صارمیراد: حمله آمریکا به ونزوئلا، جنگ برای نفت، فلزات نادر و پاکسازی حیات خلوت واشنگتن است
به گزارش گروه سیاسی شبکه خبری ایران۲۴، در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق ایالات متحده، اقدام به حمله نظامی علیه ونزوئلا کرده و رئیسجمهور قانونی این کشور، نیکولاس مادورو، را بازداشت و به آمریکا منتقل کرده است، تحلیلگران حقوق بینالملل این اقدام را به عنوان «اقدام جنگی غیرقانونی» ارزیابی میکنند. منتقدان نیز بر این باورند که این حمله بیشتر به منافع نفتی و ژئوپولتیکی آمریکا در آمریکای لاتین مربوط میشود.
«رضا صارمیراد» کارشناس روابط بینالملل و مسائل آمریکا در گفتوگو با شبکه خبری ایران۲۴ در پاسخ به این سوال که این تصمیم تا چه حد با منافع ژئوپلیتیک سنتی ایالات متحده (نفت، نفوذ منطقهای و مبارزه با قاچاق) سازگار است، بیان کرد: حمله ترامپ علیه ونزوئلا در واقع نوعی دزدی و تروریسم دولتی است. او رئیسجمهور قانونی این کشور، مادورو را از کاخ ریاست جمهوری بازداشت کرده و به آمریکا منتقل کرده است. دلایل مختلفی برای این اقدام وجود دارد.
وی افزود: یکی از دلایل اصلی این حمله، دسترسی به منابع نفتی ونزوئلا است که بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد. نفت ونزوئلا از نوع نفت سنگین است، که با نفت سبک آمریکا ترکیب میشود و این ترکیب برای پالایشگاهها، به ویژه در ایالت تگزاس آمریکا، بسیار مناسب است.
صارمیراد با اشاره به دلایل مختلف این اقدام گفت: یکی از مهمترین عوامل، دسترسی به ذخایر معدنی فلزهای کمیاب و نادر است. هدف اصلی آمریکا از این سیاست، کاهش وابستگی خود به چین در حوزه فلزات نادر خاکی است. فناوریهای آینده جهان بهشدت به این فلزات وابستهاند؛ فلزاتی که حدود ۸۰ درصد ذخایر معدنی آنها در خاک چین قرار دارد و نزدیک به ۹۰ درصد فرآوری و فناوری مرتبط با آنها نیز در همین کشور انجام میشود. این مسئله میتواند یکی از دلایل اصلی این رویکرد باشد.
این کارشناس مسائل آمریکا در ادامه توضیح داد: دلیل دیگر میتواند بهانههایی باشد که جدا از بحث مواد مخدر مطرح میشود؛ موضوعی که اساساً وجاهت واقعی ندارد، چراکه نه کوکائین و نه سایر مواد مخدر از مسیر ونزوئلا وارد خاک آمریکا نمیشوند و این ادعا از نظر واقعیات میدانی معنا ندارد.
وی افزود: مسئله مهمتر، سند راهبرد امنیت ملی آمریکاست که چند هفته پیش منتشر شد. در این سند، آمریکاییها عملاً در تعریف حوزههای امنیتی خود دچار نوعی عقبنشینی شدهاند و تمرکز اصلی خود را بر منطقه نیمکره غربی قرار دادهاند؛ منطقهای که بر اساس دکترین «مونرو» تعریف میشود. این دکترین که حدود ۲۰۰ سال پیش و در دوران ریاستجمهوری مونرو شکل گرفت، بر این باور استوار بود که آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی حیات خلوت ایالات متحده محسوب میشوند و نباید اجازه داده شود کشورهای اروپایی در این منطقه حضور یا عرضاندام داشته باشند.
صارمیراد تأکید کرد: همین منطق امروز از سوی ترامپ در قبال روسیه و چین بهکار گرفته میشود. او معتقد است نیمکره غربی نباید به محلی برای نفوذ و حضور روسیه و چین تبدیل شود. کشورهایی مانند کوبا، مکزیک و کلمبیا که ترامپ نیز به آنها اشاره کرده، از جمله مناطقی هستند که حضور پررنگ چین و روسیه در آنها بهوضوح دیده میشود.
وی خاطر نشان کرد: این مسئله از عواملی است که آمریکاییها بر اساس آن برای خود یک «حوزه حفاظتی» تعریف کردهاند. این رویکرد در واقع به معنای عقبنشینی آمریکا از بسیاری از تعاریف پیشین خود در سطح جهانی است؛ تعاریفی که شامل اروپا، شرق آسیا، غرب آسیا، جنوب شرق آسیا و شمال آفریقا میشد. ایالات متحده اکنون از بسیاری از این حوزهها عقبنشینی کرده و تلاش میکند دستکم در منطقهای که آن را متعلق به خود میداند، یعنی نیمکره غربی، اجازه حضور هیچ کشور رقیب دیگری را ندهد.
حمله به ونزوئلا پایگاه رأی ترامپ را منفجر میکند
کارشناس مسائل آمریکا، با اشاره به پیامدهای حمله دونالد ترامپ به ونزوئلا بر انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا گفت: بهنظر میرسد این اقدام اثر منفی جدی بر جایگاه ترامپ و جمهوریخواهان داشته باشد، چراکه بخش قابل توجهی از پایگاه رأی او با هرگونه اقدام نظامی آمریکا در خارج از کشور مخالف هستند.
وی افزود: چهرهها و جریانهایی در اردوگاه حامیان ترامپ، از جمله افرادی مانند بن شاپیرو، تاکر کارلسون و همچنین طیفی از هواداران جریان پوپولیستی که پیشتر نیز مخالفت خود را با مداخلات نظامی اعلام کرده بودند، اساساً با این نوع اقدامات مخالفاند. این گروهها با این تصور به ترامپ رأی دادند که او منابع آمریکا را صرف جنگهای خارجی نکند و تمرکز خود را بر «دوباره بزرگ کردن آمریکا» بگذارد.
این کارشناس مسائل آمریکا تصریح کرد: از نگاه این حامیان، حملات نظامی و اقداماتی مانند بازداشت رئیسجمهور قانونی ونزوئلا نهتنها هزینهساز و منجر به هدررفت منابع است، بلکه توان رقابتی آمریکا در آینده، بهویژه در رقابت راهبردی با چین، را نیز تضعیف میکند.
صارمیراد ادامه داد: همین نگاه انتقادی میتواند تأثیر مستقیمی بر انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، بهویژه انتخابات مجلس نمایندگان داشته باشد. در حال حاضر جمهوریخواهان تنها با اختلافی شکننده و چند کرسی محدود اکثریت مجلس نمایندگان را در اختیار دارند و بسیاری معتقدند اقدامات ترامپ، بهخصوص حمله به ونزوئلا و بازداشت مادورو، ممکن است باعث ریزش رأی جمهوریخواهان و از دست رفتن اکثریت این مجلس شود.
وی افزود: اگرچه احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان در مجلس سنا کمتر است، اما در مجلس نمایندگان این خطر بسیار جدیتر است و برخی تحلیلها نشان میدهد که ادامه این رویکرد میتواند به شکست سیاسی ترامپ و خروج مجلس نمایندگان از کنترل جمهوریخواهان در انتخابات پیشرو منجر شود.
کارشناس مسائل آمریکا، با اشاره به آینده حضور چین و روسیه در آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین گفت: پرسش اصلی این است که آینده نفوذ چین و روسیه در این منطقه چه خواهد شد. روسیه احتمالاً با شدت کمتری نسبت به گذشته حضور خواهد داشت؛ چراکه خود روسیه تولیدکننده نفت است و وابستگی چندانی به انرژیهایی مانند نفت ندارد. با این حال، بهطور سنتی پایگاه اصلی روسیه در منطقه، کشور کوبا و در نزدیکی سواحل آمریکا قرار دارد.
وی افزود: تهدیدهایی که ترامپ علیه کوبا مطرح کرده میتواند موقعیت روسیه در این کشور را با چالش جدی مواجه کند. البته روسها علاوه بر کوبا در کشورهای دیگری نیز حضور دارند، اما تمرکز و حضور پررنگ آنها عمدتاً در کوباست. در مقابل، چین حضور اقتصادی گستردهای در کشورهای مختلف منطقه از جمله مکزیک، کلمبیا و بهویژه ونزوئلا دارد و همین حضور اقتصادی هدف اصلی ترامپ برای به چالش کشیدن نفوذ پکن در آمریکای لاتین است.
این کارشناس مسائل آمریکا تصریح کرد: هدف ترامپ در مجموع، کمرنگ کردن نقش چین و روسیه در آمریکای جنوبی و آمریکای مرکزی است. یکی از نکات مهم در این زمینه، موضوع صادرات نفت ونزوئلاست. بخش عمده نفت صادراتی ونزوئلا، حدود دو میلیون بشکه در روز، به چین میرفت و چین خریدار اصلی آن بود. اکنون با توقف این صادرات، چین یکی از منابع مهم تأمین نفت خود را از دست داده است.
صارمیراد ادامه داد: همین مسئله باعث میشود تمرکز چین به سمت غرب آسیا و بهویژه منطقه خلیج فارس سوق پیدا کند و تلاش کند منابع نفتی این منطقه را بهعنوان جایگزین مورد استفاده قرار دهد. در این چارچوب، قطعاً خرید نفت چین از ایران افزایش خواهد یافت و این موضوع تأثیرات مشخصی در معادلات انرژی و ژئوپلیتیک منطقه خواهد داشت.
وی اضافه کرد: در مقابل، چین و روسیه نیز بیکار نخواهند نشست و تلاش میکنند برای مقابله با اقدامات احتمالی آمریکا، هزینههای بیشتری به واشنگتن تحمیل کنند. اگر آمریکا بخواهد به کشورهای دیگری نیز تعرض کند، چین و روسیه با افزایش هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، سعی خواهند کرد ترامپ را نسبت به اقدامات بعدیاش دچار تردید و تزلزل کنند.