قطبیزاده: کیارستمی شاعر رئالیسم تصویر بود
به گزارش ایران۲۴ از موزه سینمای ایران، برنامه کلاسیکهای کانون؛ عباس کیارستمی با «زیر درختان زیتون» به همت کانون کارگردانان سینمای ایران و موزه سینمای ایران و با همکاری فیلمخانه ملی ایران و بنیاد سینمایی فارابی، روز سهشنبه، ۱۰ شهریورماه سال جاری، در سالن «سینماتوگراف» موزه سینمای ایران برگزار شد و مدیریت برنامه را اصغر نعیمی، فیلمساز، بر عهده داشت و سهیل موفق، محسن امیریوسفی، فخرالدین سیدی، وحید موسائیان، از جمله حاضران در رویداد بودند.
در ابتدای این نشست، اصغر نعیمی، نویسنده و کارگردان «زیر درختان زیتون» را یکی از جواهرات گنجینه سینمای ایران نامید و گفت: این فیلم، یکی از جواهرات گنجینه سینمای ایران و یکی از مهمترین آثار کیارستمی است. درباره عباس کیارستمی سخن فراوان گفته و نوشته شده است با اینکه او زیاد درباره آثارش حرف نمیزد و شاید این از ویژگیهای هنرمندان اصیل و راستین است. گاهی فکر میکنم که هنرمندان واقعی سینمای ایران که کارگردانان تأثیرگذاری بودند و سعی کردند جهان منحصربهفرد خودشان را بسازند، کمتر درباره آثار، جهان خودشان و شیوههای فرمی ساخت فیلمهایشان صحبت کردهاند. به صورتی که این را به عهده مخاطب گذاشتند.
وی افزود: از این نظر، به نظر من، کیارستمی منحصربهفردترین فیلمساز در ارتباط با و اعتماد به مخاطب است. سینمای کیارستمی حاوی جنبههای خاصی است که به نوعی مخاطب را به یک مشارکت فعال دعوت میکند و تمام تلاشش این است که بخشی از مسیر خلاقانه فیلمسازی را با مشارکت مخاطب بسازد. شاید به همین دلیل است که سعی وافری میکند که در آثارش، خودش، ابزار کارش و جلوههای فرمی اثر را حذف کند و به یک روایت نه به آن شکل ساده برسد بلکه روایتی داشته باشد که پالودهترین شکل بازنمایی دنیای ذهنی خودش باشد.
در ادامه سعید قطبیزاده، نویسنده و منتقد سینما راه جهانی شدن عباس کیارستمی را قدم گذاشتن بر مسیر ظرفیتهای بومی ایران دانست و اظهار داشت: ناصر تقوایی یک نقلقول دارد؛ «برای جهانی شدن، باید نگاه بومی داشت.» بنابراین کیفیت بومی آثار کیارستمی فقط با فیلمهای علی حاتمی قابل مقایسه است.
وی افزود: اقلیم شناسی کیارستمی، تکیه بر خردهفرهنگهای ایران، این رساندن فرم سینما به مثابه یک پدیده غربی به یک قالب شعر، کیفیت موسیقایی تصاویر یا جنبهای که به تحصیلات او در رشته نقاشی برمیگردد، چنانکه فصل پایانی «زیر درختان زیتون» یک تابلوی امپرسیونیستی است. از اینرو کیارستمی به شکل غریزی و شهودی مسیری را در پیش گرفت که میتواند الگوی مهمی برای فیلمسازان باشد و نه الگویی که مقلدانه فیلمهای او را کپی کرد.
قطبیزاده تصریح کرد: برخی فیلمسازان هم دوره وحید موسائیان، میکوشیدند شبیه کیارستمی فیلم بسازند ولی هیچکدام موفق نشدند. از نظر من، راه جهانی شدن مثل آکیرا کوروساوا و آندری تارکوفسکی که عمیقترین مفاهیم بومی در آثارشان هست و جهانیاند، از این مسیر بومی است. از سوی دیگر، کسانی که سعی میکنند فیلمهای فرنگی بسازند، هیچ کاری نمیتوانند بکنند، از اینرو فیلمهای آنها قادر به ارتباط زبانی با جهان نیست. وقتی مخاطبان فیلمی از اتیوپی تماشا میکنند، دوست دارند آداب و سنن آن کشور را ببینند. ویراستا کول تصویری که از آسیای دور نشان میدهد، یک تصویر فرهنگی است.
این نویسنده راجع به رئالیسم در سینمای کیارستمی خاطرنشان کرد: کیارستمی رئالیسم را غنا بخشید و نه اینکه از آن مفهوم عبور کند. در «زیر درختان زیتون» یا در «طعم گیلاس» و به ویژه در «باد ما را خواهد برد»، تصاویری داریم که تصاویر رئالیستی است در حالی که صدا بههیچوجه کیفیت رئالیستی ندارد، مثل صحنهای که ماشین در حال حرکت است و ما به وضوح و از دور، صدای گفتوگوهای داخل ماشین را میشنویم از اینرو کیارستمی تسلیم محض رئالیسم نیست مثل فیلمسازی که قسم خورده که مغلوب واقعیت باشد.
وی ادامه داد: کیارستمی شاعر رئالیسم است یعنی او در مسیر فیلمسازیاش بعد از انقلاب اسلامی، پس از رسیدن به آخرین ساختههای نگاتیو مثل «باد ما را خواهد برد»، شاهد یک نوع نگاه عمیق به مفهوم رئالیسم در سینما هستیم. از این جهت، کیارستمی تصویری خلق میکند که به هیچ عنوان راجع به آن تردیدی نداریم و عینیت بخشی بر مبنای نظریههای رئالیستی صورت گرفته است. در ادامه، درونمایه درون فیلم میپروراند که اصلا رئالیستی نیست و حتی میتوان آن را سوررئال نامید. مثلا در «زیر درختان زیتون»، محمدعلی کشاورز فارغ از موضوع فیلمسازی، در یک دشت وسیع با ایده انعکاس صدا بازی میکند. اینجا کیارستمی فراتر از پیرنگ و داستان فیلم، به یک نکته عرفانی اشاره میکند و انگار مواجهه هنرمند با خود طبیعت است. انگار مواجهه کیارستمی همیشه با طبیعت است و همهچیز در فیلمهای وی زوال پذیر است جز طبیعت. زلزله، یک فاجعهای با خودش به همراه دارد ولی ۱۰ سال بعد، کسی به زلزله فکر نمیکند، چون روی ویرانهها، آبادی شکل گرفته است.
این نویسنده، ویژگی مهم تمام آثار بزرگ سینمای جهان را اشتراک در ارجاع به خود سینما ارزیابی کرد و گفت: همیشه چیزی در ذهنم بود که جرأت بیان آن را نداشتم و حالا، میخواهم آن را به عنوان یک فرضیه مطرح کنم اینکه احساس میکنم هر فیلم بزرگی با هر موضوعی و در هر دورانی که هست، همه آثار بزرگ سینمای جهان یک ویژگی مشترک دارند و آن ویژگی مشترک، راجع به سینما بودن آنهاست. مثل «هشت و نیم» فدریکو فلینی یا «پرسونا» اینگمار برگمان یا «راشامون» آکیرا کوروساوا و این تبدیل به دغدغه ذهنی من شد و دریافتم که در ادبیات هم به همین شکل است. مثلا «مادام بوواری» گوستاو فلوبر درباره ادبیات است جدا از اینکه راجع به تلخکامیهای زندگی یک زن است. این موضوعی است که مدام به آن فکر میکنم بنابراین کیارستمی دارد راجع به سینما فیلم میسازد همانند آنچه که در «کلوزآپ» انجام میدهد و آن، فیلمی راجع به تدوین است. فصل گفتوگوی خانواده آهن خواه و حسین سبزیان همزمان با مسیری که آقای فرازمند به عنوان یک خبرنگار در تاکسی نشسته است و دارد به سمت خانه خوانواده آهن خواه میرود پس دو واقعه با در یک زمان است.
قطبیزاده یادآور شد: کیارستمی در یک فیلم رئالیستی از تدوین موازی استفاده میکند که باورکردنی نیست. در «زیر درختان زیتون»، نماهای بلند و میزانسن جایگزین تدوین در «کلوزآپ» میشود. اینجا، دغدغه تقطیع را ندارد و دغدغه او خلق یک چشمانداز است. از نظر من، فیلمهای «کلوزآپ» و «زیر درختان زیتون»، دو فیلم در قواره جهانی و نه تاریخ سینما بلکه تاریخ معاصر جهان هستند.
وی درمورد اهمیت خلاقیت در ساخت فیلم گفت: بسیاری از فیلمهای کیارستمی فیلم در فیلم هستند و ارجاعات مستقیم یا غیرمستقیم به سینما دارند، انگار که پرسشی راجع به چیستی سینماست.