>
اختصاصی ایران۲۴:

بیم بازگشت به نقطه صفر/ سکان صنایع‌دستی در دستان مدیری با کارنامه‌ای نه چندان درخشان

صنایع دستی
صنایع‌دستی در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی همیشه شبیه همان بچه‌ای بوده که گوشه حیاط ایستاده و سهمش از توجه، کمتر از دو برادر بزرگ‌تر خود یعنی میراث فرهنگی و گردشگری بوده؛ نه آن‌قدر پرسر و صداست که مدیران را مجبور به پاسخگویی کند و نه آن‌قدر در اولویت قرار می‌گیرد که برایش یک نقشه راه جدی و بلندمدت نوشته شود.
نویسنده : سعیده اسدیان
کد خبر : ۴۸۸۶۶

به گزارش خبرنگار ایران ۲۴، صنایع‌دستی درست در مقطعی که پس از سال‌ها بی‌برنامگی و مدیریت‌های کم‌اثر، نشانه‌هایی از جان گرفتن و بازگشت به مسیر حرفه‌ای در آن پدیدار شده بود، دوباره با تغییر مدیریت و ابهام درباره آینده خود مواجه شده است.

در دوره معاونت قبلی، دست‌کم در برگزاری نمایشگاه‌ها، شیوه ارائه محصولات، توجه به طراحی و بسته‌بندی، هویت‌بخشی به هنر‌های بومی و تلاش برای فاصله گرفتن از نمایشگاه‌های صرفاً فروش‌محور، اتفاقاتی افتاد که نشان می‌داد صنایع‌دستی می‌تواند از وضعیت همیشگی خود فاصله بگیرد و به یک حوزه تخصصی، خلاق و بازارمحور تبدیل شود اما حالا این نگرانی وجود دارد که این مسیر نیمه‌تمام، بار دیگر با تغییر مدیریت متوقف شود؛ آن هم در شرایطی که معاون جدید هنوز برنامه مشخص و قابل ارزیابی برای آینده این حوزه ارائه نداده است.

صنایع‌دستی؛ فرزند کم‌توجه وزارتخانه

صنایع‌دستی در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی همیشه شبیه همان بچه‌ای بوده که گوشه حیاط ایستاده و سهمش از توجه، کمتر از دو برادر بزرگ‌ترش یعنی میراث فرهنگی و گردشگری بوده؛ نه آن‌قدر پرسر و صداست که مدیران را مجبور به پاسخگویی کند و نه آن‌قدر در اولویت قرار می‌گیرد که برایش یک نقشه راه جدی و بلندمدت نوشته شود.

اما مسأله امروز فقط کم‌توجهی نیست؛ موضوع اصلی بازگشت دوباره به چرخه‌ای است که صنایع‌دستی سال‌ها از آن آسیب دیده و این همان تغییر مدیر، تغییر رویکرد، توقف برنامه‌های قبلی و شروع دوباره از نقطه صفر است.

سکان صنایع‌دستی به مدیری خارج از این حوزه رسید

برزین ضرغامی در شهریورماه امسال با حکم وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به عنوان معاون صنایع‌دستی و هنر‌های سنتی منصوب شد و در کارنامه او، مدیرعاملی سازمان زیباسازی شهرداری تهران، معاون فرهنگی و هنری سازمان زیباسازی، مدیرکل مرکز فعالیت‌های قرآنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و مدیرعاملی صندوق توسعه، احیا و بهره‌برداری از اماکن تاریخی دیده می‌شود.

این انتصاب در شرایطی اتفاق افتاده که صنایع‌دستی بیش از هر زمان دیگری به یک مدیر آشنا با زنجیره پیچیده این حوزه نیاز دارد؛ مدیری که تولیدکننده، بازار، صادرات، طراحی، برندینگ، اقتصاد خلاق، آموزش، شهر‌های جهانی صنایع‌دستی، گردشگری فرهنگی و مهم‌تر از همه، مشکلات واقعی هنرمندان را بشناسد.

سال‌ها در نمایشگاه‌های صنایع‌دستی، نخستین چیزی که توجه بازدیدکننده را جلب می‌کرد، ردیف غرفه‌های فروش بود؛ غرفه‌هایی که در کنار صنایع‌دستی و حتی کاردستی، از سوغات محلی گرفته تا خوراکی‌هایی عرضه می‌کردند که گاه ارتباط چندانی با فرهنگ و هنر بومی نداشتند. بخش قابل توجهی از تجربه بازدیدکننده نیز نه مواجهه با هنر و صنعت و طراحی ایرانی، بلکه دورهمی خانوادگی، خوردن آش و نان محلی و چای آتشی بود.

این اتفاق به خودی خود اشکالی ندارد؛ مشکل از جایی آغاز می‌شود که نمایشگاه صنایع‌دستی به بازارچه‌ای با چاشنی خوراکی تبدیل شود و خود صنایع‌دستی به حاشیه برود. درست در همین نقطه بود که سی‌وهفتمین نمایشگاه ملی صنایع‌دستی در سال ۱۴۰۳ تفاوت خود را نشان داد.

حتی محصولاتی مانند کیف‌های قلم‌زنی و میناکاری، تلاش می‌کردند صنایع‌دستی را از یک شیء صرفاً تزئینی به محصولی کاربردی تبدیل کنند. توجه به بسته‌بندی نیز از نکات مورد توجه این نمایشگاه بود.

اینها شاید در نگاه اول جزئیات کوچکی به نظر برسند، اما برای حوزه‌ای که سال‌ها با مشکل «قدیمی بودن تصویر صنایع‌دستی در ذهن نسل جدید» دست و پنجه نرم کرده، جزئیات نیستند بلکه نشانه تغییر نگاه هستند.

از غرفه‌فروشی تا هویت‌سازی برای محصول ایرانی

البته دوره قبلی را هم نمی‌توان دوره بی‌نقص صنایع‌دستی دانست و مشکلات ساختاری این حوزه با تغییر یک مدیر از بین نمی‌رود، اما دست‌کم در نمایشگاه سی‌وهفتم، نشانه‌هایی از یک تغییر رویکرد قابل مشاهده بود؛ نمایشگاهی که حتی در گزارش‌های آن دوره به عنوان تجربه‌ای متفاوت از سال‌های قبل توصیف شد.

برزین ضرغامی از شهریورماه امسال معاون صنایع‌دستی شده، در مراسم معارفه او، از ضرورت تداوم سیاست‌گذاری، تقویت ظرفیت‌های اجرایی، پیوند اقتصاد خلاق با توسعه بازار صنایع‌دستی و ایجاد بانک اطلاعاتی و اطلس جامع هنرمندان، کارگاه‌ها و رشته‌ها سخن گفته شد، اینها البته حرف‌های مهمی هستند، اما برای حوزه‌ای که با مشکلات انباشته مواجه است، کافی نیستند.

هنرمند هنوز میان بازار و معیشت گرفتار است

هنرمند صنایع‌دستی امروز به بازار، بیمه، مواد اولیه و تسهیلات، طراحی روزآمد، برندینگ، صادرات واقعی، شبکه توزیع، فروش آنلاین و بازار‌های بین‌المللی و از همه مهم‌تر به مدیری توانمند نیاز دارد که بتواند این مسائل را در کنار هم ببیند و برای آنها برنامه زمان‌بندی‌شده و قابل ارزیابی ارائه کند.

هرچند ماجرای مدیریت غیرتخصصی در صنایع‌دستی موضوع تازه‌ای نیست، اما این حوزه دیگر ظرفیت آزمون و خطای مدیریتی ندارد.

کارنامه‌ای که پرسش‌های تازه ای ایجاد می‌کند

شاید مهم‌ترین پرسش درباره انتصاب معاون جدید صنایع‌دستی، نه صرفاً نبود سابقه مستقیم در این حوزه، بلکه عملکرد او در مسئولیت قبلی باشد.

ضرغامی پیش از رسیدن به معاونت صنایع‌دستی، مدیرعامل صندوق توسعه، احیا و بهره‌برداری از اماکن تاریخی و فرهنگی بود؛ مجموعه‌ای که قرار بود یکی از مهم‌ترین بازو‌های احیای بنا‌های تاریخی و ورود سرمایه بخش خصوصی به این حوزه باشد، اما گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره عملکرد این صندوق، تصویر امیدوارکننده‌ای ارائه نکرده است.

بر اساس ارقامی که در گزارش‌های منتشرشده از این ارزیابی آمده، از ۱۶ بند وظایف اساسنامه صندوق، حدود ۹۴ درصد وظایف به شکل مشروط یا بدون عملکرد باقی مانده بود.

از سوی دیگر کارشناسان و فعالان این حوزه بنا‌های بلاتکلیف، قرارداد‌های یک‌طرفه به نفع صندوق، کارشناسی اشتباه، نبود نظارت بعد از واگذاری و مشکلاتی از این دست را از مهم‌ترین چالش‌هایی می‌دانند که موجب شده صندوق در عملکرد خود موفق نباشد.

صنایع‌دستی همچنان زیر سایه دو برادر بزرگ‌تر

وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی سه حوزه بزرگ را کنار هم دارد، اما در عمل، صنایع‌دستی بار‌ها در میان دو حوزه دیگر گم شده است.

هر وقت صحبت از توسعه گردشگری می‌شود، صنایع‌دستی به عنوان سوغات و محصول جانبی دیده می‌شود و هر وقت صحبت از میراث فرهنگی است، صنایع‌دستی در سایه بنا‌ها و محوطه‌های تاریخی قرار می‌گیرد، در حالی که صنایع‌دستی خودش یک صنعت است؛ صنعتی با ظرفیت اشتغال، صادرات، گردشگری، اقتصاد محلی، هویت فرهنگی و اقتصاد خلاق؛ بنابراین قرار نیست صنایع‌دستی فقط در هفته صنایع‌دستی دیده شود، در روز جهانی صنایع‌دستی برایش پیام صادر شود و هنگام افتتاح نمایشگاه‌ها چند سخنرانی درباره «ظرفیت بی‌نظیر» آن انجام شود.

سال‌هاست درباره ظرفیت صنایع‌دستی ایران برای صادرات، اشتغال زنان، اقتصاد روستایی، توسعه گردشگری و معرفی فرهنگ ایرانی حرف می‌زنیم، اما فاصله میان این حرف‌ها و واقعیت زندگی هنرمندی که محصولش روی دستش می‌ماند، همچنان زیاد است.

معاون جدید با چه نقشه‌ای آمده است؟

حالا که معاون جدید منصوب شده، بد نیست خیلی روشن بگوید برنامه‌اش برای صنایع‌دستی چیست؟ نمایشگاه ملی بعدی چه زمانی و با چه رویکردی برگزار می‌شود؟ آیا قرار است استاندارد‌هایی که در نمایشگاه سی‌وهفتم برای غرفه‌آرایی و ارائه محصول تجربه شد، ادامه پیدا کند؟ برای توسعه بازار داخلی چه برنامه‌ای وجود دارد؟ برای صادرات و اتصال هنرمند به بازار‌های آنلاین و بین‌المللی چه برنامه‌هایی در نظر دارد؟ برای طراحی محصولات متناسب با سلیقه نسل جدید چه چیز در ذهن دارد؟ بیمه و معیشت هنرمندان چه خواهد شد؟ برای آموزش نسل جدید و جلوگیری از فراموشی رشته‌های در حال انقراض قرار است چه کار کند؟ و از همه مهم‌تر قرار است صنایع‌دستی در این وزارتخانه بالاخره صاحب یک نقشه راه مستقل باشد یا همچنان در سایه دو حوزه دیگر حرکت کند؟

متأسفانه مدیریت بی‌برنامه یکی از آفت‌های مزمن نظام اداری ما به شمار می‌رود، مدیر می‌آید، مدتی می‌گذرد، چند مراسم برگزار می‌شود، چند وعده داده می‌شود و پیش از آنکه نتیجه‌ای از برنامه‌ها دیده شود، مدیر بعدی از راه می‌رسد و دوباره همه چیز از نقطه صفر آغاز می‌شود.

صنایع‌دستی دیگر توان شروع از نقطه صفر را ندارد

اما این چرخه برای حوزه‌ای مانند صنایع‌دستی که بخش قابل توجهی از سرمایه آن در دست هنرمندانی است که با کمترین حاشیه امنیت اقتصادی تولید می‌کنند، پرهزینه است.

صنایع‌دستی سال‌ها تاوان داده، تاوان مدیریت‌های کم‌اثر، نگاه‌های مناسبتی، نمایشگاه‌های غیرتخصصی و تصمیم‌هایی که گاهی بدون شناخت کافی از بدنه این حوزه گرفته شده‌اند، اما حالا که این حوزه بعد از سال‌ها، نشانه‌هایی از تغییر در شیوه ارائه محصول، توجه به طراحی و بسته‌بندی و تلاش برای نزدیک شدن به بازار‌های جدید نشان داده بود، کمترین انتظار این است که دوباره قربانی آزمون و خطای مدیریتی نشود.

اگر قرار است این حوزه واقعاً یکی از پایه‌های اقتصاد فرهنگی و خلاق کشور باشد، وقت آن رسیده که مدیران آن هم با همین نگاه انتخاب شوند وگرنه باز هم چند سال دیگر باید بنشینیم و درباره این سؤال تکراری بنویسیم که چرا صنایع‌دستی ایران با این همه هنرمند، این همه تنوع و این همه سابقه تاریخی، هنوز از داشتن یک مدیریت پایدار و برنامه روشن محروم است؟

برچسب ها: صنایع دستی
| ارسال نظر