>

علی قمصری: اگر «ایران» نباشد، دیگر هیچ ماهیتی برای دفاع باقی نمی‌ماند/ روایت صریح یک هنرمند از اولویت حفظ وطن

علی قمصری
علی قمصری، آهنگساز، نوازنده و از چهره‌های شناخته‌شده موسیقی ایرانی که در سال‌های اخیر بارها مواضع خود را درباره مسائل ملی و اجتماعی آشکارا بیان کرده، با انتشار یادداشتی با عنوان «وجود یا ماهیت؟ مسئله این است» بار دیگر بر اولویت حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران تأکید کرد. یادداشتی که در آن، با طرح پرسش‌هایی درباره نقش قدرت‌های خارجی، سرنوشت زیرساخت‌های کشور و نسبت «وجود» و «ماهیت» ایران، از ضرورت حفظ سرزمین به‌عنوان پیش‌شرط هرگونه تغییر سخن می‌گوید.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۴۶۵۴۶

به گزارش ایران24، در روزگاری که بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند در برابر مسائل سیاسی و اجتماعی سکوت کنند یا تنها از دریچه آثار هنری خود سخن بگویند، علی قمصری سال‌هاست مسیر متفاوتی را برگزیده است. او اگرچه بیش از هر چیز با آهنگسازی، نوازندگی تار و تجربه‌گرایی در موسیقی ایرانی شناخته می‌شود، اما همواره تلاش کرده است نسبت خود را با رخدادهای مهم جامعه نیز پنهان نکند و در بزنگاه‌های حساس، دیدگاهش را آشکارا بیان کند.

قمصری طی سال‌های گذشته بارها درباره موضوعاتی چون هویت ملی، فرهنگ، میهن‌دوستی و آینده ایران موضع‌گیری کرده است. یکی از متفاوت‌ترین کنش‌های او به ماه‌هایی بازمی‌گردد که تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا به اوج رسیده بود و تهدیدهایی درباره هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی کشور مطرح می‌شد.

در همان روزها، او در اقدامی نمادین به یکی از نیروگاه‌های برق رفت و در میان تأسیسات صنعتی، با نواختن تار، پیامی روشن از همبستگی با سرزمین و دفاع از زیرساخت‌هایی که زندگی میلیون‌ها ایرانی به آنها وابسته است، مخابره کرد. اقدامی که بازتاب گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی داشت.

اکنون این آهنگساز و نوازنده شناخته‌ شده، در تازه‌ترین یادداشت خود با عنوان «وجود یا ماهیت؟ مسئله این است»، بحثی فلسفی اما کاملاً ناظر بر شرایط امروز ایران را پیش می‌کشد. او تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ دهد که اگر روزی میان «وجود ایران» و «ماهیت ایران» تعارضی شکل بگیرد، کدام‌یک باید در اولویت باشد.

قمصری در این یادداشت، بدون وابسته دانستن خود به هیچ جریان سیاسی، استدلال می‌کند که حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور، پیش‌نیاز هرگونه اصلاح، آزادی و تحول سیاسی و اجتماعی است و نسبت به گره زدن سرنوشت ایران به قدرت‌های خارجی هشدار می‌دهد.

آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل یادداشت علی قمصری است که بدون هیچ‌گونه دخل و تصرف منتشر می‌شود:

«وجود» و «ماهیت» ایران، هر دو مهم‌اند. اما اگر روزی میان این دو تعارضی پیش بیاید، کدام باید اولویت داشته باشد؟

حتی اگر کسی برای «ماهیت» اولویت بیشتری قائل باشد، یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا با سپردن امید خود به یک جریان سیاسی خاص، اطمینان دارد که واقعاً به همان ماهیتی که آرزویش را دارد خواهد رسید؟ آن هم در شرایطی که بارها و بارها از نتایج این اعتماد غافلگیر شده است.

سلام عزیزانم.

همیشه باور داشته‌ام که انسان باید با مطالعه، اندیشیدن و تجربه، به درکی فراتر از آنچه رسانه‌های سیاسی به او خوراک می‌دهند برسد. آنچه می‌نویسم نه حقیقت مطلق است و نه دعوت به پیروی؛ تنها نگاه یک شهروند و یک هنرمند ایرانی است که مانند هر یک از شما حق دارد مستقل فکر کند.

ما حق داریم نظر خودمان را داشته باشیم؛ حتی اگر آن نظر در چارچوب هیچ جریان سیاسی نگنجد. پیش از آنکه با معیارهای جریان‌های مختلف، باور یکدیگر را قضاوت کنیم، نگاه من را بشنوید.

عده‌ای معتقدند «وجود ایران» بر «ماهیت آن» مقدم است؛ زیرا اگر این سرزمین با همین جغرافیا و تمامیت خود باقی نماند، دیگر سخن گفتن از ماهیت، آزادی یا آینده، معنای روشنی نخواهد داشت.

در مقابل، گروهی باور دارند که حتی اگر ایران دچار تجزیه یا از دست رفتن بخشی از سرزمینش شود، تغییر ماهیت سیاسی و اجتماعی آن ارزش این هزینه را دارد.

من با این نگاه موافق نیستم.

برای من، حفظ «وجود ایران» بر تغییر «ماهیت ایران» اولویت دارد. باور دارم ابتدا باید این سرزمین، با تمامیت ارضی و استقلالش باقی بماند و سپس ماهیت آن، با اراده مردم، اندیشه، فرهنگ و تلاش فرهیختگان، به سمت تعالی حرکت کند.

آزادی، بدون زمینی که بتوان بر آن ایستاد، شبیه آزادی در سقوط است.

در ماه‌های گذشته بارها دیده‌ایم کسانی که همه تحلیل خود را بر رسانه‌ها یا وعده‌های قدرت‌های خارجی بنا کرده بودند، پی‌درپی غافلگیر شدند. هر روز پرسش تازه‌ای مطرح شد:

چرا همان قدرت‌هایی که قرار بود حامی مردم باشند، از نابودی زیرساخت‌ها سخن گفتند یا آن را توجیه کردند؟ چرا درباره آینده ایران، گزینه‌های سیاسی را یکی پس از دیگری کنار گذاشتند؟ چرا موضوع منابع انرژی، تنگه هرمز و موقعیت ژئوپلیتیک ایران به جای مردم تا این اندازه برایشان اهمیت دارد؟

اگر کشوری بخش مهمی از زیرساخت‌هایش، راه‌های ارتباطی‌اش، جنوبش، منابع انرژی‌اش یا موقعیت راهبردی خود را از دست بدهد، آیا رسیدن به آزادی و رفاه آسان‌تر خواهد شد یا دشوارتر؟

پرسش دیگری هم برای من وجود دارد.

اگر روزی یک نیروی نظامی خارجی، نه یک جریان داخلی، در سرنوشت ایران تعیین‌کننده شود، آیا پس از آن واقعاً قدرت را به یک جریان داخلی واگذار خواهد کرد؟ یا جریان داخلی صرفا تا جایی که از دروازه قلعه رد شوند، به دردشان می خورد؟

در کشوری با میلیون‌ها انسان دارای باورها و گرایش‌های متفاوت، آیا چنین وضعیتی به آرامش منتهی می‌شود یا خطر درگیری‌های داخلی، ناامنی و حتی تجزیه را افزایش می‌دهد؟

من ماه‌ها پیش نیز در استوری‌هایم نوشته بودم که هر جریان سیاسی که بدون پشتوانه اجتماعی و نظامی، امید خود را به قدرت‌های خارجی گره بزند، ناخواسته بیش از آنکه به تغییر ماهیت کشور کمک کند، ممکن است موجودیت آن را در معرض خطر قرار دهد. قدرت‌های خارجی، پیش از هر چیز، منافع خود را دنبال می‌کنند.

به همین دلیل، دغدغه اصلی من در این ماه‌ها، حفظ «وجود ایران» بوده است.

نکته دیگری که ذهنم را مشغول کرده، نوعی تناقض در فضای رفتاری یک جریان است. گاهی از مردم خواسته می‌شود از زیرساخت‌های کشور دفاع نکنند، چون آن را متعلق به حکومت می‌دانند؛ اما همان افراد، هنگام نابودی همان زیرساخت‌ها، مردم را سرزنش می‌کنند که چرا از آن دفاع نکردند.

در حالی که برق، آب، جاده، بندر، پالایشگاه و زیرساخت‌های حیاتی، پیش از آنکه متعلق به هر حکومتی باشند، متعلق به مردم‌اند. نابودی آنها، زندگی نسل‌های آینده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

من نه انتظار تشویق دارم و نه قدردانی.

سال‌ها سفر کردم، رایگان اجرا کردم، برای هنر این سرزمین هزینه دادم، در کنار مردم ایستادم، ممنوعیت‌ها را تجربه کردم و هر جا احساس کردم حفظ ایران وظیفه من است، از آن شانه خالی نکردم.

اما در کنار همه اختلاف‌نظرها، یک انتظار دارم:

همان‌گونه که من حق دیگران را برای اندیشیدن محترم می‌دانم، انتظار دارم حق من برای مستقل فکر کردن و نپذیرفتن هیچ جریان سیاسی نیز محترم شمرده شود. چیزی که در عمل همیشه ثابت کرده ام. من بر مرکب اندیشه خود سوارم ...

| ارسال نظر