نفسها در سنگلج به شماره افتاد/ سرازیر شدن پسابهای اسیدی در بافت تاریخی تهران + فیلم
به گزارش خبرنگار ایران۲۴، سنگلج سالهاست که فقط یک نام روی نقشه تهران نیست بلکه به بخشی از حافظه تاریخی پایتخت تبدیل شده، محلهای که هنوز رد خانهها، گذرها، بازارها و زندگی چند نسل تهرانی را در دل خود نگه داشته، اما حالا در میان همین بافت تاریخی، مسألهای تازه آرامش و امنیت ساکنان را نشانه گرفته؛ مسألهای که این بار نه از جنس تخریب یک خانه تاریخی یا تغییر سیمای یک گذر، بلکه از جنس پساب، دود، صدا و فعالیتهایی است که زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است.
طی سالهای اخیر، بخشهایی از بافت تاریخی تهران بارها زیر سایه ادبیاتی قرار گرفته که «رونق اقتصادی»، «توسعه» و «ایجاد مراکز تجاری» را به عنوان ضرورت مطرح کرده، از ساخت و ساز در حریم کاخ گلستان و آسیبهایی که به بافت تاریخی عودلاجان وارد کرد تا پروژههایی که با عناوینی همچون «مروی سنتر» و «بزرگترین بازار طلای خاورمیانه» تلاش کردهاند چهره اقتصادی تازهای برای این محدوده تعریف کنند، اما پرسش اساسی اینجاست که در این معادله، سهم مردم و بافت تاریخی از این «رونق» چیست؟
اگر قرار باشد بهای توسعه اقتصادی، تخریب تدریجی بافت تاریخی، برهم خوردن آرامش محله و آلودگی صوتی و محیطی ناشی از فعالیتهای تجاری باشد، دیگر نمیتوان صرفاً از «رونق» حرف زد! اینجا باید درباره هزینهای صحبت کنیم که به جای سرمایهگذار و بهرهبردار، ساکنان محله و میراث تاریخی شهر آن را پرداخت میکنند.
طی روزهای اخیر گزارشهایی از رها شدن پسابهای حاصل از فعالیتهای طلاسازی در محدوده سنگلج، در کنار دود، صدا و فعالیت دستگاهها، نگرانی تازهای را برای ساکنان این محله قدیمی ایجاد کرده است؛ نگرانیای که اگر با بررسی دقیق دستگاههای متولی همراه نشود، میتواند خیلی زود از یک مسأله محلی به یک بحران زیستمحیطی در دل بافت تاریخی تهران تبدیل شود.

موضوع فقط این نیست که در کوچههای سنگلج چه چیزی ساخته میشود، بلکه بحث اصلی این است که چه چیزی در این کوچهها رها میشود و مردم قرار است تا کجا هزینه توسعهای را بپردازند که ظاهراً سهمی از تصمیمگیری درباره آن ندارند؟
کارگاههای طلاسازی مثل قارچ سمی در سنگلج رشد کردهاند
حمید نارنجینژاد، عضو هیأت مؤسس انجمن سنگلج، در گفتوگو با ایران۲۴ درباره گسترش کارگاههای طلاسازی در بافت مسکونی سنگلج و پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی فعالیت این کارگاهها اظهار کرد: چند سالی است که کارگاههای طلاسازی در محله درخونگاه و محدوده سنگلج مانند قارچ سمی در حال رشد هستند و روزبه روز تعداد آنها افزایش پیدا میکند.
وی افزود: در گذشته تنها چند کارگاه طلاسازی در این محدوده وجود داشت که فعالیت آنها برای اهالی شناخته شده بود، اما امروز تعداد این کارگاهها از حالت انگشت شمار خارج شده و حتی خانههای مسکونی به کارگاههای طلاسازی تبدیل شدهاند.

نارنجینژاد با اشاره به پیامدهای زیستمحیطی فعالیت این کارگاهها گفت: یکی از معضلات جدی، نحوه دفع پساب و اسیدهای مورد استفاده در فرآیند طلاسازی است. برخی کارگاهها پسماندهای اسیدی جامد را کنار سطلهای زباله خانگی قرار میدهند و در مواردی نیز محلولهای اسیدی را داخل مخازن زباله شهرداری تخلیه میکنند.
وی ادامه داد: در مواردی نیز بخشی از این پسابها وارد چاههای منازل یا معابر میشود که میتواند پیامدهای جدی برای محیط زیست و سلامت ساکنان داشته باشد.
عضو هیأت مؤسس انجمن سنگلج همچنین با اشاره به انتشار دود از دودکش برخی کارگاهها اظهار کرد: در گذشته دود سیاه ناشی از فعالیت این کارگاهها به وضوح از دودکشها خارج میشد و اهالی از این موارد فیلم تهیه و برای محیطزیست شهرداری منطقه ۱۲ و سایر نهادهای مرتبط ارسال میکردند.
وی افزود: پس از اینکه صاحبان کارگاهها متوجه شدند اهالی موضوع را مستندسازی میکنند، برخی از آنها فعالیت خود را به ساعات پایانی شب یا پیش از طلوع آفتاب منتقل کردهاند و در این ساعات، بدون استفاده از فیلتر مناسب، دود و گازهای ناشی از فعالیت خود را وارد هوای محله میکنند.
تهدید سلامت سلامت ساکنان سنگلج
نارنجینژاد با بیان اینکه این موضوع سلامت ساکنان را تهدید میکند، گفت: دود و گازهای ناشی از این فعالیتها میتواند برای ریه کودکان، سالمندان و سایر ساکنان خطرناک باشد و نگرانیهای جدی درباره سلامت مردم محله ایجاد کرده است.
وی با اشاره به تغییر تدریجی بافت سکونتی منطقه اظهار کرد: محله درخونگاه، کوچههای شیشهگران غربی و شرقی و بخشهایی از سنگلج به تدریج از حالت مسکونی خارج میشوند و تبدیل خانههای مسکونی به کارگاه، یکی از عوامل مهم این تغییر است.

عضو هیأت مؤسس انجمن سنگلج در ادامه با انتقاد از نحوه برخورد برخی دستگاهها با فعالیت این کارگاهها گفت: اگر یک شهروند در خانه خود اقدام به ساختوساز کند و حتی خاک حاصل از آن را مقابل خانه قرار دهد، شهرداری به سرعت تذکر میدهد و با او برخورد میکند اما در مقابل، شاهد ورود تجهیزات سنگین به برخی خانهها و تبدیل آنها به کارگاههای طلاسازی هستیم.
وی افزود: در مواردی خانههایی با قدمت چند دهه که ظاهری کاملاً مسکونی دارند، از داخل به مجموعههایی با تجهیزات صنعتی تبدیل شدهاند و حتی پشتبام آنها نیز برای استقرار دستگاههای طلاسازی مورد استفاده قرار گرفته است.
تأمین برق فشار قوی برای کارگاههای طلاسازی از سوی اداره برق!
نارنجینژاد همچنین از مشکلات مربوط به تأمین برق این کارگاهها خبر داد و گفت: در شرایط فعلی کشور و درست زمانی که تأکید بر صرفهجویی در مصرف انرژی است، اداره برق برای برخی کارگاهها کابلهای فشارقوی به شکل هوایی یا زمینی کشیده و این موضوع در کنار افزایش بار مصرفی، موجب ضعف برق در بخشهایی از محله شده است.
وی افزود: تعدادی از ساکنان نسبت به سوختن لوازم خانگی خود از جمله یخچال، ماشین لباسشویی و تلویزیون اعتراض کردهاند، اما به گفته آنها این اعتراضها به نتیجه نرسیده است.

عضو هیأت مؤسس انجمن سنگلج با اشاره به ایجاد زیرساختهای اختصاصی برای برخی کارگاهها اظهار کرد: حتی درباره یکی از کارگاهها گفته شده که مبلغ قابل توجهی برای انتقال کابل فشارقوی اختصاص داده شده و کابل از ابتدای کوچه تا مقابل کارگاه کشیده شده است. مستندات تصویری مربوط به این موضوع نیز در اختیار اهالی قرار دارد.
وی ادامه داد: در مواردی نیز پستهای برق مجاور کارگاهها در شرایطی قرار گرفتهاند که اطراف آنها برای پارک موتورسیکلتهای مورد استفاده کارگاهها به کار میرود و این موضوع از نظر ایمنی و احتمال وقوع آتشسوزی نیز نگرانی ایجاد کرده است.
نارنجینژاد یکی دیگر از پیامدهای گسترش کارگاههای طلاسازی را افزایش مسائل امنیتی دانست و گفت: طبیعی است که وقتی تعداد کارگاهها افزایش پیدا میکند، رفتوآمد سارقان به این محدوده نیز بیشتر میشود.
دهن کجی به مصوبه ساماندهی مشاغل شهرداری تهران
وی در ادامه به یکی دیگر از مشکلات موجود در این منطقه از سوی کارگاههای طلاسازی اشاره کرد و افزود: سنگلج یکی از بافتهای تاریخی و مذهبی تهران است و بسیاری از آیینها و هیأتهای مذهبی این محدوده سابقه چندصدساله دارند، اما متأسفانه رفت و آمد برخی خانمها که در این کارگاهها مشغول کار هستند آن هم با ظاهری خارج از عرف و مغایر با هویت مذهبی این منطقه باعث اعتراض محلیها شده است.
عضو هیأت مؤسس انجمن سنگلج همچنین به مصوبه ساماندهی مشاغل شهرداری تهران اشاره کرد و گفت: شرکت ساماندهی مشاغل شهرداری تهران طی سال گذشته و اوایل امسال موضوع خروج برخی مشاغل از جمله طلاسازی و کفاشی از محلات مسکونی را مطرح و محدودههایی مانند سنگلج و اطراف بازار را نیز در این طرح مورد توجه قرار داده، اما با وجود این تصمیم، اجرای عملی آن هنوز به شکل جدی آغاز نشده و به نظر میرسد برخی فعالان صنف طلاسازی در برابر انتقال کارگاهها مقاومت میکنند.
وی افزود: با این حال، این طرح تاکنون به نتیجه نرسیده و در همین فاصله تعداد کارگاههای طلاسازی در بافت مسکونی سنگلج افزایش پیدا کرده است.
نارنجینژاد با تأکید بر ضرورت ورود جدی دستگاههای نظارتی گفت: اهالی طی سالهای گذشته با محیط زیست و شهرداری منطقه ۱۲ همکاری کردهاند و موارد مربوط به پساب، دودکشها و سایر تخلفات را مستندسازی و گزارش کردهاند، اما انتظار داریم نظارتها مستمر و مؤثر باشد.
وی در پایان گفت: هدف ما تعطیلی کسب و کار مردم نیست؛ مسأله این است که فعالیت صنعتی و آلاینده نباید در خانههای مسکونی و در قلب یک بافت تاریخی انجام شود. اگر قرار است طلاسازی ادامه پیدا کند، باید در محل مناسب، با رعایت الزامات زیستمحیطی، ایمنی و شهری انجام شود تا سلامت مردم و هویت تاریخی سنگلج قربانی توسعه این کارگاهها نشود.
چه کسی پاسخگوی وضعیت فعلی در سنگلج است؟
به گزارش خبرنگار ایران۲۴، مسأله امروز سنگلج فقط چند خروجی پساب یا صدای دستگاههای طلاسازی نیست بلکه فقدان یک نگاه جامع به آینده یکی از مهمترین بافتهای تاریخی تهران است؛ نگاهی که در آن میراث فرهنگی، محیط زیست، سلامت و حق زندگی آرام شهروندان، در برابر منافع اقتصادی به حاشیه رانده نشوند.
اگر فعالیتهای طلاسازی در این محدوده مجاز است، باید روشن شود بر اساس کدام ضوابط زیستمحیطی فعالیت میکنند؟ پساب آنها کجا و چگونه دفع یا تصفیه میشود؟ چه نهادی بر این فرآیند نظارت دارد و آیا اساساً تاکنون از این پسابها نمونه برداری و آزمایش گرفته شده است یا نه؟ اگر هم فعالیتی خارج از ضوابط انجام میشود، چرا با وجود حضور مردم و قرار گرفتن این فعالیتها در دل بافت تاریخی، نظارت مؤثر و برخورد بازدارندهای صورت نگرفته است؟
نمیتوان از یک سو برای احیای بافت تاریخی، بودجه و برنامه تدوین کرد و از سوی دیگر اجازه داد همان بافت زیر فشار آلاینده ها، صدای مداوم دستگاهها، دود و پساب فرسوده شود. نمیتوان از میراث فرهنگی بهعنوان ظرفیت گردشگری و اقتصادی سخن گفت، اما در عمل کیفیت زندگی ساکنان و اصالت محله را هزینه تحقق همان اقتصاد کرد.
سنگلج پیش از آنکه یک «موقعیت اقتصادی» باشد، یک محله زنده است؛ مردم دارد، تاریخ و حافظه دارد و توسعه اگر نتواند این سه را حفظ کند، هرچقدر هم عنوانهای پر زرق و برق داشته باشد، در نهایت چیزی جز تغییر کاربری زندگی مردم به نفع سوداگران اقتصادی نیست.