افزایش جمعیت سالمندان موفقیتی چالش برانگیز است
به گزارش ایران۲۴، یداله ابوالفتحی ممتاز روز سهشنبه در نشست گفت و گوی سالمندان و سلامت روانی و اجتماعی در محل بهزیستی، با تأکید بر اهمیت سلامت روان در دوران سالمندی افزود: اگر سلامت روان نداشته باشیم، هیچگونه سلامتی وجود نخواهد داشت.
وی با اشاره به اهمیت افزایش امید به زندگی در جوامع افزود: هنگامی که درباره سالمندی صحبت میکنیم، باید در نظر داشته باشیم که افزایش امید به زندگی شاخص مهمی است و نشاندهنده رشد و توسعه همهجانبه کشورهاست، افزایش این شاخص، موفقیتی برای کشورها محسوب میشود.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه افزایش جمعیت سالمندان تهدید نیست، تصریح کرد: هر چالشی میتواند دستاوردهایی نیز به همراه داشته باشد و افزایش جمعیت سالمندان نیز یک فرصت است، زمانی که سالمندی را تهدید در نظر بگیریم، منتظر هستیم از آن عبور کنیم، در حالی که باید آن را به عنوان یک فرصت مورد توجه قرار دهیم.
وی افزود: هنگامی که واژه «سونامی» درباره سالمندی به کار برده میشود، سالمندان احساس بسیار ناخوشایندی خواهند داشت، بنابراین باید کمتر از این واژه استفاده کنیم؛ سالمندی سونامی نیست، بلکه یک موفقیت چالشبرانگیز است.
۱۵ درصد سالمندان جهان با یک اختلال روان زندگی میکنند
ابوالفتحی ممتاز با اشاره به وضعیت سلامت روان سالمندان اظهار کرد: بر اساس تعاریف سازمان جهانی بهداشت، ۱۵ درصد سالمندان در جهان با یک اختلال روان زندگی میکنند که شایعترین اختلالات روان در این گروه، اضطراب و افسردگی است.
وی با بیان اینکه تشخیص اضطراب و افسردگی در سالمندان با گروههای سنی دیگر متفاوت است، گفت: شاید شایعترین نشانه افسردگی در سالمندان، دردهای جسمانی باشد و لازم است این موضوع در فرایند تشخیص مورد توجه قرار گیرد.
این استاد گروه آموزشی سالمندشناسی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی گفت: سالمندان در جهان هفت درصد سالهای زندگی خود را با ناتوانی سپری میکنند و در جهان از هر ۶ سالمند، یک نفر مورد سالمندآزاری قرار میگیرد.
وی با اشاره به مطالعات انجامشده در کشور افزود: مطالعات در کشور ما نشان میدهد که این آمار ممکن است بالاتر از ۵۰ درصد باشد، این مساله دلایل مختلفی دارد که یکی از آنها به نحوه رفتار ما با سالمندان برمیگردد.
سالمند به ترحم نیاز ندارد؛ احترام میخواهد
ابوالفتحی ممتاز با انتقاد از نگاه صرفاً درمانمحور به سالمندان اظهار کرد: گاهی تصور میکنیم اگر برای سالمند به اندازه کافی دارو تهیه کنیم، کفایت میکند؛ در حالی که عدم توجه به سالمندان بسیار شایع است.
وی ادامه داد: برخی سالمندان میگویند «اطرافیان من را آدم حساب نمیکنند»، بیشتر مواقع تلاش میکنیم بهترین پزشک را برای سالمندان پیدا کنیم، اما توجه بیشتر به سالمندان نیز بسیار مهم است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: سالمند به ترحم نیاز ندارد و آنچه برای او اهمیت دارد، احترام است، اغلب سالمندان با تبعیض سنی مواجه میشوند و لازم است این مساله در جامعه مورد توجه جدی قرار گیرد.
باید از افزایش طول عمر به سمت زندگی باکیفیت سالمندان حرکت کنیم
همچنین مهدی زارع بهرامآبادی، دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در این نشست با اشاره به اقدام سازمان بهزیستی کشور برای نخستینبار در زمینه دانشافزایی روانشناسان و مشاوران در حوزه مشاوره سالمندی، گفت: دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی دورههایی را در این زمینه برگزار کرده است که نشاندهنده اهتمام سازمان بهزیستی به حوزه سالمندی است.
وی افزود: در حوزه پزشکی، پزشکان ورود پیشگامانهتری به موضوع سالمندی داشتهاند، اما در مباحث اجتماعی و روانشناختی، سازمانی مانند بهزیستی به این شکل در این حوزه فعالیت نکرده بود و این اقدام نشاندهنده توجه این سازمان به ابعاد اجتماعی و روانشناختی سالمندی است.
زارع بهرامآبادی در سخنانی با عنوان «بازاندیشی در نظامها برای افزایش عمر» اظهار کرد: خدمات سلامت موجب افزایش طول عمر و در نتیجه افزایش جمعیت سالمندان شده است. جمعیت سالمندان جهان در حال افزایش است و پیشبینی میشود سهم سالمندان از جمعیت جهان در سالهای آینده افزایش یابد. این تغییرات جمعیتی به واسطه توسعه خدمات سلامت رخ داده و سرعت آن در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، بیشتر است.
آیا افزایش طول عمر به معنای افزایش کیفیت زندگی است
این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با طرح این پرسش که آیا همزمان با افزایش طول عمر، باید صرفاً بیمارستانها و خدمات توانبخشی را افزایش دهیم، گفت: هنگامی که سخن از سالمندی به میان میآید، معمولاً این تصور شکل میگیرد که باید بیمارستانها و خدمات توانبخشی را افزایش داد، اما سازمان جهانی بهداشت در منطقه مدیترانه شرقی این پرسش اساسی را مطرح کرده است درحالیکه توانستهایم طول عمر را افزایش دهیم، آیا توانستهایم «کیفیت زندگی» را نیز به آن اضافه کنیم.
وی ادامه داد: در فرهنگ ایرانی وقتی گفته میشود فردی «عمر پربرکتی دارد»، منظور این است که منشأ خیر، اثربخشی و فایده برای دیگران بوده است، امروز نیز باید این موضوع را مورد توجه قرار دهیم که فرد ۸۰ یا ۹۰ ساله، زندگی خود را با رنج و عذاب سپری میکند یا از زندگی باکیفیت و باکرامت برخوردار است.
زارع بهرامآبادی با اشاره به افزایش جمعیت افراد بالای ۱۰۰ سال در جهان افزود: پیشرفتهایی مانند آنتیبیوتیکها و واکسنها، بهویژه در دوره همهگیری کرونا، در کاهش مرگومیر نقش داشتهاند، اما مساله امروز این است که چگونه باید در کنار افزایش طول عمر، کیفیت و کرامت زندگی را نیز افزایش دهیم.
سالمندی سالم به معنای نداشتن بیماری نیست
وی با اشاره به جایگاه سالمندی در ادبیات و فرهنگ ایرانی گفت: صائب تبریزی از جمله شاعرانی است که درباره سالمندی سخن گفته و فردوسی نیز در ادبیات ایران درباره سالمندی، هوشمندی و نکتهسنجی مطالب ارزشمندی مطرح کرده است، در ادبیات و فرهنگ ایرانی از سالمند با عنوان «پیر» یاد میشود و پیر جایگاه بالایی دارد؛ چراکه این واژه با مفاهیمی مانند خردمندی، فرهیختگی، اثربخشی و مشارکت همراه است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: منظور از سالمندی سالم، نداشتن بیماری و صرفاً عمر بیشتر نیست، بلکه سالمندی سالم به معنای برخورداری از توانایی عملکردی برای رفاه و کیفیت زندگی است.
وی افزود: کیفیت و طول عمر موضوعی تصادفی نیست و یک نظام هوشمند و پیچیده میتواند سالمندی سالم را رقم بزند؛ از سیاستگذاری گرفته تا تصمیمگیری و ارائه خدمات.
پنج اصل سازمان ملل برای سالمندی
زارع بهرامآبادی با اشاره به اصول سازمان ملل متحد در حوزه سالمندی گفت: سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۱ پنج اصل را به دولتها ابلاغ کرد که باید در سیاستگذاریهای مربوط به سالمندی مورد توجه قرار گیرد. این پنج اصل شامل استقلال، کرامت، حمایت و مراقبت، مشارکت و خودشکوفایی است.
وی ادامه داد: استعدادهای یک فرد ممکن است در دوران سالمندی شکوفا شود و کیفیت زندگی نیز با سلامت روان ارتباط مستقیم دارد. ممکن است سالمندی تنها باشد و استقلال او کاهش یافته باشد، اما هنوز به مرحله تشخیص یک اختلال نرسیده باشد. نظام فعلی گاهی تا زمانی که فرد به اختلال نرسیده است، مساله را جدی نمیگیرد؛ در حالی که نظام مراقبتی نباید صرفاً تشخیصمحور و درمانمحور باشد.
نظام مراقبت سالمندی نباید صرفاً تشخیصمحور باشد
این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: اگر نظام مراقبتی صرفاً بر تشخیص و درمان متمرکز باشد، نتیجه آن افزایش بیمارستانها و مصرف دارو خواهد بود. در گذشته موی سپید در جامعه حرمت داشت و رسیدن به این مرحله نوعی پاداش تلقی میشد، بنابراین نگاه نظامها به سالمندی باید پیشگیرانه باشد.
وی افزود: باید عواملی را که مانع شکلگیری و حفظ سلامت روان میشوند، شناسایی کنیم. اگر نظام مراقبت به این مسائل توجه نکند، به نظامی تشخیصمحور تبدیل خواهد شد و نمیتواند نظامی متعالی و پیشرو باشد؛ چراکه سلامت روان در سالمندی مسالهای جدی است.
زارع بهرامآبادی با انتقاد از نگاه آسیبمحور به سالمندان گفت: برچسبهایی مانند «افسردگی سالمندان» یا «زنان سالمند تنها» میتواند نگاه آسیبمحور ایجاد کند و با چنین نگاهی، راهکار اصلی افزایش مداخلات درمانی و بیمارستانها خواهد بود. این نظام، پیامدنگر است و پیشگیرانه نیست.
حرکت از خدمات پراکنده به نظام خدمات یکپارچه
وی تأکید کرد: اگر میخواهیم سالمند منزوی نباشد و در تصمیمگیریها مشارکت کند، باید از نظام خدمتمحور به سمت طراحی و تعالی نظام خدمات یکپارچه حرکت کنیم. درمان تنها یک حلقه از این فرایند است.
این دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی افزود: باید رصد کنیم چه میزان از بودجه به پیشگیری، چه میزان به توانبخشی و چه میزان به درمان اختصاص مییابد، اگر بخواهیم سلامت روان سالمندان را ارتقا دهیم، باید ببینیم تمرکز ما بر درمان و توانبخشی است یا مداخلات پیشگیرانه.
وی گفت: اینکه بخشی از جمعیت سالمندان به درمان نیاز دارند، قابل انکار نیست، اما بر اساس رویکرد سازمان جهانی بهداشت باید به سمت متناسبسازی و بازنگری در سیستمها حرکت کنیم.
زارع بهرامآبادی ادامه داد: اگر پنج سال دیگر از ما درباره وضعیت سلامت روان سالمندان سؤال شود، نباید شاخصهایی مانند میزان یارانه، تعداد خدمات توانبخشی یا تعداد بیمارستانها تنها معیارهای ارزیابی باشند، بلکه شاخصهایی مانند میزان استقلال سالمندان و کاهش تنهایی آنان نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
وی تأکید کرد: باید از «طول عمر» به سمت «زندگی باکیفیت» حرکت کنیم و از خدمات پراکنده به سمت نظام یکپارچه برویم، هدف نباید صرفاً این باشد که سالمند سالهای بیشتری عمر کند، بلکه باید بتواند سالهای بیشتری را با کیفیت، استقلال و کرامت زندگی کند.