>

رمز موفقیت صلح حدیبیه در آینه بیعت رضوان

کد خبر : ۴۷۶۱۷

محمدمهدی خیرجو، تحلیلگر مسائل راهبردی در یادداشت اختصاصی برای ایران24 نوشت: در ایامی که برخی با روایت‌های ناقص و گزینشی از صلح حدیبیه، یا با تکرار مکرر و دهان‌پرکن تعابیری، چون صلح شرافتمندانه، می‌کوشند از این واقعه تاریخی دستاویزی برای توجیه عادی‌سازی روابط با آمریکا بتراشند، اما بازخوانی دقیق و واقع‌بینانه این واقعه‌ی تاریخی صدر اسلام، پرده از حقیقتی کاملاً وارونه نسبت به نیت و اراده این گروه‌های سیاسی برمی‌دارد؛ همان کسانی که مدعی‌اند، بگذارید مردم زندگی کنند و همه که نمی‌خواهند شهید شوند.

واکاوی وقایع صلح حدیبیه از قضا اثبات می‌کند، این تفاهم نه نماد انفعال و عقب‌نشینی از اصول، بلکه مظهر بارز اقتدار، انسجام، مقاومت و تجلی روحیه شهادت‌طلبی مسلمانان بود. بدیهی است و امروز نیک می‌دانیم که این صلح‌نامه، کوتاه آمدن از مبانی و استقلال مسلمین نبود؛ بلکه هراس دشمن از اراده پولادین و خلل‌ناپذیر مسلمانان جان‌برکف بود که مشرکان را وادار به عقب‌نشینی از زیاده‌خواهی‌های خود کرد.

این توازن قوا و کوتاه آمدن کفار، دقیقاً در نقطه عطف ماجرای «بیعت رضوان» شکل گرفت که کمتر به آن پرداخته شده است. در ماه ذی‌القعده سال ششم هجری، پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) به همراه حدود هزار و چهارصد تن از یاران خود، در جامه احرام و بدون سازوبرگ جنگی و تنها به قصد انجام مناسک عمره راهی مکه شدند. با این حال، سران قریش و کفار مکه با نخوت و سرکشی، راه را بر کاروان بستند و مانع ورود آنان به حریم امن الهی شدند. پیامبر اعظم (ص) برای اثبات نیت مسالمت‌آمیز خود و اتمام حجت، پس از فرستادن چند نماینده، در نهایت عثمان بن عفان را برای گفت‌و‌گو به مکه فرستادند؛ اما بازگشت عثمان به درازا کشید و طولی نکشید که شایعه هولناک شهادت او به دست مشرکان، در اردوگاه مسلمانان در منطقه حدیبیه پیچید.

در این لحظه خطیر و پرالتهاب، پیامبر مکرم اسلام (ص) تصمیمی سرنوشت‌ساز گرفتند و یاران را زیر سایه درختی فراخواندند تا عهدی تاریخی ببندند؛ بیعتی که به بیعت رضوان شهرت یافت. حضرت محمد (ص) دست در دست یاران نهاد و از آنان پیمان گرفت که تا پای جان بایستند و هرگز پشت به میدان نبرد نکنند و در صورت حمله کفار مکه، تا آخرین نفر بر عهد خود بمانند و بجنگند. مسلمانان با وجود قلت نفرات و دوری از مدینه و کمبود ادوات جنگ، یک‌صدا و با شوری وصف‌ناپذیر برای بذل جان هم‌پیمان شدند. خبر این انسجام حیرت‌انگیز و آمادگی بی‌چون‌وچرا برای شهادت، توسط دیده‌بانان قریش به مکه مخابره شد. سران قریش دریافتند با جمعی مواجه‌اند که شهادت را رستگاری می‌داند و رویارویی نظامی با آنان پرهزینه‌ترین گزینه خواهد بود و شکست‌شان ممکن نیست؛ از این رو، رعبی عمیق بر دل‌هایشان سایه افکند و سراسیمه سهیل بن عمرو را فرستادند تا به هر قیمتی با انعقاد یک معاهده، مانع از فوران این انگیزه قدسی و جهادی شوند. بدین‌سان، پیمان حدیبیه ثمره مستقیم این بازدارندگی و اقتدار ایمانی مسلمانان شهادت طلب بود.
 
نادیده گرفتن این واقعه مهم و تاریخی در صلح حدیبیه و غلبه یافتن ادبیات یأس و ضعف مقابل دشمن، یعنی همان فهم نکردن کامل این واقعه بزرگ صدر اسلام که مقدمه فتح مکه شد. در واقعه حدیبیه و بیعت رضوان، مسلمانان با وجود دوری از موطن، کمبود پشتیبانی، تدارکات نظامی و تعداد نفرات کمتر، هرگز کمبود‌ها و کاستی‌های خود را فریاد نزدند تا جبهه کفر را جری‌تر کنند؛ بلکه با نمایش کوبنده همبستگی و روحیه شهادت‌طلبی، دشمن مغرور را از دستیابی به مقاصد شومش ناامید و وادار به عقب‌نشینی کردند.

این همان الگوی درخشانی است که در بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله تعالی)، در پیام هفته دولت به ظرافت تبیین شد. در دوران خطیری که نظام اسلامی در مسیر وصول به «ایران هرچه قوی‌تر» گام برمی‌دارد، یکی از ضروری‌ترین امور، تبیین قدرت و روایت فتح و قوّت ایران و ملت عزیز آن است. مخابره ضعف، نقص و استیصال در شرایطی که دشمن به‌شدت برای پیشبرد اهداف منحوس خود به روحیه نیاز دارد، نه‌تنها دردی را دوا نمی‌کند، بلکه بزرگ‌ترین کمک به جبهه خصم است و‌ای‌بسا دل‌های دوستان و همراهان انقلاب را نیز دچار نگرانی، سرگردانی و تحیر سازد.

درس مهم بیعت رضوان و ولایت‌پذیری تام و تمام مسلمین برای امروز ما این است که نباید با دیدن ضعف‌ها و مشکلات دچار هراس یا عقب‌نشینی شویم؛ بلکه باید با ایثار و اراده‌ای محکم، شجاعانه و باصلابت گوش به فرمان ولی خدا، پای کار باشیم و نواقص را بدون رودربایستی و فوری و به شیوه عملی و غیراعلامی برطرف کنیم و خم بر ابرو نیاوریم. پرواضح است بیان اشکالات و کمبود‌ها در فضا‌های عمومی و رسانه‌ای آنهم توسط مسئولان، نه تنها منجر به صلح و آرامش نمی‌شود، بلکه دشمن سفاک را در تحمیل جنگ و تکرار جنایت‌هایش مصمم‌تر می‌کند.

نکته بعد اینکه، اگر در حدیبیه، روحیه شهادت‌طلبی و ایثار وصف نشدنی مسلمانان جان‌فدای اسلام و پیامبر اعظم (ص) منجر به پیروزی و تحمیل خواست مسلمین شد، در دو جنگ اخیر نیز، همان روحیه‌ی والای شهادت طلبی در میان رزمندگان و نیرو‌های مسلح در ارتش و سپاه و بسیج و نیرو‌های انتظامی و امنیتی منجر به متوقف شدن ماشین جنگ دشمن و منصرف شدن او از ادامه‌ی نبرد شد. از طرفی این ایثار و از خودگذشتگی مردم در خیابان‌ها و شجاعت مثال زدنی آنها در حمایت از استقلال کشور بود که دشمن را به عقب‌نشینی و تغییر اهدافش واداشت. فلذا آنان که با هر ادبیاتی و به هر نیتی این روحیه شهادت طلبی را در مردم سرافراز و آگاه ایران و نیرو‌های مسلح جان برکف کتمان می‌کنند، در واقع مزیت اصلی ایستادگی ایران اسلامی مقابل قدرت‌های زورگو را کتمان کرده و طلب جنگ و حمله دشمن به میهن‌مان را دارند!
بر اساس آموزه‌ی قرآنی «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»، آنچه امروز باید روایت و برجسته شود، نقاط قوت، دستاورد‌ها و قدرت درونی ملت ایران است؛ ملتی که با ایثار و شجاعت در برابر دشمن تا بن دندان مسلح ایستاد و هرگز عقب ننشست. تنها با همین نگاه عزتمندانه است که می‌توانیم مانند یاران پیامبر اعظم در جریان حدیبیه، اقتدار بیافرینیم، موازنه قدرت را به نفع جبهه حق تغییر دهیم و دشمن را در اوج توهم قدرتش، وادار به عقب‌نشینی و شکست در محاسباتش کنیم.

برچسب ها: محمدمهدی خیرجو
| ارسال نظر