چرا اعتراضات تبدیل به اغتشاشات میشود؟
به گزارش گروه سیاسی شبکه خبری ایران۲۴، اعتراضات اخیر در دیماه ۱۴۰۴ بار دیگر پرسشهای اساسی درباره چرایی و چگونگی تبدیل اعتراضات مدنی به اغتشاشات را به ذهنها متبادر ساخت. بررسی این پدیده نیازمند نگاهی عمیق و ریشهدار به تاریخ معاصر ایران، از انقلاب ۵۷ تا امروز است؛ نگاهی که عوامل داخلی و خارجی را با هم در نظر بگیرد.
از امیدهای انقلاب تا ناامیدیهای پیدرپی
انقلاب ۵۷ با شعارهای عدالتخواهی، آزادی و استقلال، امیدهای بسیاری را در دل ایرانیان زنده کرد؛ طبق گفتههای کارشناسان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام حاکمیتی بر اساس وعدههای رسیدگی به حقوق مردم و ارتقای جامعه شکل نظامبندی گرفت. با برگزاری انتخاباتهای متعدد و روی کار آمدن دولتهای مختلف با انتخاب مردم، باز هم شاهد افزایش نارضایتی عمومی بودهایم. کارشناسان معتقدند این امر، تا حد زیادی، به دلیل مشکلات مدیریتی و فسادهایی است که برخی از کارگزاران نظام در آن نقش داشتهاند و بر نارضایتی مردم افزوده است.
علاوه بر این، با پیروزی انقلاب اسلامی، اقشار مختلفی که پیش از آن در ساختار حکومت شاهنشاهی حضور داشتند، از نظر خود با تهدیدات و چالشهایی در زمینه معیشت و سیاست مواجه شدند. این گروه، متشکل از کارکنان و صاحبمنصبان دربار، از تغییرات ناگهانی و از دست دادن موقعیت اجتماعی و اقتصادی خود، احساس نارضایتی میکردند.
در این میان، حضور گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی نیز از جمله عوامل مؤثر در این روند به شمار میرود. سازمانهای مبارز مانند مجاهدین خلق، پیکارها، سلطنتطلبها و تجزیهطلبها، و همچنین خانوادههای اعدامی و قاچاقچیان، هر کدام با انگیزهها و اهداف خاص خود، در معادلات سیاسی و اجتماعی دخیل بودهاند.
به طور خلاصه، تحلیل این عوامل نشان میدهد که تبدیل اعتراضات به اغتشاشات، نتیجهی تلاقی نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی، احساس تهدید و نابرابری، و حضور گروههای مختلف با منافع متفاوت است. درک این ریشهها میتواند به درک بهتر تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران کمک کند؛ در واقع سه گروه افراد بر این موضوع خشونت دخیل هستند. اول گروهی که از نظام ضربه خوردند؛ گروه بعد دشمنان انقلاب هستند که آموزش خشونت میدهند و گروه آخر هم سوء مدیریت در نحوه مواجهه با معترضان است که تولید خشونت میکند. خشونت از سمت هر طرف که باشد طرف مقابل را وادار به عکس العمل میکند.
با این حال، پس از پیروزی، عوامل متعدد بارها تلاش کردند که وعدههای تحقق آرمانهای انقلاب به تدریج رنگ ببازد اما هر بار ناکام ماندند. دولتهای پس از انقلاب با چالشهای متعددی از جمله جنگ تحمیلی، تحریمهای اقتصادی و مشکلات مدیریتی روبهرو شدند. این چالشها، در کنار فساد و ناکارآمدیهای موجود، زمینه را برای شکلگیری نارضایتیهای عمومی فراهم کرد.

غرب اغتشاشات را فرصت دست درازی به ایران میبیند
در دهههای متوالی، موجهای متفاوتی از اعتراضات در ایران شکل گرفت، از جمله اعتراضات دانشجویی در سال ۷۸، جنبش سبز در سال ۸۸، اعتراضات دیماه ۹۶، اعتراضات آبان ۹۸ و اعتراضات شهریور ۱۴۰۱ هر یک از این اعتراضات، ریشه در نارضایتیهای خاص خود داشتند، اما یک ویژگی مشترک داشتند: عدم پاسخگویی مناسب به مطالبات اولیه و پشتیبانی کاذب دشمنان و تبدیل شدن به درگیری با نیروهای امنیتی.
اگر ما مساله اغتشاشی که در ایران به وقوع پیوسته، با دید خوشبینانه نگاه بکنیم و مساله را درونی ببینیم، در کنار عوامل داخلی، قطعا این اغتشاش یک فرصت برای طرفهای غربی و در رأس آنها آمریکا است و آنها تصور میکنند زمانی که ایران از درون تضعیف میشود، میتوانند موضع ایران و مطالبهگریاش را تضعیف کنند. بنابراین قطعا به این اغتشاشات، بهعنوان یک ظرفیت و فرصت نگاه میکنند و هر کاری از دستشان برمیآید میکنند تا در بحبوحه این اغتشاشات، فشار را روی ایران حفظ و تشدید کنند و به هدف مطلوب خود که جز با فروپاشی از درون و تضعیف سرمایه اجتماعی کشور به دست نمیآید آنها این را بهعنوان فرصت میبینند دشمنان نگاهشان به ایران بهعنوان تهدیدی معتبر است.
سناریوی ناکام آمریکا تضعیف ایران است
آمریکا قبلا هم تجربه محاسبات غلط درباره ایران را داشته، آمریکا تغییر رویکرد میدهد و فکر میکند با حمایت از اغتشاشات درون ایران میتواند زودتر به خواسته خودش برسد، اما نتیجه برعکس میشود. اجازه بدید کمی بیشتر در این مورد صحبت کنیم و جنبههای دیگری را بررسی کنیم.
به جای اینکه بگوییم "اختلالات درونی یک ابزار است"، میتوان گفت که آمریکا از هر فرصتی که پیش میآید، برای اعمال فشار بر ایران استفاده میکند. این فشارها میتوانند به شکلهای مختلفی ظاهر شوند، از جمله حمایت از گروههای مخالف داخلی یا ایجاد ناآرامیهای سیاسی.
نکته کلیدی اینجاست که آمریکا به دنبال یک راه حل دائمی برای مقابله با ایران نیست، بلکه به دنبال تضعیف مداوم آن است. آنها از استراتژیهای مختلفی استفاده میکنند و اگر یک استراتژی شکست خورد، آن را کنار نمیگذارند، بلکه آن را اصلاح و دوباره به کار میگیرند. این رویکرد نشاندهنده یک تعهد بلندمدت به اعمال فشار بر ایران است، صرف نظر از اینکه کدام روش در حال حاضر موثرتر به نظر میرسد.
به عبارت دیگر، میتوان گفت که آمریکا در این بازی، یک بازیکن حرفهای است که همیشه آماده است تا استراتژیهای خود را تغییر دهد، اما هدف نهاییاش، تضعیف ایران، ثابت میماند. این دیدگاه، اهمیت درک مداوم و تحلیل دقیق استراتژیهای آمریکا را برای ما برجسته میکند.
نقش آمریکا، اسرائیل و تحریمها
عوامل خارجی در تشدید تنشها و تبدیل اعتراضات به اغتشاشات در ایران هر بار نقش پررنگ داشتهاند. سیاستهای دولتهای آمریکا و اسرائیل در قبال ایران بعد از تلاشهای ناکام، به ویژه تحریمهای اقتصادی، از جمله عوامل اصلی بیثباتی و افزایش نارضایتیهای عمومی است.

تحریمهای آمریکا: تحریمهای متعدد آمریکا علیه ایران، از جمله تحریمهای نفتی، بانکی و تجاری، اقتصاد کشور را فلج کرده و باعث افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی و بیکاری شده است. این شرایط، فشار مضاعفی بر مردم وارد کرده و زمینه را برای اعتراضات فراهم میکند.
تهدیدات اسرائیل: تهدیدات مکرر مقامات اسرائیل به حمله نظامی به ایران، امنیت ملی کشور را به خطر انداخته و باعث افزایش نگرانیها و بیاعتمادی به حکومت شده است.
نقش آمریکا و اسرائیل در حمایت از گروههای معارض: اتهامات مربوط به حمایت آمریکا و اسرائیل از گروههای معارض با نظام جمهوری اسلامی نیز از جمله عواملی است که به تشدید تنشها کمک میکند.
اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ و یک بررسی
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، که پس ازنارضایتی مردم از شرایط فعلی یعنی نارضایتی اقتصادی که باعث شروع اعتراضات شده آغاز شد، با سرعت به اغتشاشات تبدیل شد. افزایش قیمت دلار و تورم افسارگسیخته، به همراه نارضایتیهای دیرینه، بستری مناسب برای بروز خشم و ناامیدی مردم فراهم کرده بود.
به نظر میرسد شبکههای اجتماعی و فضای مجازی نقش مهمی در سازماندهی و انتشار اخبار و تصاویر اعتراضات داشتند. با این حال، حضور و فعالیت گروههایی با اهداف سیاسی و امنیتی نیز در میان معترضان مشاهده میشد. انتشار اخبار جعلی و اغراقآمیز در شبکههای اجتماعی نیز به تشدید تنشها و دامن زدن به خشونتها کمک کرد؛ شکستن این چرخه نیازمند پاسخگویی به مطالبات اولیه مردم، اصلاحات اساسی در نظام مدیریتی، کاهش فساد و بهبود وضعیت اقتصادی است. همچنین، کاهش تنشهای خارجی و رفع تحریمها میتواند نقش مهمی در ایجاد ثبات و آرامش در کشور ایفا کند.
به گزارش گروه سیاسی شبکه خبری ایران۲۴، این مقاله بر اساس اطلاعات موجود و تحلیلهای کارشناسان تهیه شده است و دیدگاههای مختلف در این زمینه وجود دارد. هدف از این مقاله، ارائه یک تحلیل جامع و بیطرفانه از عوامل موثر در تبدیل اعتراضات به اغتشاشات در ایران است؛ آنچه که بسیار مهم است ریشهیابی اعتراضات میتواند به عدم تکرار آن و همچنین شیوه حکمرانی خوب کمک بکند. اینکه چطور باید اعتراضات را دید و مشکل معترضان را حل کرد نکته مهمی است که باید بدان پرداخته شود.