اورعی: فساد، آمارسازی و سیاسیکاری از عوامل ناکارآمدی وزارت نیرو است
به گزارش ایران24، با توجه به ادعای معاون وزیر نیرو مبنی بر پایان خاموشیها، «ایران۲۴» در گفتوگو با سیدهاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی، به ابعاد پنهانتر این موضوع و بخش سیاسی بحران خاموشیها پرداخته است؛ بخشی که در آن، موضوعاتی همچون نقش نفوذ، سیاسیکاری، نحوه اجرای قانون و چگونگی مواجهه با بحران برق مورد بررسی قرار میگیرد.
سید هاشم اورعی رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی، در گفتوگو با «ایران۲۴» با رد اظهارات معاون وزیر نیرو مبنی بر پایان خاموشیها، اظهار کرد: این جمله به هیچ عنوان قابل قبول نیست. همین الان که با شما صحبت میکنم، در بخش خانگی و در منزل هستم و برق رأس ساعت ۱۱ قطع شد. در بخش صنعت نیز هفتهای دو روز در شهرکهای صنعتی خاموشی وجود دارد و در صنایع انرژیبر این مدت حتی بیشتر است. هفته گذشته نیز یکی از کارخانههای سیمان اعلام کرد تنها ۲۰ درصد ظرفیت برق مورد نیازش را دریافت کرده است. بنابراین هماکنون نیز با خاموشی در بخش خانگی و صنعت مواجه هستیم.
وی درباره علت تأکید وزارت نیرو بر افزایش ظرفیت تولید برق گفت: البته نکات مثبتی وجود داشته که ارتباطی با عملکرد وزارت نیرو ندارد. نخست اینکه تولید برق نیروگاههای برقآبی به دلیل بهبود بارندگیها و وضعیت منابع آبی افزایش یافته است. ظرفیت نیروگاههای برقآبی کشور حدود ۱۴ هزار مگاوات است که در دو سال گذشته به دلیل بحران آب به شدت کاهش یافته بود؛ بهگونهای که دو سال پیش حدود چهار هزار و ۵۰۰ مگاوات و سال گذشته تقریباً هیچ ظرفیتی از این بخش در اختیار نداشتیم، اما امسال شرایط بهبود یافته است.
اورعی ادامه داد: دلیل دوم این است که از یکی از پیکهای گرمایی عبور کردهایم. در جلسهای که با وزیر نیرو داشتیم، ایشان اعلام کرد پیک را پشت سر گذاشتهایم و از این پس روند نزولی خواهد بود، اما باید توجه داشت که سال گذشته اوج گرمای تابستان در ۱۷ مرداد ثبت شد و هنوز به آن تاریخ نرسیدهایم. در سخنان وزارت نیرو این فرض نهفته است که دیگر هوا گرمتر نخواهد شد، در حالی که هیچکس نمیتواند چنین موضوعی را تضمین کند.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی با اشاره به آمار نیروگاههای خورشیدی افزود: وزارت نیرو اعلام میکند پنج هزار مگاوات ظرفیت خورشیدی به شبکه اضافه شده است، اما این ظرفیت اسمی تولید است. پنج هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی معادل حدود هزار مگاوات نیروگاه متداول برق تولید میکند، زیرا از هر ۱۰۰ کیلووات ظرفیت نصبشده، به طور متوسط تنها حدود ۲۰ کیلووات برق قابل تولید است. بنابراین وقتی وزارت نیرو از افزایش پنج هزار مگاواتی ظرفیت سخن میگوید و اعلام میکند ظرفیت تولید به ۷۳ هزار و ۵۰۰ مگاوات رسیده، این موضوع بدون بیان واقعیتهای فنی نوعی بیصداقتی است، چرا که چهار هزار مگاوات از این ظرفیت عملاً برق مؤثری تولید نمیکند.
وی بر این باور بود: وزارت نیرو همه واقعیتها را بیان نمیکند و بیشتر به دنبال آمارسازی است، در حالی که واقعیت این است که هماکنون نیز در بخش خانگی و صنعت با خاموشی مواجه هستیم.
اورعی استدلال کرد: مسئله برق، موضوعی کوتاهمدت نیست که امروز خوب و فردا بد باشد. ریشههای بحران همچنان پابرجاست. سه عامل اصلی شامل گرمای هوا، فرسودگی شبکه و کمبود سرمایهگذاری در بخش تولید، انتقال و توزیع برق که ناشی از اقتصاد نامناسب صنعت برق است، همچنان حل نشدهاند.
وی درباره احتمال فروپاشی شبکه برق (بلکاوت) تأکید کرد: شبکه برق در همه دنیا یک سیستم دینامیک و زنده است و همواره احتمال فروپاشی وجود دارد. در سالهای اخیر هر زمان تقاضا از تولید پیشی گرفته، با اعمال خاموشی تلاش شده تعادل حفظ شود. اگر این تعادل برقرار نشود و تولید از مصرف عقب بماند، فرکانس شبکه کاهش یافته و شبکه از کنترل خارج میشود.
اورعی با تشریح این وضعیت ارزیابی کرد: اگر همزمان موج گرما باعث افزایش مصرف شود و یک نیروگاه نیز به دلیل اضافهبار یا نقص فنی از مدار خارج شود، خطر عدم تعادل میان تولید و مصرف افزایش مییابد. در چنین شرایطی نیروگاههای دیگر نیز دچار اضافهبار شده و ممکن است یکی پس از دیگری از مدار خارج شوند که در نهایت شبکه را به سمت فروپاشی سوق میدهد.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی روایت کرد : من همیشه در کلاسهایم این مثال را میزنم که شبکه برق مثل اسبی است که به یک گاری وصل شده است. این گاری همان باری است که ما به شکل مصرف برق از شبکه میگیریم و اسب هم تولید برق است. شما مدام بار بیشتری روی گاری میگذارید و اسب هم آن را میکشد، اما بالاخره به نقطهای میرسد که بار آنقدر سنگین میشود و گاری آنقدر پُر میشود که اسب دیگر توان کشیدن ندارد و از گاری جدا میشود. در صنعت برق به این وضعیت «فروپاشی شبکه» یا بلکاوت میگوییم.
وی ادامه داد: البته این اتفاق تاکنون رخ نداده، اما همیشه احتمال وقوع آن وجود دارد؛ بهویژه در اوج گرمای تابستان. برای مثال، اگر بهطور ناگهانی دمای هوا افزایش پیدا کند و همزمان یکی از نیروگاهها نیز از مدار خارج شود، احتمال بروز این وضعیت بیشتر خواهد شد.
اورعی بیان کرد: وقتی هوا گرم میشود، از یک سو تقاضای مصرف برق افزایش مییابد و از سوی دیگر تولید برق کاهش پیدا میکند. دلیل افزایش تقاضا این است که حدود ۳۰ هزار مگاوات بار سرمایشی در شبکه داریم و با بالا رفتن دمای هوا، مصرف برق بهسرعت افزایش یافته و بار شبکه سنگینتر میشود. این از سمت مصرف است؛ اما از سمت تولید نیز افزایش دما باعث کاهش راندمان نیروگاهها و شبکه انتقال و توزیع برق میشود.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی توضیح داد:از سمت تولید هم وقتی دمای هوا بالا میرود، راندمان نیروگاهها و همچنین شبکه انتقال و توزیع برق کاهش پیدا میکند. بنابراین از یک طرف مصرف و تقاضای برق افزایش مییابد و از طرف دیگر تولید کاهش پیدا میکند. در نتیجه احتمال و خطر بههم خوردن تعادل میان تولید و مصرف برق بیشتر میشود.
وی یادآوری کرد: همانطور که گفتم، اگر موج گرما رخ دهد و همزمان یکی از نیروگاهها به دلیل اضافهبار یا هر علت دیگری از مدار خارج شود، در صورتی که نتوانیم بهموقع شرایط را پیشبینی کنیم و با اعمال خاموشی این تعادل را حفظ کنیم، یک اثر منفی زنجیرهای ایجاد خواهد شد. در این حالت، فشار بیشتری به نیروگاههای دیگر وارد میشود، آنها نیز دچار اضافهبار شده و ممکن است یکی پس از دیگری از مدار خارج شوند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد و نتوانیم آن را مدیریت کنیم، شبکه به سمت فروپاشی حرکت خواهد کرد.
اورعی تبیین کرد: البته من گرما را فقط به عنوان یک مثال مطرح کردم. ممکن است خدای نکرده یک نیروگاه هدف حمله قرار بگیرد یا به دلیل نقص فنی از مدار خارج شود. در چنین شرایطی، چون مصرف برق به همان میزان باقی میماند، فشار تولید بهطور خودکار روی سایر نیروگاهها منتقل میشود؛ زیرا در شبکه برق همواره باید تولید و مصرف با یکدیگر برابر باشند. اگر این تعادل بر هم بخورد، نیروگاههای دیگر نیز دچار اضافهبار میشوند و در صورت نبود مدیریت مناسب، ممکن است آنها هم از مدار خارج شوند و در نهایت شبکه به سمت فروپاشی پیش برود.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی تاکید کرد: نکته مهم این است که بهطور متوسط در طول سال، حدود ۳۶ درصد برق کشور در بخش صنعت مصرف میشود و صنعت بزرگترین مصرفکننده برق است، در حالی که سهم بخش خانگی حدود ۳۲ درصد است. اما در تابستان و با افزایش شدید مصرف وسایل سرمایشی، سهم مصرف بخش خانگی به حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد میرسد. در چنین شرایطی، چون امکان تأمین برق همه بخشها وجود ندارد، تصمیم گرفته میشود برق صنایع محدود یا قطع شود و سهم مصرف صنعت به حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد کاهش مییابد. یعنی عملاً تمام بار خاموشی بر دوش بخش صنعت گذاشته میشود.
وی اذعان کرد: حالا باید ببینیم پیامد این تصمیم چیست. صندوق بینالمللی پول در آخرین بازنگری خود پیشبینی کرده که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ رشد منفی ۵.۴ درصدی خواهد داشت. این یعنی اقتصاد کشور در رکود عمیقی قرار دارد و بخش عمده این رکود نیز مربوط به صنعت و تولید است. حال اگر فرض کنیم وعده مسئولان درباره کاهش خاموشیها محقق شود، آیا قرار است اقتصاد کشور برای همیشه در رکود بماند؟ مگر طبق برنامه هفتم توسعه قرار نیست صنعت کشور سالانه ۸.۵ درصد رشد کند؟ اگر قرار باشد صنعت رشد کند، برق مورد نیاز آن از کجا تأمین خواهد شد؟
اورعی اظهار کرد: بنابراین بحران برق یکی از عوامل اصلی عدم توسعه اقتصادی کشور، تداوم تورم، افزایش بیکاری و استمرار رشد اقتصادی منفی است. به همین دلیل، مسئله برق بسیار فراتر از خاموشیهای مقطعی است. من حتی خاموشی بخش خانگی را مسئله اصلی نمیدانم. اگر نگران آینده کشور باشیم، باید بدانیم که آینده اقتصاد و توسعه ایران در گرو تأمین پایدار برق است.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی عنوان کرد: در مورد احتمال وقوع بلکاوت یا فروپاشی شبکه نیز باید گفت این موضوع یک بحث کاملاً علمی و مبتنی بر محاسبات ریاضی و احتمالاتی است. بدون دسترسی به اطلاعات لحظهای تولید، مصرف و تقاضای برق نمیتوان عدد دقیقی اعلام کرد. اما اگر وزارت نیرو این اطلاعات را در اختیار متخصصان قرار دهد، میتوان برای شرایط مختلف، از جمله دماهای متفاوت، احتمال وقوع فروپاشی شبکه را بهصورت دقیق محاسبه کرد. من در حال حاضر و بدون دسترسی به این اطلاعات نمیتوانم بگویم این احتمال صفر است یا صد، اما اگر دادههای لازم وجود داشته باشد، محاسبه آن کاملاً امکانپذیر است. متأسفانه وزارت نیرو به جای آنکه مسئله را بهصورت علمی، واقعی و به دور از شعارزدگی بررسی کند، بیشتر به دنبال ارائه راهکارهای کوتاهمدت و شعاری بوده و به همین دلیل چنین اطلاعاتی تاکنون منتشر نشده است.
اگر مزارع بزرگ رمزارز نفوذ دارند، این ضعف وزارت نیرو در اجرای قانون است
وی در ادامه درباره رمزارزها اشاره کرد: اما درباره موضوع رمزارز، قطعاً پایین بودن قیمت برق در کشور یکی از عوامل شکلگیری استفاده غیرمجاز از برق برای استخراج رمزارز است. این اقدام در واقع نوعی قاچاق برق محسوب میشود؛ همانطور که پایین بودن قیمت بنزین و گازوئیل باعث قاچاق سوخت شده است. با این حال، هیچکس آمار دقیقی از میزان مصرف برق غیرمجاز برای استخراج رمزارز در اختیار ندارد.
اورعی تشریح کرد: من نمیگویم این موضوع اهمیت ندارد، اما برخی ادعاهایی که مطرح میشود نیز قابل اتکا نیست. برای مثال، مدتی پیش مطرح شد که تمام برق یک نیروگاه در اطراف تهران از طریق یک کابل به استخراج رمزارز اختصاص یافته است. این قبیل ادعاها مستند نیست و بیشتر رنگ و بوی اغراق و استفاده سیاسی دارد تا یک تحلیل فنی و مستند.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی مطرح کرد: این قبیل ادعاها از نظر فنی قابل اتکا نیست و بیشتر جنبه اغراقآمیز دارد. وقتی چنین ادعاهایی مطرح میشود، موضوع از عقلانیت و منطق فاصله میگیرد و بیشتر رنگ و بوی استفاده سیاسی پیدا میکند.
وی ابراز کرد: بر اساس آخرین برآوردهایی که در مقطعی امکان انجام آن وجود داشت، سهم برق مصرفی استخراج غیرمجاز رمزارز حدود دو تا سه درصد برآورد میشد. البته امروز آمار دقیقی در دست نیست و نمیدانیم این رقم چه تغییری کرده است. متأسفانه وزارت نیرو یا در این زمینه کار قابل توجهی انجام نداده، یا اگر هم انجام داده، اطلاعات و نتایج آن را منتشر نکرده است.
اورعی روایت کرد: اگر بخواهم برآورد شخصی خودم را بیان کنم، معتقدم سهم مصرف برق غیرمجاز برای استخراج رمزارز قطعاً کمتر از پنج درصد است. اما نکته مهم این است که وزارت نیرو نمیتواند استخراج رمزارز را به عنوان دلیل اصلی بحران برق مطرح کند. این موضوع ممکن است یک توجیه باشد، اما دلیل اصلی نیست؛ زیرا استخراج غیرمجاز رمزارز معلول است، نه علت.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی عقیده دارد: علت اصلی را باید در اقتصاد برق جستوجو کرد. همانگونه که اختلاف قیمت بنزین و گازوئیل زمینه قاچاق سوخت را فراهم میکند، قیمت پایین برق نیز انگیزه استفاده غیرمجاز را ایجاد میکند. اصلاح اقتصاد برق وظیفه وزارت نیرو است. از سوی دیگر، اگر وزارت نیرو اراده لازم را داشته باشد، حتی با همین تعرفههای فعلی نیز میتواند تا حد زیادی از استفاده غیرمجاز برق جلوگیری کند.
وی واکاوی کرد: امروز ابزارهای هوش مصنوعی در دسترس است و حتی بدون استفاده از هوش مصنوعی، تنها با بررسی الگوی مصرف مشترکان میتوان موارد مشکوک را شناسایی کرد. به محض مشاهده یک تغییر غیرعادی در پروفایل مصرف، امکان بررسی و برخورد وجود دارد.
اورعی تحلیل کرد: به محض اینکه تغییری در الگوی مصرف مشاهده شود، میتوان به غیرعادی بودن آن پی برد و موضوع را بررسی کرد. بنابراین اگر وزارت نیرو میگوید استخراج غیرقانونی رمزارز مشکلساز شده است، دو پرسش مطرح میشود؛ نخست اینکه چرا شرایطی ایجاد شده که مردم به سمت قاچاق برق بروند و دوم اینکه چرا با این تخلف برخورد نمیشود؟ مسئول این کار چه کسی است؟ اگر قوانین لازم وجود ندارد، باید قوانین لازم وضع شود و اگر قانون وجود دارد، باید آن را اجرا کرد.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی برشمرد: دلیل اینکه این کار انجام نمیشود، به اعتقاد من چند عامل است. نخست، سیاسیکاری. گاهی گفته میشود افرادی که مزارع بزرگ استخراج رمزارز را در اختیار دارند، از نفوذ و قدرت زیادی برخوردارند. من این موضوع را تأیید نمیکنم و تنها آنچه را در رسانهها منتشر شده، دیدهام. اما اگر چنین ادعایی صحت داشته باشد، باز هم نشاندهنده ضعف وزارت نیرو در اجرای قانون است. در اینجا اشکال از قانون نیست؛ باید قانون اجرا شود.
وی اصرار ورزید: عامل دوم، فساد است. این موضوع بسیار مهم است، زیرا فساد باعث میشود اراده لازم برای جلوگیری از استفاده غیرمجاز از برق وجود نداشته باشد.
اورعی پافشاری کرد: عامل سوم نیز ناکارآمدی سیستم مدیریتی وزارت نیرو است. این وزارتخانه کارآمدی لازم را برای شناسایی، مقابله و جلوگیری از استفاده غیرمجاز از برق برای استخراج رمزارز ندارد.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی نتیجهگیری کرد: در نتیجه، معتقدم مطرح کردن استخراج غیرمجاز رمزارز به عنوان عامل اصلی بحران برق، بیش از آنکه یک دلیل قانعکننده باشد، توجیهی غیرمنطقی است.