>

مریم همتیان؛ بازیگری که تا آخرین ساعت زندگی‌اش به قولش وفادار ماند

کد خبر : ۴۶۴۷۳

پیمان حقانی، کارگردان خارپشت درباره زنده‌یاد «مریم همتیان» بازیگر سینما در یادداشتی نوشت: 

اُمید
اُمید، آن رشتهٔ نازک و نورانی، مهم‌ترین دلیل زنده‌ماندن و زندگی‌کردن انسان‌هاست.
این، روایت آخرین روز‌های “مریم همتیان”است.
کسی که تا واپسین ساعات عمرش، با اُمید و عشق زیست.
مریم قرار بود در فیلم «خارپشت» یکی از نقش‌های اصلی را بازی کند.
اوایل سال گذشته، دختری سرزنده و پرشور بود که تنها کمی معده درد داشت.
قرار‌ها بسته شد، پیش‌تولید آغاز شد.
اما هر چه به روز‌های فیلم‌برداری نزدیک می‌شدیم، درد‌ها بیشتر شدند و ناگهان خبر آمد که سرطان او چنان بدخیم شده که باید بی‌درنگ شیمی‌درمانی را آغاز کند.
ما ناگزیر شدیم اپیزود چهارم فیلم را بدون حضور او بسازیم.
اما هنوز یک اپیزود باقی مانده بود.
ولی حالش روزبه‌روز بدتر می‌شد.
با این همه، من و تهیه‌کنندهٔ فیلم اصرار داشتیم به هر شیوه‌ای که شده، مریم در فیلم‌مان باشد. 
تصمیمی سخت آن هم برای نوشتن فیلمنامه‌ای برای بازیگری که نه می‌توانست راه برود و نه حتی درست صحبت کند.
بازنویسی اول را خودم هم دوست نداشتم.
اما در بازنویسی دوم، گروه تولید و تهیه گفتند که قصه خوب است. حتی شاید یکی از بهترین قصه‌های فیلم باشد. 
حالا همه در انتظار نظر مریم بودیم: آیا او قصه را دوست دارد؟ و اگر آری، آیا هنوز می‌خواهد — با آنکه پزشکانش او را جواب کرده‌اند — در فیلم بازی کند؟
حالا مریم نزدیک به دو ماه بود که در خانه بستری بود و بدون کپسول‌های مسکن، حتی یک ساعت آرامش نداشت.
با این‌همه، او قصه را خواند، اعلام آمادگی کرد و با انرژی‌ای شگفت‌انگیز، خود را برای روز‌های فیلم‌برداری آماده کرد.
روز فیلم‌برداری با آمبولانس به صحنه آمد.
هر ساعت باید مورفین به او تزریق می‌شد، اما به خاطر نقشش ساعت‌ها درد کشید و به بهترین شکل ممکن، آنچه بر عهده‌اش بود را به جا آورد.
تا پریروز که چند خط دیالوگ بیشتر از او خواستم، کار کرد و صدا‌های ضبط‌شده‌اش را برایم فرستاد.
مریم، در این روز‌های جنگ و ناامیدی، مهم‌ترین سفیر اُمید برای من بود.
بازیگری که تا آخرین ساعت زندگی‌اش به قولش وفادار ماند، برای نقشش هیچ کم نگذاشت و حالا از بین ما رفته است. 
تا امروز برای هیچ مرگی مرثیه ننوشته‌ام.
زیرا آمدن و رفتن، قاعدهٔ این جهان است.
اما برای مریم که تا ثانیه‌های پایانی عمرش دست از زنده‌بودن و تلاش برای زنده‌ماندن برنداشت، باید می‌نوشتم.
ما مردم ایران، انگار همه مریم‌وار، این روز‌ها را سپری می‌کنیم.
با اُمید به روز‌های روشن.
با یاد و خاطره مریم همتیان  

| ارسال نظر