>
تحلیلگر مسائل اقتصادی در گفت‌وگو با ایران۲۴:

نجار: هیچ مسیری جای تنگه هرمز را نمی‌گیرد/ سومد فقط ۳۰ درصد نفت عربستان را منتقل می‌کند

نجار
فعال شدن خط لوله سومد بار دیگر بحث «مسیرهای جایگزین هرمز» را به صدر تحلیل‌های بازار انرژی بازگردانده است. با این حال، محدودیت ظرفیت این مسیرها، نقش تعیین‌کننده حمل‌ونقل دریایی و نگاه آینده‌نگر بازار نفت، همچنان تنگه هرمز را در کانون معادلات امنیت انرژی جهان نگه داشته است.
کد خبر : ۴۵۹۸۱

به گزارش ایران24، همزمان با افزایش استفاده کشورهای منطقه از مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت، از جمله خط لوله سومد، این پرسش مطرح شده که آیا این زیرساخت‌ها می‌توانند وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهند و نقش این آبراه راهبردی را کمرنگ کنند؟ محمد نجار، تحلیلگر مسائل اقتصادی، در گفت‌وگو با ایران۲۴ به بررسی این موضوع پرداخته است.

آرامکو صادرات نفت از مسیر خط لوله سومد و بندر سیدی کریر مصر را آغاز کرده است؛ آیا این اقدام نشانه آمادگی عربستان برای سناریوی بسته شدن یا ناامن شدن تنگه هرمز است؟

نجار: درباره مسیرهای جایگزین تنگه هرمز در محافل کارشناسی و مطالعات مختلف، سناریوهای متعددی مطرح می‌شود، اما واقعیت این است که هیچ‌یک از این مسیرها توان جایگزینی خلیج فارس را ندارند.
در حوزه انتقال انرژی، به‌جز گاز طبیعی، خطوط لوله نه از نظر سرعت و نه در اغلب موارد از نظر هزینه، توان رقابت با حمل‌ونقل دریایی را ندارند. این موضوع درباره نفت خام، فرآورده‌های نفتی، LNG، بنزین و سایر حامل‌های انرژی نیز صدق می‌کند.
در واقع، دور زدن تنگه هرمز به معنای دور زدن جغرافیا و واقعیت‌های طبیعی است. طی دهه‌های گذشته، پایانه‌های نفتی، بنادر، زیرساخت‌های صادراتی و حتی الگوی استقرار جمعیت و صنایع در اطراف خلیج فارس شکل گرفته‌اند. بنابراین، نه در کوتاه‌مدت و نه حتی در میان‌مدت، امکان جایگزینی کامل این منطقه وجود ندارد.

آیا تغییر مسیر صادرات نفت عربستان را باید یک تصمیم اقتصادی موقت دانست یا این اقدام نشان می‌دهد بازیگران بازار انرژی، خداحافظی با تنگه هرمز را آغاز کرده اند؟

نجار: اقداماتی که امروز کشورهای حاشیه خلیج فارس در دستور کار قرار داده‌اند، به معنای جایگزین‌سازی تنگه هرمز نیست؛ بلکه ایجاد روزنه‌هایی برای شرایط اضطراری است.
هدف آنها این نیست که وابستگی به هرمز را به صفر برسانند، بلکه می‌خواهند در صورت وقوع بحران، بخشی از صادرات خود را از مسیرهای دیگر ادامه دهند تا با توقف کامل صادرات مواجه نشوند.
برای نمونه، خط لوله سومد که این روزها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته، اگر صرفاً برای انتقال نفت عربستان مورد استفاده قرار گیرد، حتی در بهترین شرایط نیز حدود ۳۰ درصد صادرات روزانه نفت خام این کشور را پوشش می‌دهد. این موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که این مسیرها ظرفیت جایگزینی کامل تنگه هرمز را ندارند.

اگر جنگ دوباره آغاز شود، آیا مسیرهای جایگزین مانند سومد، فجیره و خطوط لوله شرق به غرب می‌توانند شوک ناشی از اختلال در تنگه هرمز را جبران کنند یا بازار نفت همچنان به هرمز وابسته است؟

نجار: در جریان جنگ ۴۰ روزه، تا حدود هفته چهارم هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان درگیری‌ها وجود نداشت؛ به همین دلیل، قیمت نفت روندی صعودی را تجربه کرد. اما امروز، به دلیل پیام‌های متناقض و چندپهلویی که میان طرف‌های مختلف ردوبدل می‌شود، بازار احتمال وقوع یک بحران فراگیر را کمتر ارزیابی می‌کند و در نتیجه، رشد قیمت نفت نیز محدودتر شده است.
حتی امروز نیز ذخایر نفتی آمریکا نسبت به دوره جنگ بهبود محسوسی پیدا نکرده است. اگر قرار بود بازار صرفاً بر اساس وضعیت فعلی عرضه و تقاضا عمل کند، قیمت‌ها باید بالاتر از سطح کنونی قرار می‌گرفت. اما بازار نفت، بازاری آینده‌نگر است و قیمت‌ها بیش از هر چیز، بر پایه انتظارات سرمایه‌گذاران از آینده شکل می‌گیرد.

با توجه به سرمایه‌گذاری کشورهای منطقه روی مسیرهای جایگزین صادرات نفت، آیا می‌توان گفت «سلاح انرژی» در حال از دست دادن قدرت بازدارندگی خود است یا تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی خاورمیانه باقی خواهد ماند؟

نجار: یک نکته مهم را نباید فراموش کرد. آسیب رساندن به زیرساخت‌هایی مانند بندر فجیره، خط لوله سومد یا سایر مسیرهای جایگزین، از منظر عملیاتی برای ایران به‌مراتب ساده‌تر از بستن خود تنگه هرمز است.
این زیرساخت‌ها در صورت وقوع یک بحران گسترده، اهدافی آسیب‌پذیر محسوب می‌شوند و در شرایط بحرانی، امکان از مدار خارج شدن آنها در مدت‌زمان بسیار کوتاه وجود دارد.
بنابراین، توسعه خطوط لوله و مسیرهای جایگزین هرچند می‌تواند بخشی از ریسک‌های صادرات انرژی را مدیریت کند، اما نه جایگاه راهبردی تنگه هرمز را از بین می‌برد و نه می‌تواند نقش بی‌بدیل خلیج فارس در امنیت انرژی جهان را حذف کند. این اقدامات را باید در چارچوب مدیریت ریسک و افزایش تاب‌آوری کشورهای منطقه ارزیابی کرد، نه به‌عنوان آغاز دوران «پساهرمز».

| ارسال نظر