حسنیحلم از عبور زنان از نقش سنتی گفت؛ شادمانی خواستار پایان نگاه نیازمحور حاکمیت به بانوان شد
سمیهالسادات حسنیحلم، وکیل پایهیک دادگستری و کنشگر حوزه زنان و خانواده، و مهدیه شادمانی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و فرزند سردار شهید شادمانی، روز ششم مرداد ۱۴۰۵ با حضور در استودیوی «ایران۲۴» در مناظرهای تخصصی به بررسی نقش و جایگاه زنان در مقاومت و جنگ پرداختند.
در این مناظره، مهمانان با نگاهی تحلیلی به جایگاه زنان در دوران مقاومت و جنگ، درباره نقشآفرینی زنان در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و خانواده به گفتوگو پرداختند. همچنین چالشها و ظرفیتهای حضور زنان در شرایط بحرانی و نقش آنان در تقویت سرمایه اجتماعی و تابآوری جامعه از دیگر محورهای این برنامه بود.
در بخش ابتدایی این مناظره، حسنیحلم در پاسخ به این پرسش که «پس از جنگ ۱۲ روزه، نقش زنان چه تغییری کرده است؟ آیا اساساً تغییری در نقش زنان در جنگ و مقاومت ایجاد شده است؟» گفت: «نقش مؤثر زنان در مقاومت و جنگ بعد از جنگ ۱۲ روزه... میخواهیم ببینیم که نقش زنان ما چه تغییری کرده و اصلاً آیا نسبت به گذشته و نقشهای سنتی تغییری داشته است یا خیر. نه تنها در ایران، بلکه در همه جوامع بشری، نقش زن ابتدائاً شاید فقط به نقش خانوادگی محدود میشد و این موضوع منحصر به ایران هم نیست.
اما این یک سال اخیر به ما نشان داد که تغییرات و تحولات عمیقی را شاهد بودهایم؛ تحولاتی که شاید پیش از این به این راحتی قابل درک نبود. هرچند ما همچنان با توجه به شرع مقدس و فرهنگ اصیل ایرانی، نقشهای خانوادگی را ارجح و اولویتدار میدانیم، اما هیچگاه نخواستیم این نقشها به تنها نقش زنان محدود شود.
ببینید، در این یک سال گذشته شاهد چه بودیم؟ ما سه ضلع را در مبارزه جهانی شاهد بودیم؛ ضلع فعال دیپلماسی، ضلع فعال نظامی و ضلع فعال در میادین.
در ضلع فعال میادین، آنچه خود شما هم احتمالاً شبها شاهد آن بودید، حضور حداکثری خانمها بود. آنچه من دیدم، حتی در شهرستانها، و همچنین مشاهداتی که صاحبنظران برای ما نقل کردند، این است که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد حاضران در میدان را خانمها تشکیل میدادند.
این حضور فقط به عنوان نقشهای خانوادگی نبود؛ حتی برای آن ۳۰ درصد دیگر که فرزندان یا همسرانشان در میدان بودند، باز هم این زنان بودند که در خانه انگیزه ایجاد میکردند و زمینه ایفای نقش افراد خانواده را فراهم میساختند. اما به عنوان یک نقش اصیل، بیشترین جمعیت حاضر در میدان را خانمها تشکیل میدادند.
این نشان میدهد که ما از یک مرحله عبور کردهایم و یک تحول اتفاق افتاده است. با وجود اینکه در بیشتر جنگها و در بسیاری از جوامع تاریخی، زنان آسیبپذیرترین قشر تصور میشدند و نقش آنان صرفاً به تحمل مصائب جنگ، حفظ آرامش خانواده و زنده نگه داشتن جریان زندگی خانوادگی محدود میشد، اما الحمدلله شاهد بودیم که زنان در تحولات اجتماعی و نقشهای اجتماعی درخشیدند.
اگر واقعیت این نقش اجتماعی زنان را شاهد نبودیم، شاید امروز در این جایگاه قرار نداشتیم و جنگ نمیتوانست این مدل جدید از نقشآفرینی را برای ما رقم بزند.»
در ادامه، مجری برنامه با اشاره به سخنان حسنیحلم از مهدیه شادمانی خواست دیدگاه خود را درباره این موضوع بیان کند.
شادمانی گفت: «ببینید، ما الان یک بحث مهم داریم و آن بازتعریفی است که نسبت به نقش زنان، با توجه به شرایط امروز و جامعه مدرن، در بحث مقاومت شکل گرفته است؛ اینکه این نقش چگونه هست و چگونه باید باشد.
امروز ما بین "باید" و "هست" دچار چالش هستیم و مسئله اصلی ما همین "باید" است.
بانوان ما نسبت به خودشان به یک جامعهپذیری و شناخت رسیدهاند که بله، میتوانند در عرصههای مختلف، چه در حوزه دیپلماسی، چه نظامی، چه پشتیبانی و سایر حوزهها، اثرگذار باشند. این نقشها میتواند هم در چارچوب نقشهای سنتی و هم در جایگاه نخبگانی تعریف شود.
اینکه آیا آموزش و تجربه لازم را دارند یا خیر، یک بحث است؛ اما مسئله مهمتر این است که حاکمیت تا چه اندازه به آنان میدان داده است.
مشکل ما اینجاست که در مباحث نخبگانی، همه قبول دارند که بانوی ایرانی میتواند در عرصههای مختلف اثرگذار باشد، اما آیا واقعاً به او فرصت داده شده یا همچنان همان نقش پشتیبان و سنتی برای او تعریف میشود؟
متأسفانه در جامعه امروز، نگاه حاکمیت به بانوی ایرانی همچنان یک نگاه تقلیلگرایانه، نظامیمحور و مبتنی بر نیاز است.
در میدان، اگر بانوی ما حاضر میشود، گاهی فقط پرچم را در دست میگیرد؛ در حالی که با توجه به جامعه نخبگانی گستردهای که در سراسر کشور داریم، باید پرسید چه میزان از تریبونها در اختیار استادان دانشگاه زن قرار دارد تا بتوانند تحلیلگری کنند و دیدگاههای خود را ارائه دهند؟
مشکل ما این است که نگاه به زنان بر اساس نیاز است، نه بر اساس تولید ارزش. نگاه به بانوان، نگاه مبتنی بر مقاومت جنگی است، نه مقاومت تمدنساز.
چرا این را میگویم؟ چون حتی بسیاری از بانوان نیز همین نگاه را نسبت به خود پیدا کردهاند. در دو سال اخیر، چه در جنگ ایران و چه در غزه، لبنان و دیگر حوادث منطقه، بسیاری از بانوان تصور میکنند یا باید مستقیماً در میدان جنگ حضور داشته باشند و اگر چنین امکانی نیست و ابزار جنگی در اختیار ندارند، تنها وظیفهشان جمعآوری طلا و کمکهای مالی است.
البته این اقدامات ارزشمند است و بحث ما این نیست که این نقشها ضعف دارد؛ اما در کنار آن، میتوان نقشهای دیگری نیز برای بانوان تعریف کرد و آنها را روایتسازی کرد.
برای مثال، بانویی که در یکی از بیمارستانهای شیراز، با وجود خطرات جنگی، شبانهروز در حال خدمت بوده است، یا بانویی که در تهران در حوزه درمان اقدامات مؤثری انجام داده، نمونههایی از همین نقشآفرینی هستند. در شهرهای مختلف کشور نیز روایتهای متعددی از این دست وجود دارد.
اما آیا توانستهایم این روایتها را به روایت اول کشور در حوزه مقاومت تبدیل کنیم و بگوییم بانوی ایرانی در چنین جایگاهی قرار دارد؟
اگر قرار است درباره حضور بانوان در مقاومت صحبت کنیم یا آن را به عرصه عمل بیاوریم، نباید نقش زنان را صرفاً به نگه داشتن پرچم، حضور در رژهها یا تبدیل شدن به یک نماد و المان، مانند «جیپ صورتی و موشک»، محدود کنیم.»