زارعان: سوریه همچنان آبستن درگیری ترکیه و اسرائیل است/ جولانی تمایلی به ورود به جنگ با حزبالله ندارد
سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه در سالهای اخیر بود؛ تحولی که نهتنها معادلات داخلی سوریه، بلکه موقعیت ایران، محور مقاومت، ترکیه، رژیمصهیونیستی و آمریکا در منطقه را تحت تأثیر قرار داد. در حالی که پس از سقوط دولت پیشین سوریه، برخی از ناظران از قرار گرفتن کامل این کشور در مدار رقبای ایران سخن میگفتند، تحولات ماههای گذشته نشان داده است که سوریه جدید خود به عرصهای برای رقابت و تنازع قدرتهای منطقهای تبدیل شده است.
احمد زارعان، تحلیلگر مسائل منطقه، در گفتوگو با «ایران۲۴» با تشریح روند فرسایش نظام سابق سوریه، دلایل ناتوانی ایران و روسیه در جلوگیری از سقوط آن و رویکرد جمهوری اسلامی در قبال حکومت جدید دمشق، معتقد است سوریه اگرچه از مدار ایران خارج شده، اما بهطور کامل در مدار ترکیه یا رژیم صهیونیستی قرار نگرفته است. به گفته او، اختلاف راهبردی آنکارا و تلآویو درباره آینده سوریه میتواند این کشور را همچنان در معرض بیثباتی و درگیری قرار دهد.
فرسایش تاریخی؛ از ضعف نظام سوریه تا سقوط بشار اسد
زارعان در ابتدای این گفتوگو اظهار کرد: نظام سابق سوریه در اثر یک فرسایش تاریخی که از دهه ۱۹۸۰ میلادی آغاز شده بود، دچار ضعف شد. این فرسایش در جریان بحران امنیتی و جنگ داخلی که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ به وقوع پیوست، تشدید شد و در نهایت نظام سوریه با محوریت حزب بعث و رهبری بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ سقوط کرد.
وی افزود: جمهوری اسلامی ایران زمانی که احساس میکرد نظام سوریه میتواند پذیرای اصلاحات باشد و همچنین میتواند در مقابل طرحهای دشمنان اسلام و ملتهای منطقه، یعنی آمریکا و اسرائیل، بایستد، از نظام سوریه حمایت کرد. اما در سال ۲۰۲۴، در اثر فرسودگی طولانیمدت، بحران اقتصادی و همچنین ضعف اراده در رهبران و فرماندهان سوری، در نهایت نظام سوریه سقوط کرد.
این تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد: شرایط بهگونهای پیش رفت که هیچیک از کشورهایی که حامی نظام سابق سوریه بودند، یعنی ایران و روسیه، نتوانستند مانع فروپاشی آن شوند. دلیل این مسئله آن بود که در سطح انگیزشی و روحیه رهبران، فرماندهان و کادر ارتش سوریه، دیگر امکان مقاومت وجود نداشت. طبیعتاً ایران نیز قرار نبود به جای آنها بجنگد.
وی تصریح کرد: ایران در طول بحران سوریه از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸، با ارائه کمکهای مستشاری و بعضاً کمکهای نظامی در کنار ارتش سوریه تلاش کرد مانع از تحقق طرح آمریکایی ـ صهیونیستی در سوریه شود، اما زمانی که نظام سوریه ظرفیتهای لازم را از دست داد، طبیعتاً هیچ کشوری نمیتوانست آن را حفظ کند و ایران و روسیه نیز از این قاعده مستثنا نبودند.
زارعان گفت: در نهایت حکومت سوریه سقوط کرد و یک رژیم جدید با محوریت عناصر القاعده روی کار آمد. شخصی به نام ابومحمد جولانی که رهبر القاعده سوریه بود، در نهایت به مقام ریاستجمهوری رسید و یک نظام سیاسی نزدیک به غرب را در سوریه پیادهسازی کرد.
وی با اشاره به روابط حکومت جدید سوریه با غرب افزود: وقتی ارتباطات دولت جدید را بررسی میکنیم، میبینیم که جولانی سه بار با ترامپ ملاقات کرده، یک بار به واشنگتن سفر کرده، رئیسجمهور فرانسه، امانوئل مکرون، به سوریه سفر کرده و تحریمهای سوریه حداقل روی کاغذ لغو شده و سوریه از زمره کشورهای حامی تروریسم خارج شده است. مجموعه این تحولات نشان میدهد که نظام سوریه کنونی، به رهبری جولانی، رژیمی است که به آمریکا، کشورهای غربی و کشورهای منطقه مانند ترکیه و عربستان سعودی، نوعی چراغ سبز داده و به همین دلیل طی مدت کوتاهی شاهد تغییر کلی رویکرد آمریکا و کشورهای غربی نسبت به سوریه بودهایم.
چرا غرب با حکومت جولانی کنار آمده است؟
زارعان در ادامه گفت: اگرچه میبینیم رهبری سوریه به دست یک عنصر پیشین القاعده افتاده و بسیاری از مسئولان حکومتی سوریه از عناصر گروههای افراطی و حتی برخی از آنها از عناصر تکفیری مانند داعش بودهاند، اما میبینیم چنین سوریهای مورد پسند، رضایت و قبول کشورهای غربی قرار گرفته است. این نشان میدهد که جولانی توانسته اعتماد آمریکا و کشورهای غربی را جلب کند.
وی ادامه داد: البته یک سناریو نیز وجود دارد و فکتهای زیادی برای آن مطرح شده است. این سناریو میگوید گروههایی مانند النصره و بعدها هیئت تحریرالشام، از اساس با هماهنگی سرویسهای خارجی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و سرویسهای جاسوسی منطقه تشکیل شده و زیر نظر آنها فعالیت میکردند و به نیابت از آنها در سوریه علیه حکومت بشار اسد میجنگیدند.
این تحلیلگر مسائل منطقه افزود: در نهایت، زمانی که این گروهها موفق شدند حکومت بشار اسد را ساقط کنند، وارد فاز دوم پروژه شدند؛ یعنی این بار با تغییر چهره و تغییر برند وارد روند دولتسازی در سوریه شوند و دوره گذار را به نفع آمریکا و متحدان آمریکا در منطقه پیش ببرند.
وی تأکید کرد: این وضعیت باعث سوءظنهای زیادی در محور مقاومت نسبت به سوریه شده است. به همین دلیل انتظار نمیرود جمهوری اسلامی ایران در آینده نزدیک یا حتی آینده میانمدت به سمت برقراری ارتباط با سوریه حرکت کند.
زارعان گفت: از سوی دیگر، راهبرد آمریکا و کشورهای منطقه این است که سوریه را از ایران دور کنند و با استفاده از فضاسازی رسانهای و البته تأکید بر حمایت ایران از نظام سوریه به رهبری بشار اسد، به نوعی مانع نزدیک شدن سوریه به ایران شوند.
وی افزود: ایران نیز درباره سوریه ملاحظاتی دارد. در مورد سوریه جدید، جمهوری اسلامی میخواهد دولتی فراگیر در این کشور روی کار بیاید، رویکردهای فرقهگرایانه از بین برود و اقلیتها امکان مشارکت در روند دولتسازی را پیدا کنند؛ بهویژه علویها و شیعیان که در شرایط کنونی در معرض شدیدترین فشارها قرار دارند.
سوریه؛ میدان رقابت ترکیه و اسرائیل
زارعان در ادامه به پیامدهای ژئوپلیتیکی سقوط بشار اسد پرداخت و اظهار کرد: بعد از سقوط نظام سوریه، بسیاری تصور میکردند ژئوپلیتیک سوریه بهصورت کامل در اختیار رقبا و دشمنان ایران قرار خواهد گرفت و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تضعیف خواهد شد.
وی افزود: سقوط نظام سوریه و رهبری بشار اسد، قطعاً تأثیرات ژئوپلیتیکی داشت، بهویژه بر ژئوپلیتیک محور مقاومت، اما واقعیتها نشان میدهد که اگرچه سوریه و حکومت بشار اسد از مدار ایران خارج شد، اما سوریه بهطور کامل در مدار ترکیه یا رژیم صهیونیستی قرار نگرفت.
این تحلیلگر مسائل منطقه تصریح کرد: زد و خوردهای ترکیه و اسرائیل در سوریه و تنشهایی که میان آنها طی ماههای گذشته رخ داده، نشان میدهد سوریه در حال حاضر به محل تنازع ژئوپلیتیکی ترکیه و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
زارعان گفت: رژیم صهیونیستی نمیخواهد ترکیه جای ایران را در سوریه بگیرد و نمیخواهد اجازه دهد هیچ کشوری در سوریه پایگاه نظامی و حضور نظامی داشته باشد. راهبرد رژیم صهیونیستی در سوریه این است که اجازه ندهد سوریه توان دفاعی خود را تقویت کند و همچنین مانع شکلگیری یک دولت متمرکز و قدرتمند در سوریه شود. به همین دلیل از روندهای واگرایانه اقلیتهایی مانند دروزیها و حتی کردها حمایت میکند.
وی ادامه داد: در نقطه مقابل، ترکیه بسیار علاقهمند است سوریه به حیات خلوت این کشور تبدیل شود و آنکارا بتواند حضور نظامی قدرتمندی در سوریه داشته باشد. ترکیه همچنین به دنبال آن است که در سوریه یک حکومت متمرکز روی کار بیاید و سوریه به سمت هیچگونه واگرایی، اعم از تجزیه، کنفدرالیسم یا فدرالیسم، حرکت نکند.
زارعان تأکید کرد: میبینیم که این سیاستها و راهبردها چقدر با یکدیگر فاصله دارند. از این جهت، سوریه کماکان آبستن درگیری میان قدرتهای منطقهای، بهویژه ترکیه و اسرائیل، باقی خواهد ماند و به نظر نمیرسد در آینده میانمدت به ثبات برسد.
وی افزود: اگرچه تلاشهای زیادی صورت گرفته تا روندهای واگرایانه کردها سرکوب شود، نیروهای سوریه دموکراتیک انحلال خود را اعلام کرده و به ارتش پیوستهاند و تشکیلات مظلوم عبدی که به نوعی دولتهای محلی را در مناطق کردنشین ایجاد کرده بود نیز اعلام انحلال کرده است، اما با وجود این تحولات، جهتگیری کلی سوریه به سمت ثبات نیست.
اقتصاد سوریه بهبود نیافته؛ جولانی وارد جنگ با حزبالله نمیشود
این تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به وضعیت اقتصادی سوریه گفت: علیرغم اینکه آمریکاییها و غربیها تحریمهای خود را علیه سوریه برداشتند و علیرغم اینکه در جریان سقوط حکومت بشار اسد اینگونه تبلیغ میشد که اگر بشار اسد برود و فرد جدیدی روی کار بیاید که با غرب همراه باشد، شرایط اقتصادی سوریه بهبود پیدا میکند، اما آمارها و واقعیتهای میدانی نشان میدهد وضعیت اقتصادی سوریه وخیمتر از اواخر دوران بشار اسد شده است.
زارعان افزود: حکومت جولانی نتوانسته حتی روند بازسازی اقتصادی سوریه را آغاز کند و اقتصاد این کشور را سر و سامان دهد.
وی در ادامه به تلاش آمریکا برای تغییر معادله لبنان اشاره کرد و گفت: نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که آمریکا بسیار تلاش میکند و تمایل دارد درگیری اسرائیلی ـ لبنانی را به درگیری لبنانی ـ سوری تبدیل کند و سوریه را متقاعد کند که علیه حزبالله در لبنان وارد عمل شود.
این تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد: اما محاسبات حکومت جدید سوریه مبتنی بر این است که اگر بخواهد وارد چنین جنگی شود، سوریه عملاً مقدمات یک جنگ منطقهای را فراهم میکند و طبیعتاً از سوی سایر گروههای مقاومت و کشورهای محور مقاومت مورد هجمه قرار خواهد گرفت؛ در پاسخ به هجمه سوریه به لبنان و حزبالله.
وی تصریح کرد: بنابراین جولانی به هیچ وجه تمایل ندارد وارد چنین عرصهای شود، اگرچه ترامپ صراحتاً اعلام کرده که از جولانی خواسته است علیه حزبالله وارد عمل شود.
زارعان افزود: نکته دوم، مخالفت کشورهایی مانند ترکیه با هرگونه ماجراجویی سوریه علیه حزبالله است. دلیل این مسئله آن است که ترکیه به دنبال حفظ موازنه قدرت در منطقه است و ترکها در محاسبات خود میدانند که وجود بازیگری مانند حزبالله در لبنان به نوعی باعث مهار رژیم صهیونیستی شده است.
وی ادامه داد: اگر مانع حزبالله برداشته شود، رژیم صهیونیستی به فعال مایشاء در لبنان تبدیل خواهد شد و طبیعتاً آزادی عمل بیشتری نیز در سوریه پیدا خواهد کرد؛ بنابراین ترکیه با مداخله سوریه در لبنان موافق نیست و با توجه به نفوذ زیادی که ترکها بر جولانی و هیئت حاکمه سوریه دارند، بعید است سوریه بخواهد اقدامی علیه لبنان و حزبالله انجام دهد.
زارعان در پایان گفت: از این جهت، اگر بخواهیم مسائل سوریه را راهبردی بررسی کنیم، باید توجه داشته باشیم که این کشور صرفاً صحنه رقابت ایران و رقبای آن نیست؛ سوریه جدید اکنون به عرصهای برای رقابت مستقیم میان ترکیه، اسرائیل، آمریکا و دیگر بازیگران منطقهای تبدیل شده و همین تضاد منافع، چشمانداز ثبات پایدار در این کشور را در آینده میانمدت با تردید جدی مواجه میکند.