سلیمینمین: کسی که میگوید «علی خامنهای رهبر من نیست»، قبل از همه شأن خودش را معرفی میکند
عباس سلیمینمین تحلیلگر مسائل سیاسی اصولگرا، در گفتوگو با شبکه خبری ایران۲۴ در واکنش به اظهارات برخی افراد در شبکههای اجتماعی و توییتی که در آن فردی اعلام کرده بود «علی خامنهای رهبر من نیست»، اظهار کرد:هر کسی شأن و جایگاه خودش را در انتخاب الگوها و اسوههایش نشان میدهد. شما اگر یک فرد لات و بیسواد را بهعنوان رهبر خود انتخاب کنید، در واقع شأن خودتان را منعکس کردهاید. اگر بگویید رضاخان مطلوب من است؛ فردی لات و لاابالی که در کابینه به وزرا فحشهای خواهر و مادر میداد، طبیعتاً شأن خودتان را تنزل دادهاید. اما اگر یک فیلسوف، یک فقیه یا یک دانشمند را بهعنوان پیشرو و الگوی خود انتخاب کنید، جایگاه و شخصیت خودتان را ارتقا دادهاید.
وی ادامه داد: فردی که در این سالها خارج از کشور بوده، حتی نمیتواند ادعا کند که دو صفحه کتاب خوانده یا دورهای علمی را طی کرده باشد. تمام زندگیاش به الواطی، ولگردی و خوشگذرانی گذشته است؛ آنقدر که حتی صدای همان افرادی که زمانی حامی او بودند هم درآمده و بارها نسبت به خوشگذرانیها و رفتارهای غیرمتعارفش اعتراض کردهاند. حالا وقتی کسی چنین فردی را بهعنوان پیشقراول خود معرفی میکند، در واقع دارد شخصیت و ایدهآلهای خودش را عرضه میکند؛ چون بر اساس همان ایدهآلها یک فرد را بهعنوان جلودار انتخاب کرده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی افزود: گاهی افراد از سر لجبازی موضع میگیرند؛ یعنی فقط میخواهند واکنشی نشان دهند. اما در عرصه مسائل سیاسی، واکنشی عمل کردن و لجاجت ورزیدن شایسته نیست. اصلاً لجاجت با چه کسی و بر سر چه چیزی؟ چرا باید با شأن خودمان لجاجت کنیم؟ مثال سادهاش این است که کسی به پدرش بگوید اگر برایم دوچرخه نخری، میروم لاتِ پایین خیابان را پدر خودم معرفی میکنم؛ در این ماجرا، این خود فرد است که شأن خودش را میشکند.
سلیمینمین تصریح کرد: این فردی که شما به او اشاره میکنید، چه امام خمینی(ره) را رهبر خود نداند و چه مقام معظم رهبری را نپذیرد، مسئلهای نیست؛ اما هر کسی که آیتالله خامنهای را بشناسد، ایشان را بهعنوان یک مدیر برجسته، دارای نیروی فکری توانمند و شخصیتی بزرگ میشناسد. حالا اگر کسی نخواست، میتواند فرد دیگری را انتخاب کند، اما باید توجه داشته باشد چه کسی را و با چه سابقهای.
وی ادامه داد: حتی در خارج از کشور هم اذعان دارند که این فرد در تمام این سالها چیزی جز یک بیکار نبوده است. نه در زمینه علمی، نه مهارتی و نه حتی در علایق شخصیاش تلاشی برای ارتقای خود انجام داده؛ با وجود اینکه در دوران نوجوانی در ایران امکانات فراوانی داشت، همت ارتقا نداشته، در حالی که پول فراوان در اختیارش بوده و این پول صرفاً در مسیر عیاشی و خوشگذرانی هزینه شده است. حالا اگر عدهای تمایل دارند در این مسیر ایدهآل ذهنی خودشان قدم بگذارند، انتخاب خودشان است.