مادر دو دختر سنندجی خواستار موافقت دستگاه قضا با درخواست حضانت بچههایش شد و گفت: برای آسایش دو دخترم حاضرم جانم را بدهم و مقصران این اتفاق تلخ باید هرچه زودتر به سزای عمل خود برسند.
همه را از دست داده بود، پدر، مادر، همسر، پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، عمه، شوهرعمه و باقی آن دوازده نفری که دلبسته هم بودند. خانواده میرزایی از دههها قبل در آن زمین ریشه داشتند.
در میان روایتهای تلخ و نفسگیر جنگ، ماجرای نجات پسربچهای به نام «عرشیا» از زیر آوار، به یکی از دردناکترین و در عین حال امیدبخشترین روایتها تبدیل شده است؛ کودکی که زیر حجم سنگین آوار، تنها یک درخواست داشت: «پایم را قطع کنید، فقط نجاتم بدهید.»