تیغ تیز تخریب زیر گلوی بناهای واجد ارزش/ حلقه مفقوده در حفاظت از بناهای تاریخی چیست؟
وحید شهاب موحد، فعال میراث فرهنگی، کنشگر و پژوهشگر برنامهریزی شهری، در گفتوگو با ایران۲۴ با اشاره به موارد متعدد تخریب یا تهدید بناهای تاریخی در تهران و دیگر شهرها، نسبت به فاصله میان «شناسایی ارزش تاریخی» و «حفاظت عملی» از بناهای واجد ارزش هشدار داد و تأکید کرد: حفاظت از میراث فرهنگی باید پیش از رسیدن ماشینآلات تخریب آغاز شود، نه پس از آن.
شهاب موحد گفت: گاهی ارزش تاریخی یک بنا شناسایی شده و قانون نیز برای حفاظت از آن وجود دارد اما سازوکار حفاظت زمانی به حرکت درمیآید که صدای لودر بلند شده است؛ سؤال این است که چرا باید کار به تخریب برسد؟
وی با اشاره به موارد اخیر تخریب یا آسیب به بناهای تاریخی افزود: بخشهایی از عمارت ثبت ملی امینلشکر در تهران تخریب شد، پادگان روسها در سبزوار با وجود شناسایی ارزش تاریخی آن هدف ماشینآلات تخریب قرار گرفت و گاراژ شمسالعماره که پیشتر واجد ارزش شناخته شده بود، در حریم درجه یک مجموعه جهانی کاخ گلستان از میان رفت و امروز پروژه مرویسنتر (خانعالی) در محل آن در حال ساخت است.
این پژوهشگر برنامهریزی شهری ادامه داد: آتشسوزی اخیر در یکی از بناهای قدیمی ظهیرالاسلام نیز زنگ خطر دیگری بود و تازهترین نمونه، ساختمانی در خیابان سعدی تهران است که پیشتر «واجد ارزش تاریخی–فرهنگی» تشخیص داده شده بود اما اداره کل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی آن را «فاقد ارزش» اعلام کرد.
وی تصریح کرد: مجموعه این اتفاقات زمینه شکلگیری کارزار «میراث ایران در خطر است؛ پیش از آنکه دیر شود، کاری کنید» را فراهم کرد؛ کارزاری که یک مطالبه روشن دارد و آن اینکه حفاظت باید پیش از تخریب آغاز شود، نه پس از آن.
عمارت سعدی؛ چگونه «واجد ارزش» به «فاقد ارزش» تبدیل شد؟
شهاب موحد درباره ساختمان مورد بحث در خیابان سعدی تهران گفت: این پرونده آغاز نگرانیها نبود، بلکه تازهترین هشدار بود.
وی افزود: این ساختمان در مجاورت قنادی تاریخی مینیون، اثر ثبت ملی قرار دارد و پیشتر از سوی میراث فرهنگی استان تهران «واجد ارزش تاریخی–فرهنگی» تشخیص داده شده بود اما اداره کل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی آن را «فاقد ارزش» اعلام کرد و با اشاره به «ایجاد حقوق مکتسبه برای مالک»، تمدید پروانه شهرسازی را بلامانع دانست.
این فعال میراث فرهنگی ادامه داد: وزارت میراث فرهنگی باید پاسخ دهد که بر اساس کدام معیار و مستند کارشناسی، بنایی که پیشتر واجد ارزش تشخیص داده شده بود، فاقد ارزش اعلام شده و اساساً «حقوق مکتسبه مالک» چه ارتباطی با تشخیص ارزش تاریخی–فرهنگی بنا دارد؟
وی تأکید کرد: مستندات این تصمیم باید منتشر شود و این موضوع را از مسیرهای قانونی و نظارتی پیگیری خواهیم کرد.
شهرداری کجای زنجیره حفاظت ایستاده است؟
شهاب موحد با تأکید بر اینکه مسئولیت حفاظت را نمیتوان فقط متوجه وزارت میراث فرهنگی دانست، گفت: شهرداری تهران ساختار تخصصی در حوزه بافت و بناهای تاریخی دارد، ابزارهای شهرسازی و امکان ارائه مشوقهای جایگزین در اختیارش است و سالهاست از سامانه، اطلس، دستورالعمل و برنامههای حفاظت سخن میگوید، اما سؤال این است که خروجی عملی این ساختار در حفاظت از بناهای در معرض خطر چیست؟
وی افزود: چرا معاونت بافت و بناهای تاریخی، علیرغم مصوبه شورای شهر در خصوص مدیریت یکپارچه در حوزه بافت و بناهای تاریخی، برای ایجاد سازوکارهای مؤثر در حفاظت و ارتقای هویت شهری و تدوین بستههای تشویقی و تسهیلگری در جهت حفاظت از آثار تاریخی اقدام نمیکند؟
این پژوهشگر برنامهریزی شهری ادامه داد: چرا ساختار تخصصی شهرداری صرفاً پس از هشدار شهروندان و اطلاعرسانی رسانهها وارد عمل میشود؟ سامانهها و دستورالعملهایی که برای حفاظت از میراث شهری تدوین شدهاند، دقیقاً چه زمانی قرار است از یک بنای در معرض خطر حفاظت کنند؟
شناسایی روی کاغذ، تخریب در واقعیت
شهاب موحد با اشاره به تخریب پادگان روسها در سبزوار گفت: این بنا نمونه روشنی از فاصله میان شناسایی و حفاظت از بناهای ارزشمند تاریخی–فرهنگی است.
وی افزود: این بنا ثبت ملی نشده بود اما بنا بر اعلام وزارت میراث فرهنگی، ارزش تاریخی آن در سال ۱۴۰۳ تثبیت و ابلاغ شده بود؛ با این حال بخشهایی از آن تخریب شد و پس از رسانهای شدن موضوع، عملیات متوقف و پرونده قضایی تشکیل شد.
وی تصریح کرد: وقتی ارزش بنا شناسایی و رسماً ابلاغ شده است، چرا حفاظت باید پس از رسیدن ماشینآلات تخریب آغاز شود؟ «واجد ارزش» بودن روی یک نامه هیچ بنایی را نجات نمیدهد؛ شناسایی زمانی معنا دارد که به حفاظت منتهی شود.
ماده ۱۵ تکلیف قانونی است؛ نتیجهاش کجاست؟
این فعال میراث فرهنگی با اشاره به قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی–فرهنگی مصوب سال ۱۳۹۸ گفت: حفاظت در این قانون به آثار ثبت ملی محدود نشده است. ماده ۱۳ از «آثار واجد ارزش تاریخی–فرهنگی» نام میبرد و ماده ۱۵ نیز وزارت میراث فرهنگی را مکلف به شناسایی و اعلام بناهای واجد ارزش و در دسترس قرار دادن اطلاعات آنها کرده است.
شهاب موحد افزود: ماده ۱۵ توصیه نیست؛ یک تکلیف قانونی است. چند سال از مهلت آن گذشته و وزارت میراث فرهنگی باید اعلام کند چه تعداد بنا شناسایی شدهاند و فهرست عمومی آنها کجاست؟
وی ادامه داد: از سوی دیگر، وقتی ارزش بنایی به شهرداری اعلام شده است، چرا این اطلاعات نباید پیش از تصمیمات شهرسازی در سامانههای شهرداری دیده شود؟ شفافیت خودش ابزار حفاظت است.
حقوق مالک محترم؛ اما تکلیف میراث چه میشود؟
وی با تأکید بر ضرورت رعایت حقوق مالکانه گفت: مالک حقوق قانونی دارد، اما میراث فرهنگی نیز بخشی از حقوق عمومی است. اگر حفاظت برای مالک محدودیت ایجاد میکند، دولت و مدیریت شهری باید از ابزارهای قانونی و جبرانی استفاده کنند و راهحل نباید از دست رفتن بنا باشد.
این پژوهشگر برنامهریزی شهری افزود: قانون سال ۱۳۹۸ نیز ظرفیتهایی برای جبران محدودیتهای مالکانه و حمایت از مرمت و احیا پیشبینی کرده و «انتقال حق توسعه» نیز از ابزارهای پیشبینیشده در نظام شهرسازی است.
تذکر از داخل شورا؛ شهرداری هم مسئول است
شهاب موحد با اشاره به تذکر سوده نجفی، عضو هیئترئیسه شورای شهر تهران، گفت: در این تذکر صریح بر مسئولیت شهرداری تأکید شده و خواسته شده است وضعیت بناهای در معرض خطر پیگیری و از تخریب آنها جلوگیری شود؛ همچنین مشخصاً به مواردی در منطقه ۱۲ اشاره شده و بر ضرورت صیانت از بناها پیش از آغاز عملیات تخریب تأکید شده است.
وی افزود: حالا حتی از داخل شورای شهر نیز مسئولیت و کمکاری شهرداری یادآوری میشود. سؤال من از معاونت بافت و بناهای تاریخی روشن است؛ برای جلوگیری از تخریب بناهای واجد ارزش چه سازوکار پیشگیرانهای دارید و خروجی عملی آن کجاست؟
این فعال میراث فرهنگی ادامه داد: بافت تاریخی تهران را با جلسه، بازدید و مکاتبات کاغذی نمیتوان حفاظت کرد. معیار واقعی این است که چند بنا پیش از رسیدن لودر نجات پیدا میکنند.
وی تأکید کرد: معاونتی که طبق مصوبه شورا وظیفه مدیریت یکپارچه در این حوزه را بر عهده دارد، باید مسئولیت و پاسخگویی بیشتری نیز بپذیرد؛ اختیار بیشتر بدون پاسخگویی معنا ندارد.
شهاب موحد با اشاره به هشدار انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز نسبت به تهدید و تخریب میراث ملی و جهانی گفت: آثار تاریخی، چه ثبتشده و چه ثبتنشده، بخشی از حافظه تاریخی و جمعی جامعه هستند.
وی افزود: قرار نیست برای نجات هر بنای تاریخی منتظر لودر و موج رسانهای بمانیم. حفاظت از میراث نباید به شانس رسانهایشدن یک تخریب وابسته باشد.
این پژوهشگر برنامهریزی شهری درباره کارزار «میراث ایران در خطر است؛ پیش از آنکه دیر شود، کاری کنید» گفت: این کارزار خطاب به دادستان کل کشور، رئیس سازمان بازرسی کل کشور و وزیر میراث فرهنگی شکل گرفته و جلوگیری از اقدام غیرقابلبازگشت درباره بنای سعدی، اعلام نتیجه اجرای ماده ۱۵، ایجاد فهرست عمومی بناهای واجد ارزش، شفافشدن مستندات تغییر تشخیص ارزش و تقویت حفاظت پیشگیرانه از مطالبات آن است.
بازسازی، اصالت اثر را برنمی گرداند
شهاب موحد افزود: این کارزار برای جمعکردن چند هزار امضا و تمامشدن با یک موج رسانهای نیست. امضای مردم باید پشتوانه یک مطالبه مستمر باشد.
وی ادامه داد: پاسخ وزارت میراث فرهنگی، شهرداری تهران و دیگر دستگاههای مسئول را پیگیری خواهیم کرد و پرسشهای بیپاسخ را با مردم در میان خواهیم گذاشت.
وی تأکید کرد: این کارزار برای سوگواری درباره آنچه از دست دادهایم نیست؛ موضوع، نجات آن چیزی است که هنوز میتوان حفظ کرد. میراث فرهنگی بخشی از حافظه مشترک همه ماست و مطالبه عمومی میتواند به حفاظت از آن کمک کند.
شهاب موحد در پایان گفت: بعد از تخریب میتوان شکایت کرد، پرونده تشکیل داد و حتی حکم بازسازی گرفت، اما اصالت اثر بازنمیگردد. شاید بتوان دیوارها را دوباره ساخت، اما تاریخ را نمیتوان از نو ساخت.