یکسالگی ترامپ؛ دولت پر هیاهو بحرانهای بیپایان
به گزارش ایران۲۴ از فرهیختگان، وعدههای او بزرگ، قطعی و فوری بودند: مهار تورم، پایاندادن به جنگها، بازگرداندن اقتدار جهانی آمریکا، کنترل مهاجرت، کاهش جرم و جنایت و اصلاح ساختارهای ناکارآمد داخلی.
اکنون یک سال بعد، فاصله میان وعدههای او و واقعیت بیش از هر زمان دیگری آشکار است. نهتنها بسیاری از بحرانها حل نشدند، بلکه در برخی حوزهها، شکافها عمیقتر شدند. کارنامه یکساله ترامپ تصویری واحد ارائه میدهد: شکست سیاستگذاری پر هیاهو در برابر واقعیتهای اقتصادی، اجتماعی و ژئوپلیتیک دنیا.
در اقتصاد جایی که ترامپ همیشه آن را نقطه قوت خود میدانست و از محورهای مهم کمپین انتخاباتی او بود، وعده مهار فوری تورم به تجربهای شکستخورده تبدیل شد. دادههای اداره آمار کار آمریکا نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ قیمت مواد غذایی پایه به طور میانگین ۹ درصد افزایشیافته است. گوشت، لبنیات و تخممرغ در برخی ایالتها حتی بیش از ۱۰ درصد گرانتر شدند. هزینه بیمه خودرو حدود ۱۵ درصد و بیمه مسکن نزدیک به ۲۰ درصد افزایش یافت و قبضهای انرژی، برخلاف وعدههای انتخاباتی، کاهش معناداری نداشتند. علاوه بر اینها، آمارها نشان میدهد همچنان بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا حقوق به حقوق، زندگی میکنند. این ارقام صرفاً دادههای خشک اقتصادی نیستند؛ آنها مستقیماً به سفره و معیشت میلیونها خانواده آمریکایی مربوط میشوند. به همین دلیل، طبق نظرسنجی گالوپ، بیش از ۶۲ درصد آمریکاییها عملکرد دولت ترامپ در کنترل هزینههای زندگی را ناموفق ارزیابی کردهاند و این نارضایتی در میان رأیدهندگان مستقل به حدود ۶۷ درصد میرسد. اقتصاد، برخلاف ادعاهای کاخ سفید، برای بخش بزرگی از جامعه نه بهتر، بلکه دشوارتر شده است.
در سطح حکمرانی، ترامپ تلاش کرد ضعف دستاوردها را با سرعت و نمایش قدرت جبران کند. صدور بیش از ۲۲۵ فرمان اجرایی در کمتر از یک سال، رکوردی کمسابقه در تاریخ معاصر آمریکا بهجا گذاشت. اما این سیل فرمانها نه به کارآمدی، بلکه به بیثباتی انجامید. بسیاری از این تصمیمها با شکایتهای قضایی روبهرو شدند و اجرای بخشی از آنها توسط دادگاههای فدرال متوقف یا معلق شد. نظرسنجی مؤسسه پیو نشان میدهد ۵۶ درصد شهروندان آمریکایی این رویکرد را نمونهای از سوءاستفاده از قدرت اجرایی و تضعیف تعادل قوا میدانند.
در سیاست خارجی، تصویر شکست حتی پررنگتر است. در غزه، حمایت بیقیدوشرط دولت ترامپ از اسرائیل، بدون توجه به ابعاد انسانی جنگ، شکاف عمیقی در افکار عمومی آمریکا ایجاد کرد. تصاویر تلفات غیرنظامیان و بحران انسانی در غزه، بهویژه در میان نسل جوان آمریکا، سیاست دولت را به چالش کشید. نظرسنجی CNN نشان داد تنها ۳۴ درصد آمریکاییها از رویکرد دولت ترامپ در قبال غزه حمایت میکنند و در میان جوانان زیر ۳۰ سال، مخالفت از ۷۰ درصد فراتر رفته است. وعده «مدیریت بحران غزه» به بحرانی اخلاقی و سیاسی بدل شد که هزینه آن را دولت ترامپ در افکار عمومی پرداخت.
در اوکراین نیز، وعده مشهور ترامپ مبنی بر پایاندادن به جنگ در ۲۴ ساعت، خیلی زود با واقعیت برخورد کرد. یک سال بعد، جنگ همچنان ادامه دارد، کمکهای آمریکا کاهشیافته و نقش واشنگتن در رهبری ائتلاف غربی کمرنگتر از گذشته است. نظرسنجی رویترز - ایپسوس نشان میدهد ۵۷ درصد آمریکاییها عملکرد ترامپ در پرونده اوکراین را ناموفق میدانند. سیاستی که قرار بود نمایش قاطعیت باشد، در ذهن بخش بزرگی از جامعه به نشانه سردرگمی و عقبنشینی تعبیر شده است.
پرونده ایران نیز تفاوتی با این الگو ندارد. دولت ترامپ بار دیگر به سیاست فشار حداکثری بازگشت، اما بدون دستاورد ملموس. برنامه هستهای ایران متوقف نشد و تنشهای منطقهای ادامه یافت. طبق نظرسنجی مؤسسه پیو، تنها ۴۱ درصد آمریکاییها به رویکرد دولت در قبال ایران اعتماد دارند. وعده مهار و ثبات، به تداوم نااطمینانی انجامید و نه کاهش آن.
در روابط با اروپا، ترامپ وعده بازسازی اتحادها را داده بود، اما اختلافات بر سر ناتو، تجارت و دیپلماسی ادامه یافت. ۵۸ درصد آمریکاییها معتقدند روابط با اروپا در این یک سال بدتر شده است. در عمل، اروپا بیش از گذشته به سمت خوداتکایی دفاعی و کاهش وابستگی به آمریکا حرکت کرده؛ روندی که از کاهش نفوذ واشنگتن حکایت دارد، نه بازگشت اقتدار.
در برابر چین نیز، جنگ تعرفهای ادامه یافت، اما نتیجهای که وعدهدادهشده بود حاصل نشد. تعرفهها فشار را به مصرفکننده آمریکایی منتقل کردند و بیش از ۵۵ درصد مردم ایالات متحده معتقد بودند این سیاستها مستقیماً به ضرر آنها بوده است. وزارت کشاورزی آمریکا گزارش داد هزاران مزرعه کوچک در این کشور با کاهش صادرات، افزایش بدهی و رشد ورشکستگی مواجه شدهاند. آنچه «پیروزی در جنگ تجاری» نامیده میشد، به هزینهای داخلی برای طبقه متوسط و کشاورزان آمریکایی بدل شد.
مهمتر از همه، در این یک سال قدرت نرم آمریکا نیز متحمل آسیبی جدی شده است. نظرسنجیهای بینالمللی نشان میدهند نگاه منفی به آمریکا در میان متحدان سنتی این کشور افزایشیافته است. در کانادا، بیش از ۵۰ درصد پاسخدهندگان دیدگاهی منفی نسبت به نقش جهانی آمریکا ابراز کردهاند. در دانمارک، فرانسه و سوئد نیز میزان اعتماد به رهبری آمریکا به پایینترین سطح خود در یک دهه اخیر رسیده است. سهم کسانی که معتقدند نفوذ جهانی آمریکا رو به افول است، در این کشورها به بیش از ۶۰ درصد رسیده؛ نشانهای از فرسایش سرمایهای که دههها ستون اصلی قدرت واشنگتن بود.
در داخل، سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی ادامه یافت، بدون آنکه اصلاح ساختاری یا راهحل پایدار ارائه شود. مطابق آخرین نظرسنجیها، تنها ۳۸ درصد شهروندان آمریکایی در حال حاضر این سیاستها را مؤثر میدانند. نقش ICE یا «پلیس مهاجرت آمریکا» در این میان بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت، بهویژه پس از قتل «رنه گود» در جریان یکی از عملیاتهای نیروهای مهاجرتی در اوائل ژانویه. این حادثه موجی از اعتراضات سراسری را برانگیخت؛ اعتراضاتی که نهفقط علیه یک مأمور، بلکه علیه خشونت ساختاری و مصونیت نهادی شکل گرفت. گزارشها نشان میدهد در هفتههای پس از این قتل، بیش از ۵۰ شهر آمریکا شاهد تجمعات اعتراضی بودند. واکنش دولت، بهجای بازنگری سیاستها، تأکید بر حمایت از ICE بود؛ تصمیمی که شکاف اجتماعی را عمیقتر و خشم عمومی را تشدید کرد.
در حوزه سلامت کاهش برنامههای حمایتی توسط دولت ترامپ باعث شد بین ۳ تا ۵ میلیون نفر بیمه درمانی خود را از دست بدهند. وعده بهبود خدمات با هزینه کمتر، عملاً محقق نشد و دسترسی اقشار آسیبپذیر به مراقبتهای پزشکی دشوارتر شد. در مبارزه با مواد مخدر نیز، بحران فنتانیل ادامه یافت و دادههای CDC نشان میدهد مرگومیر ناشی از مصرف مواد مخدر در آمریکا همچنان در سطح بالایی باقیمانده است. در نتیجه وعده کنترل سریع بحران توسط ترامپ، بار دیگر بینتیجه ماند.
یک سال پس از بازگشت ترامپ، تصویر کلی روشن است. تورم مهار نشد، جنگها پایان نیافتند، متحدان فاصله گرفتند، شکافهای اجتماعی عمیقتر شد و اعتماد عمومی بیشازپیش فرسایش یافت. بهطوری که حالا ترامپ در نظرسنجیها نامحبوبترین رئیسجمهور ۸۰ سال گذشته آمریکاست.
در حقیقت سیاستهای ترامپ، چه در داخل و چه در خارج ایالات متحده، اغلب با شکست مواجه شد. سال اول ریاستجمهوری او نه آغاز «دوران پیروزی»، بلکه نمایشی از شکست شعار، تقابل و تصمیمهای شتابزده بود؛ شکستی که پیامدهای آن، در سالهای پیشرو، احتمالاً عمیقتر و پرهزینهتر خواهد شد و آمریکا را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.
محمدمهدی عباسی
پژوهشگر مسائل آمریکا