نسلی که دیده میشود، اما شنیده نمیشود
به گزارش ایران۲۴، نسل Z یا «زومرها»، نسلی است که از کودکی با اینترنت و گوشیهای هوشمند بزرگ شده و زندگی آنلاین و آفلاین برایشان جداییناپذیر است. این نسل با سرعت یادگیری بالا، خلاقیت و تمایل به استقلال، نه تنها مصرفکننده فناوری بلکه خالق محتوا و نوآور اجتماعی و اقتصادی نیز هست. حساسیت آنها به عدالت اجتماعی، محیط زیست و حقوق بشر باعث شده در شبکههای اجتماعی به نیروی محرک بدل شوند و سبک تازهای از ارتباط و فرهنگ را رقم بزنند.
ایرنا نوشت: در ایران، زومرها حدود یکچهارم جمعیت را تشکیل میدهند و با وجود فشارهای اقتصادی، نرخ بالای بیکاری و بحرانهای اجتماعی، همچنان با تابآوری و همبستگی دیجیتال مسیر آینده را میسازند. آنها به دنبال کارآفرینی، رضایت در کار و تعادل میان زندگی شخصی و حرفهای هستند و از محیطهای غیرانعطافپذیر فاصله میگیرند. شناخت دقیق این نسل برای مدیران، والدین و سیاستگذاران ضروری است چرا که آینده اقتصاد دیجیتال، فرهنگ اجتماعی و حتی ساختار سیاسی کشور تا حد زیادی در دستان همین نسل خواهد بود.
براین اساس پژوهش ایرنا در پروندهای با عنوان «نسل Z، چالشها و تحولات آینده ایران» به بررسی و تحلیل ویژگیهای این نسل و راهکارهای تعامل با آنها پرداخته است و در قالب مصاحبه، گزارش پژوهشی و دادههای میدانی مسائل مرتبط به سبک زندگی، رسانهها و اطلاعات، دغدغهها و بحرانهای زیستی، مشارکت اجتماعی و سیاسی، شغل و آینده، روابط انسانی و عاطفی، فرهنگ مصرف و اقتصاد دیجیتال و باورهای دینی این نسل را واکاوی میکند. در این راستا تا کنون گزارشهایی با عناوین «زومرها» تپشی تازه در قلب جامعه ایرانی»، «ضرورت بازنگری برنامه درسی نسل Z»، «نسلی که آرام نمیگیرد؛ زومرها در تقاطع ترسهای زیستی و آرزوهای اجتماعی»، «آیا نسل Z زیر بار ساختار سنتی اشتغال میرود؟»، «نسل z چه مشاغلی را میپسندد؟»، «آیا دینداری در نسل Z کاهش یافته است؟» و «با نسل Z چگونه رفتار کنیم؟» در خروجی ایرنا منتشر شده است. پژوهشگر ایرنا در این گزارش با استناد به آخرین آمار و پژوهشهای میدانی به تحلیل ابعاد وجودی این نسل میپردازد.
هویت مجازی و دیجیتال زندگی در دو جهان موازی
در اتاقهای تاریک پر از سکوت، نوری در حال شکل دادن به نسل آینده است، اما این بار نور صفحه نمایش. این نسل متولدین ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۱ یا همان نسل زد را شامل میشود. نسلی که هویت مجازی و دیجیتال را پیش از هویت اجتماعی حقیقی تجربه میکند با این حال همین جمعیت کثیر تقریباً ۱۸ میلیون نفری در ایران مهمترین بازیگران بازار کار و فرهنگ و اقتصاد هستند.
برخلاف نسلهای پیشین که در میانه جوانی یا نوجوانی با اینترنت آشنا شدند، نسل زد با اینترنت متولد شده است. دادههای جهانی نشان میدهند که ۹۸ درصد از نوجوانان این نسل صاحب یک گوشی هوشمند شخصی هستند. در ایران با وجود محدودیتهای دسترسی ضریب نفوذ اینترنت در بین جوانان به حدود ۹۰ درصد رسیده و میانگین زمان استفاده از فضای مجازی در این گروه به طور متوسط بین ۵ تا ۷ ساعت برآورده میشود پس این ارتباط عمیق تنها یک سرگرمی نیست، بلکه شیوه زیست جهانی جدیدی را خلق کرده است.
آنها در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تلگرام (به عنوان پلتفرمهای اصلی در ایران) و تیک تاک و یوتیوب با وجود فیلترینگ، زبان مشترک، سبک زندگی و حتی کسب و کار خود را شکل میدهند. همچنین شبکههای اجتماعی برای نسل زد فضایی برای ارتباط کشف هویت و بیان عقاید است. آمارها حاکی از آن است که ۷۰ درصد از نوجوانان و جوانان ایرانی شبکههای اجتماعی را نخستین منبع اطلاع رسانی و خبری خود میدانند.
در جستجوی اصالت و تعادل
نسل زد در ایران در میانه یک گذار تاریخی بزرگ واقع شده است؛ گذار از جامعهای سنتی به جامعهای درگیر با جهانی شدن. پژوهشها نشان میدهد که اولویتهای ارزشی این نسل با نسلهای قبل تفاوتهای بارزی دارد. برخلاف نسلهای گذشته که به سختکوشی و پیشرفت شغلی تاکید داشت و با شعار اگر بخواهیم میشود زندگی خود را شکل میداد، نسل زد به شدت بر تعادل بین کار و سلامت روان پافشاری میکند.
برای بسیاری از آنان یک شغل تمام وقت پر از استرس و بدون وقت آزاد هیچ جذابیتی ندارد ولو اگر با درآمدی بالا همراه باشد. مورد قابل توجه در مورد این نسل این مهم است که شدیداً به دنبال شفافیت است. برای مثال آنها نسبت به تبلیغات سنتی بیاعتمادند و ترجیح میدهند از طریق نظرات کاربران واقعی یا اینفلوئنسرهای محبوب خود یک محصول یا خدمات را قضاوت کنند یا مثلاً پیچیدن مفاهیم و منظور در لفافه و استفاده از واژگان ثقیل و آوردن نام افراد به نام در حوزههای مختلف و ارجاع به کتابهای گوناگون برای آنها نه تنها جذابیتی نداشته بلکه مقیاسی برای سنجش آگاهی طرف مقابل نخواهد بود. اما اگر با همین نسل با زبان شفافیت و عدالت محوری سخن گفته شود قطعاً با گوش شنوا آن را میپذیرد. آنها از برندها و نهادها و اشخاصی حمایت میکنند که در عمل متعهد به ارزشهای انسانی باشند و این ویژگی آنان چیزی جز مسئولیتپذیری اجتماعی نیست.
وضعیت اقتصادی نسل زد ایرانی پر از تناقضهای آشکار است. از یک سو آنها جسورترین و خلاقترین نسل از نظر تمایل به کارآفرینی هستند و از طرفی تحمیل انفعال به دلیل تورم اقتصادی در کشور و همچنین ناامیدی چیره شده به خاطر وجود درهای بسته و نشدنهای پی در پی، آنها را از درآمدزایی محروم کرده است.
این نسل با یکی از بحرانیترین وضعیتهای اشتغال در دهههای اخیر روبروست. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال در ایران همواره بالا بوده است. این شکاف بزرگ بین آرزو و واقعیت منبع اصلی سرخوردگی و اضطراب در این نسل است. بسیاری مجبورند بین اشتغال در حوزههای غیرمرتبط با تحصیلات یا ادامه تحصیل اجباری یکی را انتخاب کنند؛ اما با وجود این همه، صدها هزار کسب و کار اینستاگرامی، کانالهای آموزشی، استارتاپهای نوپا و فروشندگان بازارهای آنلاین، گواه روحیه خلاقانه و سرسختانه بسیاری از این جوانان است که نه استخدام در یک اداره دولتی، بلکه رویای زنجیر شده راهاندازی برند شخصی خودشان را لنگان لنگان پیش میبرند.
نسل زد تنها رویای کارآفرینی ندارد؛ رویای زیست منطبق با استانداردها و فرهنگ جهانی در یک جامعه با پوسته مدرن و ریشههای سنتی را نیز دارد. این نسل ویژگیهای جهانی خود را در یک بستر خاص پرورش داده که منجر به بروز چالشهای منحصر به فردی شده است که از پیامدهای آن میتوان به انتظارات سنتی خانواده و جامعه از یک سو و جذابیتها و هنجارهای جهانی عرضه شده و گاهاً بزک شده از طریق فضای مجازی از سوی دیگر اشاره کرد. این دوگانگی گاه منجر به بحران هویت و احساس بیتعلقی میشود و گفتن این جمله از زبان آنان: «که نمیدانم چرا، اما زندگی کنونی چیزی نیست که مرا خوشحال کند.»
شاید ترکیب همه اینها، موج قدرتمندی از میل به کوچ را در این نسل ایجاد کرده است. اکثر دانشجویان و جوانان تحصیل کرده، خروج از کشور را به عنوان یک گزینه جدی در نظر میگیرند در صورتی که با وجود تمام چالشها، نسل زد بزرگترین فرصت توسعه ایران محسوب میشود. این نسل به دلیل ارتباط مستقیم با جهان، بینش جهانی و تسلط بر فناوری، روحیه کار تیمی مجازی دارد. با ایجاد فضای کسب و کار شفاف و همچنین حمایت از استارتاپها میتوان این نیرو را به موتور محرکه اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل کرد.
همینطور حساسیت این نسل نسبت به مسائلی مانند عدالت، محیط زیست و شفافیت میتواند فشار مثبتی برای اصلاحات اجتماعی و افزایش مسئولیت پذیری نهادها باشد. این نسل در حال ساختن گفتار هنری، ادبی و فرهنگ جدیدی هستند که ریشه در هویت ایرانی دارد ما با زبان جهانی سخن میگوید. موج جدید موسیقی سینمای کوتاه آنلاین و ادبیات شبکههای اجتماعی نمونههای این تحولها هستند.
آینده در دستان کیست؟
نسل زد، نسلی پارادوکسیکال (تناقضنما) است: در عین ارتباط عمیق دیجیتال، مشتاق ارتباط انسانی اصیل است؛ با وجود انفعال ظاهری در فضای واقعی در فضای مجازی فعال و اثرگذار است و در حالی که گاه بیتفاوت به نظر میرسد به شدت در جستجوی معنا و هدف در زندگی است.
سرنوشت رابطه جامعه ایران با این نسل، آینده کشور را رقم خواهد زد. نفی و مقاومت در برابر آنها به معنای راندن سرمایه انسانی بزرگی به حاشیه یا خارج از مرزهاست. از سوی دیگر درک، گفتوگو و ایجاد فضایی برای ابراز وجود و مشارکت سازنده این نسل میتواند انرژی عظیم، خلاقیت و بینش آنها را به مهمترین دارایی برای عبور از چالشهای پیچیده کنونی تبدیل کند.
نسل زد آمده است نه به عنوان مهمان که به عنوان مالک آینده. پرسش اصلی این است: آیا جامعه ایرانی حاضر است کلید را به دست آنها بسپارد و در ساختن خانه مشترک آینده سهیمشان کند؟ یا به صورت کلی آیا حاکمیت چنین نسلی را گردن میگیرد یا با رفتار قهرگونه آنها را مجبور به سانسور خاموش میکند؟