین دلیل، شناخت دستگاهها و گوشههای موسیقی ایرانی برای درک عمیق این هنر ضرورتی انکارناپذیر است.
اهمیت تعزیه تنها در گذشته خلاصه نمیشود. این هنر در سالهای اخیر نیز به عنوان یکی از مهمترین جلوههای میراث فرهنگی ناملموس ایران مورد توجه قرار گرفته و ثبت آن در فهرست میراث ناملموس یونسکو، نشاندهنده جایگاه جهانی این سنت کهن است. با این حال، بسیاری از استادان موسیقی و تعزیهپژوهان معتقدند که بقای این هنر، بیش از هر چیز به حضور نسل جوان و تداوم آموزش آن وابسته است.
امروز ردیفهای موسیقی ایرانی در دانشگاهها، هنرستانها و مراکز آموزشی تدریس میشوند و نسخههای صوتی و مکتوب آنها در دسترس است، اما نباید فراموش کرد که در دورهای از تاریخ، چنین امکاناتی وجود نداشت و این تعزیه بود که بخش مهمی از میراث آوازی ایران را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرد. بسیاری از گوشهها، شیوههای تحریر و سنتهای آوازخوانی، نه در کلاسهای درس، بلکه در میدانهای تعزیه و تکایا زنده ماندند.
شاید امروز، در روزگاری که گونههای مختلف موسیقی با سرعتی بیسابقه تولید و مصرف میشوند، نقش تعزیه بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده باشد. این هنر نه تنها روایتگر حماسه عاشوراست، بلکه بخشی از حافظه شنیداری و هویت فرهنگی ایرانیان را نیز در خود حفظ کرده است.
پاسداشت تعزیه، تنها حفظ یک آیین مذهبی نیست بلکه پاسداری از میراثی هنری است که طی چند قرن، در سختترین دورههای تاریخ، نگهبان موسیقی دستگاهی ایران بوده و هنوز هم میتواند پلی میان گذشته و آینده این سرزمین باشد.