صمصامی: افزایش قیمت بنزین دولت را ۲۰۰ همت بدهکارتر میکند
حسین صمصامی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، در گفتوگو با «ایران۲۴»، در پاسخ به پرسشی درباره افزایش نرخ بنزین که این روزها به یکی از موضوعات خبرساز تبدیل شده است، اظهار کرد:
ببینید، به هر حال بنزین یکی از کالاهای بسیار ضروری کشور ماست و مانند هر کالای دیگری، یکسری مبانی قیمتگذاری دارد. بگذریم از اینکه قیمت بنزین اکنون چگونه تعیین میشود و مبنای قیمتگذاری آن چیست، اما واقعیت این است که مبنای قیمتگذاری از سال ۱۳۸۶ به بعد تغییر پیدا کرد؛ به این صورت که ما نفت را با قیمت جهانی به پالایشگاهها میدهیم و پالایشگاهها نیز فرآوردههای ویژه و فرآوردههای اصلی را با قیمت جهانی تولید میکنند. البته درباره چهار فرآورده اصلی، مانند بنزین و نفت سفید، قیمتها بر اساس نرخهایی است که خود دولت تعیین میکند.
نکته اینجاست که وقتی درباره قیمت بنزین صحبت میکنیم، باید مجموعهای از عوامل را در کنار هم ببینیم.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا افزایش نرخ بنزین در شرایط جنگی و امنیتی کشور به صلاح است، گفت:
ببینید، نکته اینجاست که ما در این چند وقت اخیر، دوبار قیمت بنزین را افزایش دادهایم. یک بار نرخ سوم را به ۵ هزار تومان رساندیم و اکنون بحث این است که این نرخ به ۱۰ هزار تومان افزایش پیدا کند.
سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که اولاً مبنای دو برابر کردن نرخ سوم چیست؟ چرا یکباره میخواهیم نرخ بنزین را ۱۰ هزار تومان کنیم؟
سیاستگذار این بحث را مطرح میکند که مصرف بنزین بالاست و با توجه به اتفاقاتی که در مسائل جنگ رخ داد، مقداری با کمبود عرضه بنزین مواجه شدیم؛ بنابراین با افزایش قیمت میتوان تقاضا را کاهش داد. از سوی دیگر، گفته میشود از طریق افزایش قیمت بنزین میتوان درآمدی برای دولت ایجاد کرد؛ دقیقاً همان استدلالی که در سال ۱۳۹۸ مطرح شد.
گزارش بانک مرکزی در سال ۱۳۹۸ این بود که دولت با کسری بودجه مواجه است و اگر قیمت بنزین افزایش یابد، بخشی از درآمدهای دولت جبران میشود و در عین حال، افزایش قیمت میتواند بر مصرف بنزین نیز اثرگذار باشد.
اما نکته اینجاست که در سال ۱۳۹۸ شاهد بودیم وقتی قیمت بنزین افزایش پیدا کرد، چه ناآرامیهای اجتماعی رخ داد و چه تبعاتی به دنبال داشت. سؤال این است که آیا افزایش قیمت بنزین واقعاً باعث کاهش مصرف شد؟ آیا توانست درآمد قابلتوجهی برای دولت ایجاد کند؟
الان هم همین استدلال مطرح است که اگر قیمت بنزین را به ۱۰ هزار تومان افزایش دهیم، اولاً چرا باید این افزایش انجام شود؟ گفته میشود برای کاهش مصرف سوخت. اما آیا واقعاً این اتفاق میافتد؟
در اقتصاد میگوییم کالاهای ضروری، کالاهایی هستند که کشش قیمتی آنها پایین و کمتر از یک است؛ یعنی اگر شما یک درصد قیمت را افزایش دهید، تقاضا برای آن کالا کمتر از یک درصد کاهش پیدا میکند، چون کالای ضروری است.
مردم مصرف بنزین خود را بر چه مبنایی تنظیم میکنند؟ مردم که بنزین را نمیخواهند بخورند؛ بنزین را داخل خودرو میریزند. چرا؟ چون میخواهند جابهجا شوند، مسافر جابهجا کنند یا کالا حمل کنند.
حالا سؤال این است که منی که امروز از خودرو استفاده میکنم، آیا باید خودرو را کنار بگذارم و از سیستم حملونقل عمومی استفاده کنم؟ اگر سیستم حملونقل عمومی پاسخگوی نیاز من باشد، بله، این کار را انجام میدهم.
نکته دوم این است که اگر قرار باشد با افزایش قیمت بنزین، مصرف خود را کاهش دهم، باید خودرویی داشته باشم که مصرف سوخت کمتری داشته باشد؛ مثلاً خودروهای هیبریدی یا خودروهایی که عمدتاً با برق کار میکنند. در این صورت میتوانم از مصرف بنزین به سمت این خودروها سوئیچ کنم.
اما اکنون قیمت این خودروها بسیار بالاست و چنین جایگزینی به این سادگی امکانپذیر نیست. از طرف دیگر، ما خودروهایی تولید میکنیم که به دست مردم میرسد و مصرف آنها گاهی ۱۲ تا ۱۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است؛ در حالی که خودروهای هیبریدی حدود ۵ لیتر مصرف دارند.
بنابراین من خودرویی به مردم میدهم که مصرف سوخت بالایی دارد، بعد به مردم میگویم کمتر بنزین مصرف کنید. چرا خودرویی تولید میکنید که من باید ۱۲ لیتر بنزین در آن بریزم؟ چرا باید هزینه آن را مردم بپردازند؟ چرا خودروساز نباید پاسخگو باشد؟ خودروساز، خودروی بیکیفیت تولید میکند و با این شرایط و قیمتهایی که ایجاد کردهاید، من هم نمیتوانم از خودروی داخلی به خودروی خارجی یا کممصرف سوئیچ کنم.
بنابراین مردم عملاً نمیتوانند چنین کاری انجام دهند. لذا اینکه تصور کنیم افزایش قیمت بنزین میتواند مصرف بنزین را کاهش دهد، از نظر من یک تحلیل کاملاً غلط است و این اتفاق رخ نخواهد داد.
البته ممکن است در کوتاهمدت برای دو یا سه ردیف درآمدی دولت، منافعی ایجاد شود، اما در بلندمدت این اثر کاملاً خنثی میشود. چرا؟ چون دو نکته وجود دارد.
نکته اول، اثرات تورمی افزایش قیمت بنزین است. وقتی قیمت بنزین بالا میرود، چون یک نهاده اساسی در اقتصاد محسوب میشود، قیمت همه کالاها افزایش پیدا میکند. تجربه هم نشان داده است که با افزایش قیمت بنزین، قیمت سایر کالاها نیز بالا میرود.
وقتی قیمت همه کالاها افزایش پیدا کند، قیمت کالاهایی که خود دولت بهعنوان بزرگترین مصرفکننده اقتصاد خریداری میکند نیز افزایش مییابد. در نتیجه دولت مجبور است برای خرید همان کالاها هزینه بیشتری بپردازد و در نهایت خودش متضرر میشود.
بنابراین، اگرچه ممکن است دولت در کوتاهمدت از افزایش قیمت بنزین منتفع شود، اما در بلندمدت زیان خواهد کرد.
من نمیخواهم بگویم هر افزایش قیمتی لزوماً چنین اثری دارد، اما در شرایط فعلی، افزایش قیمت بنزین مانند فرد تشنهای است که وسط دریا آب شیرین ندارد و آب شور مینوشد. او تصور میکند تشنگیاش برطرف میشود، در حالی که تشنگیاش بیشتر میشود.
اگر فکر کنیم با افزایش قیمت بنزین، منبع درآمدی برای دولت ایجاد میشود، در واقع وابستگی دولت را به درآمدهای بیشتر افزایش دادهایم. بنابراین این استدلال کاملاً اشتباه است.
برخی فقط وضعیت امروز را میبینند و تصور میکنند اگر قیمت بنزین افزایش پیدا کند، ۵۰، ۶۰، ۷۰ یا حتی ۱۰۰ همت درآمد نصیب دولت میشود؛ در حالی که ممکن است ۲۰۰ همت به هزینههای دولت اضافه شود.
وقتی هزینههای دولت افزایش پیدا میکند، دولت نمیتواند آن را جبران کند. به کارمند خود میگوید قیمت کالاها چند برابر شده، اما من بیشتر از ۲۰ یا ۲۵ درصد نمیتوانم حقوق شما را افزایش دهم. از طرف دیگر، پروژههای عمرانی آسیب میبینند و در حوزه خدمات عمومی مانند آب، برق و گاز نیز دولت با افزایش هزینهها مواجه میشود.
بعد گفته میشود قیمت تمامشده هر کیلووات ساعت برق ۲۳ سنت یورو است و ناترازی وجود دارد. در حالی که وقتی قیمت بنزین افزایش پیدا کند، سطح عمومی قیمتها بالا میرود، نرخ ارز نیز مجدداً افزایش پیدا میکند و این فاصله و ناترازی بیشتر و بیشتر میشود.
متغیرهای اقتصادی به یکدیگر وابستهاند. اینگونه نیست که شما فقط قیمت بنزین را افزایش دهید تا درآمدی برای دولت ایجاد شود. این دقیقاً مانند نوشیدن آب شور دریاست؛ هرچه بیشتر بنوشید، نیازتان به آب بیشتر میشود.
وی ادامه داد: بعضیها اینگونه استدلال میکنند که حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد مردم خودرو ندارند، بنابراین چرا باید بنزینی که قیمت جهانی آن مثلاً ۵۰ سنت است و با دلار ۱۵۰ هزار تومانی حدود ۷۵ هزار تومان تمام میشود، با قیمت ۳ یا ۵ هزار تومان در اختیار مردم قرار بگیرد؟
آنها میگویند ۴۰ یا ۵۰ درصدی که خودرو دارند از یارانه بنزین استفاده میکنند، اما کسانی که خودرو ندارند از این یارانه بهرهای نمیبرند و این بیعدالتی است.
بر همین اساس پیشنهاد میکنند قیمت بنزین به نرخ تمامشده افزایش پیدا کند و مابهالتفاوت آن بهصورت یارانه نقدی یا در قالب طرحهایی مانند «وان» یا «کالابرگ بنزین» میان همه مردم توزیع شود.
ظاهر این استدلال زیباست؛ میگویند درست است که ۴۰ یا ۵۰ درصد مردم خودرو ندارند و عدالت اقتضا میکند یارانه فقط به دارندگان خودرو نرسد.
اما باطن این طرح چیز دیگری است.
فرض کنید قیمت بنزین را به ۱۰ یا ۱۵ هزار تومان افزایش دادید؛ همان کاری که در موضوع ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی انجام شد. من بنزین را با قیمت ۱۰ یا ۱۵ هزار تومان خریداری میکنم و در مقابل مبلغی به حسابم واریز میشود.
اما نکته اینجاست که حتی کسی که بهصورت مستقیم از بنزین استفاده نمیکند نیز برای جابهجایی وابسته به سوخت است.
من اگر از حملونقل عمومی استفاده کنم، تاکسی، اتوبوس، مترو یا هر وسیله دیگری به هر حال از انرژی استفاده میکند؛ یا گازوئیل مصرف میکند یا بنزین. این وسایل که روی هوا حرکت نمیکنند.
بنابراین وقتی قیمت سوخت پایین باشد، هزینه حملونقل عمومی نیز پایینتر خواهد بود و وقتی من سوار تاکسی میشوم، کرایه تاکسی ارزانتر خواهد بود.
برخی تصور میکنند فقط کسی که خودروی شخصی دارد از یارانه بنزین استفاده میکند، در حالی که اینطور نیست.
کسی که خودروی شخصی دارد، یارانه سوخت را بهصورت مستقیم دریافت میکند، اما منی که خودرو ندارم و از تاکسی، اتوبوس یا سایر وسایل حملونقل عمومی استفاده میکنم نیز بهصورت غیرمستقیم از همین یارانه بهرهمند میشوم؛ زیرا کرایه کمتری پرداخت میکنم.
بنابراین اینگونه نیست که فقط دارندگان خودرو از یارانه بنزین استفاده کنند. افرادی که خودرو ندارند نیز از طریق ارزانتر بودن هزینه حملونقل عمومی، از این یارانه بهرهمند میشوند.
حالا اگر قیمت بنزین را افزایش دهیم و بخواهیم این یارانه را بهصورت نقدی یا به شکل دیگری بین همه مردم توزیع کنیم، چه اتفاقی میافتد؟
به محض اینکه قیمت بنزین افزایش پیدا کند، یک موج تورمی در جامعه ایجاد میشود. این موج تورمی آثار مختلفی دارد که نخستین اثر آن بر معیشت مردم است.
تورم، فقیر را فقیرتر و ثروتمند را ثروتمندتر میکند. بنابراین با افزایش قیمت بنزین، بیشترین آسیب متوجه همان افرادی خواهد شد که خودرو ندارند.
کسانی که خودرو دارند، با افزایش تورم ارزش داراییهایشان نیز افزایش پیدا میکند، اما فردی که خودرو ندارد، فاصلهاش تا خرید خودرو هر روز بیشتر میشود.
امروز شرایط بهگونهای شده که خرید خانه برای بسیاری از مردم به یک آرزو تبدیل شده و خرید خودرو نیز به همان سرنوشت دچار شده است.
در نهایت، سیاستی که قرار بود با افزایش قیمت بنزین به نفع اقشار ضعیف اجرا شود، بیشترین زیان را به همان قشری وارد میکند که ادعا میشود این تصمیم برای حمایت از آنها اتخاذ شده است.
حسین صمصامی عضو کمیسیون اقتصادی و نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی، روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ با حضور در «استودیوی ایران۲۴»، در گفتوگویی به تشریح دیدگاههای خود درباره چالشهای اقتصادی کشور، عملکرد مجلس، روند مذاکرات و پیامدهای جنگ بر اقتصاد ایران پرداخت.