>
تحلیلگر مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گو با ایران۲۴:

یعقوبی: تأخیر سفر نتانیاهو امنیتی بود/ اختلاف با ترامپ یک روایت رسانه‌ای غلط است

تأخیر در سفر نتانیاهو
تحلیلگر مسائل بین‌الملل، با بررسی ابعاد تأخیر چندساعته سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، این تأخیر را در ارتباط با تحولات امنیتی منطقه ارزیابی می‌کند و معتقد است روایت اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو بیش از آنکه واقعیت میدانی باشد، محصول فضاسازی رسانه‌ای است.
نویسنده : علی اکبری
کد خبر : ۴۶۱۲۷

به گزارش ایران۲۴، تأخیر چندساعته سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، پرواز هواپیمای «بال صهیون» از پایگاه هوایی نواتیم و هم‌زمانی آن با گزارش‌های مربوط به رهگیری پهپاد‌ها در آسمان اردن، موج تازه‌ای از گمانه‌زنی‌ها را درباره دلایل این تغییر زمان‌بندی و دستورکار سفر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. هم‌زمان، بار دیگر ادعا‌هایی درباره اختلاف میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در رسانه‌های غربی مطرح شده است. ایران۲۴ در گفت‌و‌گو با میثم یعقوبی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، پشت‌پرده تأخیر این سفر، اهداف دیدار نتانیاهو با ترامپ، پیام تحولات امنیتی اخیر و واقعیت روابط واشنگتن و تل‌آویو را بررسی کرده است.

تأخیر چندساعته و سپس پرواز از نواتیم را باید صرفاً یک موضوع لجستیکی دانست یا این تغییر زمان می‌تواند بازتاب مذاکرات و هماهنگی‌های امنیتی لحظه آخر میان واشنگتن و تل‌آویو باشد؟

یعقوبی: این سفر پس از چند نوبت تغییر در زمان‌بندی، سرانجام با چند ساعت تأخیر انجام شد. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره مشاهده و رهگیری پهپاد‌ها در حریم هوایی اردن توسط نیرو‌های اردنی و آمریکایی منتشر شد و برخی گمانه‌زنی‌ها این تأخیر را با این تحولات امنیتی مرتبط دانستند. در نهایت، هواپیمای دولتی اسرائیل موسوم به «بال صهیون» از پایگاه هوایی نواتیم عازم آمریکا شد؛ پایگاهی که پیش‌تر نیز در جریان تنش‌های منطقه‌ای مورد توجه قرار گرفته بود.
به نظر می‌رسد اگر این رخداد‌ها ارتباطی با سفر نتانیاهو داشته باشند، بیش از آنکه با هدف اجرای یک عملیات ترور طراحی شده باشند، می‌توان آنها را در چارچوب ارسال یک پیام بازدارنده یا امنیتی تحلیل کرد؛ پیامی مبنی بر اینکه مسیر تردد و تحرکات مقامات ارشد اسرائیل تحت رصد قرار دارد و در صورت تشدید تنش‌ها، آسیب‌پذیری آنها قابل یادآوری است. البته تاکنون هیچ سند یا اعلام رسمی که این برداشت را تأیید کند، منتشر نشده و این موضوع در حد یک تحلیل باقی می‌ماند.

اگر محور اصلی سفر نتانیاهو ایران و ترتیبات امنیتی منطقه باشد، آیا این سفر نشان‌دهنده هماهنگی بیشتر با آمریکا است یا تلاشی برای گرفتن امتیاز‌های جدید پس از تحولات اخیر؟

یعقوبی: به نظر می‌رسد محور اصلی سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، ایران و ترتیبات امنیتی مرتبط با آن باشد. البته موضوعاتی مانند لبنان، غزه، حملات به کشتی‌ها در باب‌المندب و دریای سرخ نیز در دستور کار این سفر قرار دارند، اما مسئله ایران همچنان مهم‌ترین محور رایزنی‌های دو طرف است.
در سال‌های گذشته نیز سفر‌های نتانیاهو به واشنگتن معمولاً هم‌زمان با افزایش تنش‌های منطقه‌ای بوده است. از این رو، طبیعی است که این سفر نیز با حساسیت ویژه‌ای دنبال شود.

رسانه‌های غربی در مقاطع مختلف از اختلاف میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو سخن گفته‌اند، اما به نظر می‌رسد این اختلافات، اگر وجود داشته باشند، بیشتر به شیوه و سطح مدیریت بحران مربوط است تا اختلاف راهبردی. به بیان دیگر، هدف کلی دو طرف مشترک است، اما ممکن است درباره میزان و نحوه تشدید فشار‌ها یا مدیریت پیامد‌های آن تفاوت دیدگاه داشته باشند. آمریکا تلاش می‌کند دامنه تنش به‌گونه‌ای مدیریت شود که منافع و زیرساخت‌های راهبردی‌اش در منطقه، از جمله پایگاه‌های نظامی و جریان انرژی، با آسیب جدی مواجه نشود؛ در حالی که اسرائیل از تضعیف رقبای منطقه‌ای خود، منافع امنیتی و راهبردی بیشتری کسب می‌کند. از این منظر، می‌توان گفت واشنگتن و تل‌آویو در اهداف کلان هماهنگ هستند، اما ممکن است در تاکتیک‌ها و میزان تشدید تنش، تفاوت‌هایی میان آنها وجود داشته باشد.

با توجه به اینکه زمان‌بندی این سفر چند بار تغییر کرده، آیا می‌توان آن را نشانه اختلاف بر سر دستورکار دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا دانست یا صرفاً مدیریت زمان و اولویت‌های دو طرف عامل این جابه‌جایی‌ها بوده است؟

یعقوبی: به نظر می‌رسد تغییر زمان‌بندی سفر نتانیاهو بیش از هر چیز به برنامه حضور او در مراسم تدفین لیندسی گراهام و تنظیم مجدد برنامه دیدارهایش در آمریکا مرتبط بوده باشد. پس از این مراسم نیز قرار است نتانیاهو با دونالد ترامپ دیدار و درباره مهم‌ترین پرونده‌های منطقه‌ای گفت‌و‌گو کند.
برخلاف برخی گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای درباره وجود اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو، شواهد موجود نشان می‌دهد که دو طرف همچنان در چارچوب یک همکاری راهبردی عمل می‌کنند. اگر هم تفاوت نظری وجود داشته باشد، بیشتر به نحوه اجرا، زمان‌بندی و سطح اقدامات مربوط است، نه به اهداف کلان.
دست‌کم در موضوع ایران، به نظر می‌رسد واشنگتن و تل‌آویو از همگرایی راهبردی برخوردارند و اختلاف بنیادینی میان آنها مشاهده نمی‌شود. آنچه ممکن است محل تفاوت باشد، شیوه مدیریت فشار‌ها و میزان تشدید تنش برای دستیابی به اهداف مورد نظر است.

نکته دیگری که در تحلیل این سفر نباید از نظر دور داشت، تجربه وقایع منتهی به جنگ ۱۲ روزه است. پیش از آغاز آن درگیری، بنیامین نتانیاهو نیز سفری به آمریکا داشت؛ سفری که پیش از آن، گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای درباره هماهنگی دو طرف برای اقدام نظامی علیه ایران مطرح شده بود. با این حال، دونالد ترامپ در همان مقطع به‌صورت علنی از تمایل واشنگتن برای ادامه گفت‌و‌گو با ایران سخن گفت و همین موضوع باعث شد برخی رسانه‌های غربی از بروز اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو و حتی «تحقیر» نخست‌وزیر اسرائیل در کاخ سفید سخن بگویند.
اما تحولات بعدی نشان داد که نباید صرفاً بر اساس مواضع علنی یا روایت‌های رسانه‌ای درباره وجود اختلاف میان دو طرف قضاوت کرد. چند ساعت پیش از آغاز حمله اسرائیل به ایران نیز ترامپ همچنان از پیشرفت روند گفت‌و‌گو‌ها با تهران سخن می‌گفت، اما اندکی بعد حمله اسرائیل آغاز شد و در ادامه نیز آمریکا به‌طور مستقیم وارد درگیری شد.
از این منظر، ادعا‌های رسانه‌ای درباره اختلافات عمیق میان ترامپ و نتانیاهو باید با احتیاط تحلیل شوند؛ زیرا تجربه نشان داده است که مواضع علنی لزوماً بازتاب‌دهنده هماهنگی‌ها و تصمیمات پشت‌پرده میان واشنگتن و تل‌آویو نیست و نمی‌توان صرفاً بر مبنای آنها از وجود شکاف راهبردی میان دو طرف سخن گفت.

| ارسال نظر