نگاه جزیرهای در مدیریت بافتهای تاریخی/ دادستانی باید به موضوع پسابهای اسیدی در سنگلج ورود کند
وحید شهاب، کنشگر و پژوهشگر برنامهریزی شهری در گفتوگو با ایران۲۴ با اشاره به رهاسازی پساب اسیدی حاصل از فعالیت برخی کارگاههای طلاسازی در محله سنگلج، گفت: این اتفاق را باید فراتر از فعالیت چند کارگاه طلاسازی دید؛ نگرانی اصلی این است که سکونت به تدریج جای خود را به انبار، کارگاه و فعالیتهای تجاری بدهد.
وی افزود: سنگلج در همسایگی بازار بزرگ تهران قرار دارد و طبیعی است که تحت فشار گسترش فعالیتهای اقتصادی بازار باشد، اما اگر این فشار مدیریت نشود، به مرور استفاده از یک خانه به عنوان انبار یا کارگاه میتواند نسبت به سکونت در آن صرفه اقتصادی بیشتری پیدا کند. وقتی این اتفاق در تعداد زیادی از پلاکها تکرار شود، دیگر با چند تغییر کاربری پراکنده مواجه نیستیم، بلکه ماهیت و کارکرد محله در حال تغییر است.
سنگلج در معرض تغییر تدریجی از محله تاریخی-مسکونی به پهنه تجاری و صنعتی است
شهاب ادامه داد: ورود فعالیتهای مزاحم و آلاینده، افزایش تردد و کاهش کیفیت محیط زندگی، به مرور ماندن ساکنان را دشوار میکند. اگر بناها باقی بمانند اما به انبار و کارگاه تبدیل شوند و ساکنان قدیمی مجبور به ترک محله شوند، شاید تعدادی از بناهای تاریخی برای ما باقی بماند، اما دیگر زندگی در آن محله جریان نخواهد داشت.
این کنشگر و پژوهشگر برنامهریزی شهری با بیان اینکه رهاسازی پساب طلاسازی را صرفاً یک مسأله محیطزیستی نمیداند، گفت: این اتفاق یکی از نشانههای جدی تعارض میان سکونت و گسترش فعالیتهای ناسازگار در سنگلج است.
وی درباره خطرات احتمالی پساب اسیدی برای بافت تاریخی نیز اظهار کرد: برای اینکه بدانیم میزان اسیدیته این پساب چقدر است و چه خطراتی میتواند داشته باشد، لازم است کارشناسان متخصص از آن نمونهبرداری کنند و پس از انجام آزمایشهای لازم، درباره ترکیبات و میزان خطر آن نظر بدهند.
شهاب افزود: با این حال آنچه مشهود است، رهاسازی پساب اسیدی ناشی از فعالیت طلاسازی در جوی یک محله مسکونی است و همین موضوع به اندازه کافی جدی است که دستگاههای مسئول فوراً وارد عمل شوند. نخستین نگرانی، سلامت مردم است؛ چراکه این پساب در یک محدوده صنعتی و کنترلشده تخلیه نمیشود، بلکه در معبری رها میشود که مردم در آن زندگی و رفتوآمد میکنند.
نگاه جزیرهای در مدیریت بافتهای تاریخی
وی در پاسخ به اینکه چرا در بافتی با این میزان حساسیت تاریخی و جمعیتی، امکان ادامه فعالیت کارگاههای فاقد سیستم مناسب تصفیه و دفع پساب وجود دارد، گفت: اجازه دهید این سؤال را با چند سؤال اساسی تر پاسخ بدهم. آیا یک پلاک مسکونی یک شبه به کارگاه تبدیل شده است؟ آیا مسئولان مدیریت شهری از استقرار این کارگاهها، حفاظهای امنیتی بلند و بوهای نامطبوع ناشی از فعالیت طلاسازی بیاطلاع بودهاند؟ چرا با وجود پیگیریهای متعدد انجمنهای مردمنهاد و مردم محلی از مسیرهای مختلف، هیچ نهادی به طور جدی پیگیر موضوع نشده است؟
شهاب ادامه داد: پس مسئولیت نهادهایی مانند شهرداری منطقه ۱۲، ناحیه، شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل، اداره حفاظت محیط زیست و تشکل صنفی طلاسازان چیست؟ چرا با وجود تعدد دستگاههای مسئول، متولی مشخصی برای هماهنگی و پاسخگویی درباره این مسائل وجود ندارد؟ همچنین باید پرسید آیا قدرت و وزن اقتصادی بازار و صنف طلا در ادامه این وضعیت تأثیر داشته است؟
وی یکی از مشکلات جدی در مدیریت بافتهای تاریخی را نگاه جزیرهای به مسائل دانست و گفت: معمولاً هر اتفاق را بهصورت جداگانه و در محدوده همان پلاک میبینیم؛ یک خانه به انبار تبدیل میشود، پلاک دیگری به کارگاه، در نقطهای بنایی تخریب میشود و چند پلاک آن طرفتر ساختوسازی نامتناسب شکل میگیرد. ممکن است هرکدام از این موارد به تنهایی یک پرونده مستقل به نظر برسد، اما وقتی آنها را کنار هم و در مقیاس محله بررسی میکنیم، تصویر دیگری شکل میگیرد.
این پژوهشگر برنامهریزی شهری افزود: تکرار و گسترش همین اتفاقات به ظاهر پراکنده است که به مرور میتواند کارکرد، ساختار و هویت یک محله تاریخی را تغییر دهد. بر همین اساس، هر دستگاه باید در حیطه وظایف خود، به یک نهاد بالادستی پاسخ روشن و صریح بدهد.
لزوم ورود دادستانی به موضوع پساب های اسیدی در سنگلج
شهاب در ادامه درباره نهاد مسئول برای رسیدگی به این وضعیت گفت: سؤال اول این است که آیا این فعالیتها دارای مجوز رسمی هستند؟ اگر پاسخ مثبت است، متولیان صدور مجوز بر اساس چه معیارهایی اجازه استقرار و فعالیت این کارگاهها را در یک بافت تاریخی و مسکونی صادر کردهاند؟
وی تأکید کرد: به طور قطع این مسأله فقط مسئولیت یک دستگاه نیست، اما تعدد دستگاههای مسئول هم نباید به دلیلی تبدیل شود که در نهایت هیچکس پاسخگو نباشد. شهرداری باید درباره تغییر کاربریهای غیررسمی و استقرار فعالیتهای ناسازگار در بافت مسکونی پاسخ دهد؛ اداره کل حفاظت محیط زیست درباره مسائل و پیامدهای محیط زیستی و اتاق اصناف و اتحادیه صنفی مرتبط نیز درباره مجوزها و نحوه فعالیت این کارگاهها باید پاسخگو باشند. خود صنف طلا و جواهر نیز باید بخشی از راهحل و ساماندهی این وضعیت باشد.
این کنشگر و پژوهشگر برنامهریزی شهری با تأکید بر ارتباط مستقیم این موضوع با حفاظت از میراث فرهنگی اظهار کرد: حفاظت و ضوابط حریم بافت تاریخی فقط به کنترل ارتفاع ساختمانها و تعداد طبقات یا جلوگیری از تخریب یک بنای تاریخی محدود نمیشود؛ نوع کاربری و فعالیتی که در بافت مستقر میشود نیز بخشی از حفاظت است. کاربریهای جدید باید با هویت تاریخی، ظرفیت بافت و زندگی مسکونی محله سازگار باشند.
شهاب در پایان گفت: امروز مسئله سنگلج دیگر فقط یک تخلف صنفی یا محیطزیستی نیست؛ پای سلامت عمومی، حق سکونت، محیطزیست و حفاظت از یکی از محلههای تاریخی تهران در میان است. به همین دلیل، از دادستانی درخواست میکنم به این موضوع ورود کنند و برای روشن شدن مسئولیت دستگاهها و جلوگیری از ادامه این روند اقدام شود.