جواد امام: خزعلی هرگز در جلسات جبهه اصلاحات حاضر نشد؛ دنبال تبارشناسی احمدینژاد بود/ سرکوب مطالبات کشور را به بحران کشاند /بدون مردم با موشک و سلاح هم شکست میخوریم/سکوت بر اصلاحات تحمیلشدنی نیست
به گزارش گروه سیاسی «شبکه خبری ایران۲۴»، جواد امام از چهرههای شناختهشده سیاسی و اجرایی اصلاحطلب کشور است که سالها در سطوح مختلف مدیریتی و حزبی به فعالیت پرداخته است. وی دبیرکل حزب «مجمع ایثارگران اصلاحطلب» و سخنگوی جبهه اصلاحات است و سابقه مدیریت در نهادهای مدنی و اجتماعی را نیز در کارنامه دارد؛ از جمله مدیرعاملی بنیاد باران؛ در دولت اصلاحات، جواد امام به عنوان معاون وزیر نیرو مسئولیتهای اجرایی کلیدی را برعهده داشت و در مسیر خدمتگزاری به توسعه زیرساختهای کشور نقشآفرینی کرد.
در میدان سیاست ملی نیز او از چهرههای فعال محسوب میشود و به عنوان مسئول ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در تهران و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در تحرکات سیاسی و تشکیلاتی مشارکت داشته است.
«جواد امام» سخنگوی جبهه اصلاحات و دبیرکل حزب مجمع ایثارگران اصلاحطلب، روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ در گفتوگو با «شبکه خبری ایران۲۴» به بیان دیدگاههای خود در بررسی بیانیه اخیر جبهه اصلاحات پرداخت.
مشروح این گفتوگوی تصویری و تفصیلی را در ادامه بخوانید و تماشا کنید:
ایران۲۴: جناب امام، در بیانیه اخیر جبهه اصلاحات آمده که حضور معترضان در خیابان پیامی روشن به حاکمیت ارسال کرده است. این ادبیات خیابان گویی جایگزین سازوکارهای رسمی شده است. شما مرز اعتراض قانونی طبق اصل ۲۷ قانون اساسی را با تبدیل شدن خیابان به مرجع تصمیمگیری و تصمیمسازی در این بیانیه چگونه تعریف میکنید؟
جواد امام: سؤال خوبی مطرح کردید. عرضم این است که اگر بستر لازم برای شنیدن صدای مردم فراهم میشد و اعتراضات به رسمیت شناخته میشد، امروز شاهد کشیده شدن اعتراضات به خیابان نبودیم.
اصل ۲۷ قانون اساسی به صراحت اعتراض قانونی، مسالمتآمیز و بدون خشونت را تضمین کرده است، اما متأسفانه حاکمیت طی این چند دهه بعد از انقلاب مانع از تحقق این اصل شده است. هیچ مجوز رسمی برای اعتراضات صادر نشده و حتی احزاب هم نتوانستند صدای مردم را به دولت و حاکمیت منتقل کنند.
این محدودیتها باعث شد مردم ناگزیر شوند اعتراضات خود را در خیابان مطرح کنند. بنابراین مسئول اصلی کشیده شدن اعتراضات به خیابان، خود حاکمیت است و باید در قبال آن پاسخگو باشد.
خوشبختانه در اعتراضات اخیر، مسئولان بارها اعلام کردند که اعتراضات باید شنیده شود، اما هیچ پاسخی داده نشد و نهایتاً اعتراضات به اغتشاش، آشوب و حتی خونریزی کشیده شد. هزاران شهروند از همه اقشار جان باختند و شمار زیادی عزادار شدند، و بحرانهای گستردهای در کشور ایجاد شد.
متأسفانه برخی افراد هم از آب گلآلود سوءاستفاده کردند و اهداف خود را دنبال نمودند، اما فارغ از محرکان و بهرهبرداران، نهادهای حاکمیتی و امنیتی وظیفه اصلی حفظ جان و امنیت مردم را بر عهده دارند. متأسفانه طی این چند دهه، هیچ یک از این نهادها پاسخگو نبوده و مورد مواخذه قرار نگرفتهاند.
ایران۲۴: جناب امام، منتقدانی میگویند بیانیه جبهه اصلاحات عملاً در زمین دشمن بازی کرده و حتی نقش «ستون پنجم» را ایفا میکند و بهنوعی زمینهساز حمله دشمن میشود. پاسخ شما به این موضوع چیست و مرز اصلاحطلبی با ناخواسته قرار گرفتن در پازل دشمن را چگونه تعریف میکنید؟
جواد امام: اینها اتهاماتی است که از سوی افرادی مطرح میشود که از نظر ما نهتنها متهم، بلکه مجرم هستند. دستگاه امنیتی باید حافظ جان و مال مردم، تأمینکننده امنیت همه شهروندان و حافظ کیان و تمامیت ارضی کشور باشد، اما ما بارها شاهد نفوذ نیروهای منتسب به دشمن در کشور بودهایم؛ موضوعی که راستیآزمایی آن بر عهده نهادهای مسئول است.
ما شاهد ترور یک میهمان امنیتی در یکی از مهمترین مراکز نظامی کشور بودهایم، شاهد بمباران مراکز نظامی و هستهای، بمبگذاری، سرقت اسناد فوقسری هستهای، ترور دانشمندان هستهای و فرماندهان عالیرتبه نظامی و کشتار شهروندان، بهویژه در جنگ ۱۲روزه بودهایم. همه اینها گپها و خلأهای امنیتی آشکار است و چه دشمن خارجی و چه دشمن داخلی، پاسخگویی درباره آنها بر عهده نهادهای امنیتی است.
این انتقاد همواره از سوی جریان اصلاحات مطرح بوده، اما چون برخی مسئولان پاسخی ندارند، میگویند حتی نباید نقد کرد یا سؤال پرسید و همه چیز باید صرفاً تأیید شود. ما نمیتوانیم چنین نوع حکمرانی و چنین رویکردی را که از مسیر اصلی خارج شده، تأیید کنیم. بسیاری از دلسوزان کشور هم بارها تأکید کردهاند که در مراکز رسمی سیاستگذاری و تصمیمگیری نفوذ صورت گرفته است.
برخی میگویند چون شما منتقد هستید، ستون پنجم دشمن محسوب میشوید. در همین راستا، طی هفتههای اخیر ما را تهدید و تحت فشار قرار دادند که نباید بیانیه انتقادی صادر کنیم. اما ما نمیتوانیم در برابر اتفاقاتی که این شکاف عمیق، این هزینههای سنگین و کشته شدن هزاران شهروند را رقم زده، سکوت کنیم. این حوادث ایران را داغدار کرده و قابل چشمپوشی نیست.
سابقه ما روشن است. افرادی که تاکنون بهعنوان جاسوس دستگیر شدهاند، عمدتاً از مراکز نظامی و هستهای بودهاند و نه از جبهه اصلاحات. اینکه بهراحتی گفته شود اصلاحطلبان در زمین دشمن بازی میکنند، به نظر من تلاشی برای فرار از مسئولیت و پاک کردن صورت مسئله است.
حتی افرادی مانند آقای شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، که به دوقطبیسازی و اتهامزنی مشهور است، امروز سؤال میکند که این همه فردی که گفته میشود اسرائیلی بودهاند، چگونه وارد کشور شدهاند و این حجم از سلاح چگونه وارد شده است. اگر ما همین سؤالها را بپرسیم، متهم به ایجاد ابهام میشویم، در حالی که ما خواستار شفافسازی هستیم.
مسئولان اعلام کردهاند ۶۹۰ نفر از کشتهشدگان تروریست بودهاند. اگر این افراد شناسایی شده بودند، چرا پیشگیری نشد؟ چرا پیش از وقوع حادثه دستگیر نشدند؟ اینکه همزمان شناسایی و کشته شدهاند، پاسخ قانعکنندهای برای افکار عمومی نیست و خود این گزارشها ابهامزا است.
به جای متهم کردن دیگران، نهادهای مسئول باید توضیح دهند چرا ترک فعل کردهاند، چرا وظایف خود را انجام ندادهاند و چرا منابع گسترده امنیتی کشور به جای مقابله با دشمن، صرف رقابتهای سیاسی داخلی شده است. وقتی دشمن شناسایی نمیشود، چگونه میتوان از «ستون پنجم دشمن» سخن گفت؟
ایران۲۴: عناصر ناشناس مسلح، این موضوع در حقیقت شورای امنیت را هم انگار زیر سوال برده که چرا این گونه اصلاً در بیانیه مطرح شده است. از نظر شما، اکنون این شرایط چگونه است؟ خودتان هم که بیان کردید حتی آقای شریعتمداری مدیر مسول کیهان نسبت به این نقد داشتهاند.
جواد امام: آقایان اعلام کردند از تعداد کشتهشدگان، ۶۹۰ نفرشان تروریست بودند که کشته شدند. این ۶۹۰ نفر چگونه شناسایی شدهاند؟ اگر از قبل شناسایی شده بودند، باید پیشگیری میشد، مدیریت میشد، دستگیر میشدند و برخورد انجام میگرفت. اما در میدان همزمان شناسایی و برخورد کردند و آنها را کشتند.
این پاسخ قانعکنندهای برای جامعه نیست و ابهاماتی که خودشان در گزارش ایجاد کردند، باعث شده مردم سوال کنند. درجه اول بایستی روشن شود که چرا ترک فعل شده، چرا وظایف و ماموریتها انجام نشده و چرا این همه سرمایه کشور به جای مقابله با دشمن، صرف فعالیتهای سیاسی و رقابت به نفع یک جریان خاص شده است.
چطور دشمن را نمیشناسند ولی ما را ستون پنجم معرفی میکنند؟ وقتی دشمن را نمیشناسید، چگونه ستون پنجم را معرفی میکنید؟
ایران۲۴: درباره بیانیه شما، ما از آقای خزعلی هم دعوت کردیم وی در اینجا حضور یافتند. دلیل دعوت این بود که وی یادداشتی خطاب به میرحسین موسوی نوشته بودند. سؤال ما این بود که چرا فردی که پیشتر حامی آقای موسوی بوده، ناگهان چنین یادداشت تندی علیه ایشان منتشر کرده و در عین حال خود را عضو جبهه اصلاحات معرفی میکند. پاسخ ایشان این بود که اساساً اجازه نقد در جبهه اصلاحات داده نمیشود. نظر شما در این باره چیست؟
جواد امام: به نظرم نکته خوبی را مطرح کردید. با احترام به آقای خزعلی، لازم است توضیح بدهم که من در سال ۸۸ عضو ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی در تهران بودم. آقای خزعلی مراجعات متعددی به ما داشتند تا امکان حضورشان در نشستهای انتخاباتی فراهم شود. من از وی خواستم ابتدا مشخص کنند مطالبشان در چه چارچوبی است. هدف ایشان طرح بحثهایی درباره تبارشناسی آقای احمدینژاد و ادعاهایی درباره یهودی بودن ایشان بود که اساساً موضوع ستاد نبود.
آقای خزعلی نه عضو ستاد آقای موسوی بودند و نه از حامیان رسمی ایشان. همچنین اگر ایشان مدعی عضویت در جبهه اصلاحات هستند، باید بگویم من از بدو تأسیس این جبهه حضور داشتهام، اما حتی یکبار هم ایشان را در جلسات جبهه اصلاحات ندیدهام. از سوی دیگر، ایشان خود را دبیرکل «جبهه آزادی ایران» معرفی میکنند، در حالی که تشکیل جبهه، سازوکار قانونی مشخصی دارد و باید متشکل از احزاب دارای مجوز باشد؛ اینکه این جبهه چه زمانی و با چه مجوزی تشکیل شده، برای ما روشن نیست.
اگر ادعا میشود اجازه نقد داده نمیشود، باید پرسید چگونه یادداشتی بسیار تند علیه آقای موسوی در فضای مجازی منتشر شده است؛ یادداشتی که در آن اتهامات سنگین و بهدور از اخلاق، مانند نسبت دادن آتش زدن مسجد یا پرچم سیدالشهدا(ع) به طرفداران آقای موسوی و ارتباط دادن آنها به اسرائیل و منافقین مطرح شده است. این نوع بیان را نمیتوان نقد منصفانه دانست.
این پرسش باقی میماند که چه کسی مانع ایشان شده است؟ آقای موسوی که در حصر بوده؟ آقای خاتمی؟ اینها سؤالاتی است که خود ایشان باید پاسخ دهد.
ایران۲۴: در بیانیه جبهه اصلاحات تأکید شده که بهرهبرداری بازیگران خارجی واقعیتی انکارناپذیر است، اما نباید بهانهای برای نادیده گرفتن مطالبات مردم شود. منتقدان میگویند این نوع بیان، خطر مداخله خارجی را عادیسازی میکند. پاسخ شما چیست؟
جواد امام: بحث ما دقیقاً همینجاست. اگر مطالبات مردم بهموقع و در زمان خودش پاسخ داده میشد، این حجم از اعتراضات انباشته نمیشد و زمینه سوءاستفاده دیگران هم فراهم نمیگردید. حتی امروز هم اگر پاسخ به مطالبات در دستور کار قرار نگیرد، دیگران از این فرصتها سوءاستفاده خواهند کرد.
بعد از جنگ ۱۲روزه، همه از همبستگی ملی ایجادشده ابراز خرسندی کردند و گفتند حالا زمان آن است که حاکمیت به مردم نزدیک شود، در سیاستها و رفتارهایش تجدیدنظر کند و از این فرصت برای بازسازی اعتماد استفاده کند. حتی در شب تاسوعا گفته شد «برای ایران بخوانید» و مردم استقبال کردند، اما نمیشود برای ایران خواند و ایران و ایرانی را نادیده گرفت.
پس از آن جنگ، آنچه انتظار میرفت اتفاق نیفتاد و فاصله میان مردم و حاکمیت بیشتر شد؛ نتیجهاش را هم در کف خیابان دیدیم. کسانی که باید به فکر میبودند، عملاً در زمین دشمن بازی کردند و این فرصت را فراهم آوردند.
ما خواهان هیچگونه دخالت خارجی نیستیم و هر نوع مداخله خارجی را محکوم میکنیم، اما کسانی که دیگران را متهم میکنند باید پاسخ دهند چرا حقوق مردم محدود شد، چرا اعتراض به رسمیت شناخته نشد و چرا هر منتقدی بهعنوان ستون پنجم دشمن معرفی شد.
اگر کشور جمهوری است، مردم باید صاحب حق حاکمیت باشند، نه اینکه اقلیتی بهجای مردم تصمیم بگیرد و هر صدای منتقدی را سرکوب کند. نمیشود از یکسو گفت اعتراض به رسمیت شناخته شده و از سوی دیگر معترضان را زندانی کرد.
در موارد متعددی، از جمله در اعتراضات ملکشاهی ایلام، مردم بهصورت مسالمتآمیز تجمع کرده بودند، اما از یک پایگاه نظامی به روی آنها تیراندازی شد. سپس گفته شد که قصد حمله به پایگاه نظامی وجود داشته، در حالی که مردم دست خالی بودند. این نوع برخوردها آغاز خشونت را رقم زد.
در دهههای گذشته هم هر اعتراضی با برچسبهایی مانند سلطنتطلب، منافق یا اسرائیلی سرکوب شده است. سؤال اینجاست که آیا واقعاً کشور مملو از این گروههاست؟ یا نتیجه عدم حکمرانی مطلوب و نادیده گرفتن حقوق مردم، تولید نارضایتی و اعتراض بوده است؟
من صراحتاً میگویم حاکمیت و نهادهای امنیتی در درجه اول مسئول و در درجه دوم متهماند؛ زیرا این شرایط حاصل ترک فعل، سوءمدیریت و عدم پاسخگویی آنهاست.
ایران۲۴: در بیانیه جبهه اصلاحات تأکید شده که برجستهسازی نقش اسرائیل و آمریکا دیگر افکار عمومی را قانع نمیکند واین تاکید ضعف حکمرانی است. منتقدان میگویند این نگاه، کمرنگکردن نقش دشمنان خارجی است. ارزیابی شما چیست؟ آیا نقش دشمنان را رد میکنید یا مسئله اصلی، اقناع افکار عمومی است؟
جواد امام: ما منکر دشمنی جمهوری اسلامی نیستیم؛ منکر دشمنی اسرائیل با جمهوری اسلامی و حتی با ایران هم نیستیم. دشمن وجود دارد و این مسئله روشن است. اما نگاه ما این است که یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی هر حکومت، رضایت و پشتیبانی مردم است.
مشکل از جایی آغاز میشود که مردم کنار گذاشته میشوند. هر جا ضعفی در حکمرانی بروز میکند، بلافاصله همه مسئولیتها به گردن دشمن انداخته میشود و نقش نهادها و مدیران نادیده گرفته میشود.
وقتی مردم از انتخابات دلسرد میشوند، وقتی همه ارکان بسیج میشوند اما مشارکت به ۵۰ درصد هم نمیرسد، این یعنی آسیبپذیری بالا رفته، مشروعیت و مقبولیت کاهش یافته؛ مسئول این وضعیت اسرائیل نیست، مسئولش خود حاکمیت است.
اینکه همه دلسوزان را با برچسب «فتنه» کنار بگذاریم، راهحل نیست.
شما اگر پیشرفتهترین سلاحها، دانش هستهای و موشکها را هم داشته باشید، اما مردم را نداشته باشید، شکست میخورید. حاکمیت بدون مردم دوام نمیآورد.
جریان اصلاحات در انتخابات اخیر با وجود همه محدودیتها از آقای پزشکیان حمایت کرد؛ در حالی که گزینههای باتجربهتری هم وجود داشتند که با نگاه تنگنظرانه و نظارت استصوابی حذف شدند. با این حال، باز هم ما را متهم کردند که در زمین حاکمیت بازی کردهایم.
ما معتقدیم باید به قانون و مردم بازگشت. فصلالخطاب نه فرد است، نه فرقه و نه جریان خاص. امام(ره) صریح گفتند رأی مردم ملاک است. تئوریای که امروز جامعه را به این نقطه رسانده، برخلاف نگاه امام است.
حتی اگر کسی منتقد جمهوری اسلامی باشد یا بخواهد از آن عبور کند، نباید با برچسب اسرائیلی، منافق یا سلطنتطلب حذف شود.
مهندس موسوی در بیانیه اخیرش بهصراحت هرگونه دخالت خارجی را رد کرده است. با این حال، برخی بدون انصاف او را به دشمنان این آب و خاک منتسب میکنند. این شیوه نه عادلانه است و نه به نفع کشور.
ایران۲۴:آقای امام، شما در بیانیه اخیر تأکید کردهاید که جبهه اصلاحات نیز در بیاعتمادی عمومی موجود مستثنی نیست. نقش و سهم جبهه اصلاحات در شکلگیری شرایط فعلی را چگونه ارزیابی میکنید؟
جواد امام:ما این موضوع را کاملاً شفاف بیان کردهایم. علیرغم همه مسیرهایی که بر روی ما بسته شد، باز هم برای کشور، برای ایران و برای توسعه، از مردم خواهش کردیم و تلاش کردیم که در انتخابات حضور پیدا کنند و مشارکت داشته باشند. مردم هم آمدند، اما متأسفانه سیاستگذاران، تصمیمگیران و حاکمیت بر همان مدار گذشته حرکت خود را ادامه دادند.
تا امروز اساساً هیچگونه تجدید نظری صورت نگرفته و نخواستهاند بپذیرند که بخشی از اشتباهات، کشور را به این نقطه رسانده و مردم را ناامید کرده است. امروز باید ببینیم مطالبه مردم چیست و باید در برابر مطالبات جامعه تسلیم شویم. وقتی از مردم صحبت میکنیم، منظور اکثریت مردم است؛ نه صرفاً طرفداران جریان اصلاحطلب یا اصولگرا یا هر جریان سیاسی دیگر.
انتخابات، بر اساس قانون، بسترش وجود دارد، اما ما حتی برای بحرانها و بنبستهایی که با آنها مواجه شدهایم، حاضر نشدیم این مسائل را به همهپرسی و رأی عمومی واگذار کنیم و نظر مردم را بپرسیم. در حالی که بسیاری از این موضوعات، از جمله بحث مذاکره، میتوانست سالها قبل به رأی مردم گذاشته شود تا بار تصمیمگیری از دوش مسئولان برداشته شود و خود مردم در ادامه مسیر مشارکت کنند.
وقتی از رفراندوم صحبت میشود، بهگونهای برخورد میشود که انگار کل سیستم بههم میریزد. اگر چنین است، وقتی فصل سوم قانون اساسی سالهاست عملاً تعطیل شده، چرا باقی آن هم تعطیل نشود؟ واقعیت این است که امروز کشور بر اساس قانون اساسی اداره نمیشود، اما همانهایی که قانون را اجرا نمیکنند، وقتی صحبت از رفراندوم میشود، آن را برچسبزنی میکنند و میگویند این حرفها، حرف دشمن است.
اگر کسی بگوید این مدل اداره کشور را قبول ندارد، بلافاصله میگویند این حرف نتانیاهوست، حرف ترامپ است، پهلوی گفته یا منافقین مطرح کردهاند. در حالی که حرف ما این است که بیایید بر اساس ظرفیتهای موجود همین قانون اساسی عمل کنیم؛ قانونی که البته ایرادها و اشکالات جدی دارد و حتماً نیازمند تجدیدنظر واقعی و تغییرات اساسی است. مسئله اینجاست که ما حتی حاضر نیستیم قانون موجود را هم اجرا کنیم.
ایران۲۴:جناب امام، شما خواستار تشکیل کمیته حقیقتیاب شدهاید؛ کمیتهای با حضور نهادهای مدنی و حقوق بشری. برخی معتقدند این موضوع میتواند نوعی فشار بینالمللی تلقی شود. چرا در بیانیه از مجلس یا نهادهای نظارتی و امنیتی داخلی نام برده نشده است؟
جواد امام: فکر میکنم این بخش از بیانیه بهدقت مطالعه نشده است. ما صراحتاً از تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل سخن گفتهایم که متشکل از نهادهای مدنی، نهادهای صنفی، نیروی انتظامی و قوه قضاییه باشد. اجزای این کمیته بهطور مشخص ذکر شده و تأکید ما بر استقلال آن بوده است.
بحث نهادهای مدنی یک بخش از این سازوکار است. اگر بتوانیم در داخل کشور یک کمیته مستقل حقیقتیاب تشکیل دهیم، اتفاقاً میتوانیم پاسخ مناسبی به نهادهای حقوق بشری هم بدهیم. این اقدام میتواند جلوی بهرهبرداری نهادهای بیرونی را بگیرد.
در همین راستا، اقدام آقای پزشکیان را مثبت میدانم که اعلام اسامی جانباختگان را آغاز کردهاند و گفتهاند اگر اسامی دیگری هم وجود دارد، اعلام و راستیآزمایی شود. این کار میتواند مستندی باشد که مانع موجسواری رسانهای و فضاسازی نهادهای خارجی شود.
اصل پاسخگویی حکومت، موضوعی بدیهی است و تردیدی در آن وجود ندارد. ما تا امروز عملاً به کسی پاسخ ندادهایم. به نظر من، دولت اکنون گام اول را برای پاسخگویی به مردم برداشته و شفافسازی را در دستور کار قرار داده است؛ اقدامی که از آن استقبال میکنیم.
اگر این روند ادامه پیدا کند و ابهامها برطرف شود، دیگر هر شبکه خارجی نمیتواند بر اساس گمانهزنیهای خود آمارهای غیرواقعی ارائه کند. تا این لحظه، بر اساس آمار وزارت بهداشت، حدود ۲۵ هزار نفر مجروح به بیمارستانها مراجعه کردهاند، حدود ۱۰ هزار نفر جراحی شدهاند، تعدادی آسیبهای جدی دیدهاند و برخی در بخش مراقبتهای ویژه هستند. متأسفانه ممکن است تعداد جانباختگان افزایش پیدا کند.
به هر حال، اقدامی که دولت انجام داده، به نظر من گام مثبتی است و فرصت سوءاستفاده را از دیگران میگیرد. از چنین کشتاری هیچکس نمیتواند دفاع یا آن را توجیه کند. این یک فاجعه تلخ و وحشتناک است که متأسفانه در کارنامه جمهوری اسلامی ثبت شده است.
به همین دلیل تأکید میکنیم باید مشخص شود مسبب این اتفاقات چه کسانی بودهاند، چه عواملی باعث گسترش آن شده، میزان دخالت افراد خارجی یا حضور دشمن در کشور تا چه حد بوده و این حجم از سلاح و نوع کشتار چگونه شکل گرفته است. این اتفاقات واقعاً وحشتناک بود و لکه تاریکی است که امروز همه ما داغدار آن هستیم.
در بیانیه همچنین به دولت پیشنهاد شده بود که حداقل یک روز عزای عمومی برای همه داغدیدگان اعلام شود. این اقدامات برای التیام جامعه است، نه برای فشار خارجی. درخواست ما روشن شدن حقیقت، پاسخگویی نهادهای مسئول، ایجاد آرامش در جامعه و همدردی با مردم است.
اگر این مطالب را به دشمنمحوری نسبت میدهند، باید دوباره پاسخ داد و دید واقعاً چگونه میتوان فضا را به سمت آرامش برد، در حالی که هنوز گفته میشود «ما مشغول دستگیری هستیم».
ایران۲۴: اشاره به «حقوق بشر» در بیانیه، خودبهخود به معنای فشار خارجی نیست؟
جواد امام: ما خود عضو نهادهای حقوق بشری بینالمللی هستیم و نماینده داریم. آیا صرف استفاده از واژه «حقوق بشر» یعنی وابستگی به بیگانگان؟
اگر گزارش دقیق، مستند و شفاف داخلی تهیه شود، اتفاقاً دست نهادهای خارجی برای بهرهبرداری بسته میشود. این تصور که هرکس از حقوق بشر حرف بزند الزاماً عامل دشمن است، یک خطای جدی است.
ایران۲۴: شما در بیانیه و گفتوگوهای قبلی گفتهاید اصلاحات در سیاست داخلی و خارجی پذیرفته نشده است. آیا این به معنای بنبست اصلاحات است؟ راهحل شما چیست؟
جواد امام: اگر مدعی جمهوری هستیم، باید به رأی و اراده مردم تن بدهیم. نمیشود جمهوری باشیم اما مردم در سرنوشت خود نقشی نداشته باشند.
اصل ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی درباره آزادی احزاب و اعتراضات عملاً تعطیل شده است. انتخاباتها به حدی محدود شدهاند که در تهران مشارکت به ۸ درصد میرسد. این نه با اسلام سازگار است و نه با جمهوریت.
اولین راهحل، برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی است. مجلس فعلی باید منحل شود و انتخابات زودهنگام برگزار شود. نظارت استصوابی که پس از رحلت امام شکل گرفت باید کنار گذاشته شود.
شورای نگهبان، مجلس خبرگان، نهادهای امنیتی و نظامی باید به مأموریتهای قانونی خود بازگردند و از دخالت در سیاست پرهیز کنند.
در سیاست خارجی نیز باید تنشزدایی و تعامل جایگزین شود. تصمیمگیری باید به وزارت خارجه بازگردد.
کشوری که در آن احزاب واقعی شکل نمیگیرند، اعتراض مجوز ندارد، شغلها نیازمند تأیید امنیتیاند و حتی بخش خصوصی تحت نظارت امنیتی است، دچار انسداد کامل میشود.
مردم ولینعمتاند؛ حاکمان مستأجرند. هر زمان مردم نخواستند، باید کنار رفت. این اصل جمهوریت است و بدون آن، کشور اداره نمیشود.
ایران۲۴:جناب امام، در پایان بیانیه جبهه اصلاحات از احتمال تعلیق فعالیت سخن گفتهاید. این موضوع نوعی فشار یا حتی تهدید علیه حاکمیت تلقی نمیشود؟
جواد امام:این موضوع تهدید نیست، بلکه مطالبه از حاکمیت است. جریان اصلاحات در هر مقطعی، بهدلیل وضعیت کشور، برای کاهش فشارها، کم کردن فاصلهها و شنیده شدن صدای مردم، نگرانیهای خود را بیان کرده است. هر بار هم با آن برخورد شده؛ از اتهامزنی گرفته تا مخالفت با طرحهایی مثل آشتی ملی.
ما بارها گفتهایم از ظرفیتهای بزرگی که در داخل و خارج از کشور وجود دارد استفاده شود. حتی کسانی که در جنگ ۱۲روزه پای ایران ایستادند، یا افرادی که در زندان و زیر بمباران رژیم صهیونیستی همچنان از ایران دفاع کردند، میتوانند برای کشور مفید باشند. اما وقتی این حرفها را میزنیم، به ما برچسب میزنند و میگویند عوامل اسرائیل یا رژیم صهیونیستی هستید.
وقتی اجازه فعالیت داده نمیشود، چه باید کرد؟ از یک طرف مردم جریان اصلاحات را متهم میکنند و از طرف دیگر حاکمیت هم ما را متهم میکند. اگر قرار باشد اجازه فعالیت داده نشود، اساساً سیاستورزی با این روشهایی که امروز در جمهوری اسلامی وجود دارد، تعطیل است. دیگر بحث تعلیق نیست؛ عملاً فعالیت تعطیل شده است.
این حرفها برای هشدار است؛ برای اینکه بگوییم این مسیر را نروید و فرصت بدهید. احزاب میتوانند بهعنوان جریان میانی بین دولت و مردم نقشآفرینی کنند، اما این نقش عملاً از آنها گرفته شده است. پیام این وضعیت این است که نه مردم، نه احزاب؛ فقط حکومت، و هر چه حکومت گفت همه باید بگویند چشم.
امروز اگر نقد کنید، تهدید میشوید و با شما برخورد میکنند. این که سیاستورزی نیست. مگر میشود در یک حکومت که نامش جمهوری است، هیچ جایگاهی برای احزاب وجود نداشته باشد؟ حزبی که تا دقیقه نود نمیتواند نامزد خود را مشخص کند، حزبی که امکان کادرسازی ندارد، حزبی که نمیتواند از قبل نامزد معرفی کند و روی او کار کند، اساساً حزب نیست.
حزبی که در دقیقه نود معلوم میشود نامزدش تأیید میشود یا رد میشود، امکان سیاستورزی ندارد. پس تعلیق چه معنایی دارد؟ ما عملاً تعطیل هستیم و فقط دستوپا میزنیم. اساساً اجازه ندادهاند در این کشور حزب واقعی شکل بگیرد.
این تهدید نیست؛ واقعیت است. اگر جبهه اصلاحات بگوید امکان فعالیت ندارد، واقعاً هم ندارد. مگر میشود احزاب شناسنامهدار درخواست تجمع یا راهپیمایی بدهند و مجوز داده نشود؟ اصل ۲۷ قانون اساسی عملاً تعطیل شده است، نه اینکه بخواهیم آن را تعلیق کنیم.
ایران۲۴:اگر جبهه اصلاحات از عرصه فعالیت کنار بکشد، به نظر شما این خلأ نمایندگی اجتماعی را چه جریانی باید پر کند؟
جواد امام:در درون خود جامعه باید این نمایندگی شکل بگیرد؛ یعنی نهادهای مدنی باید به شکل واقعی خودشان برسند. اما با این رویکرد امنیتی که امروز حاکم است، عملاً افراد گزینش میشوند و تمام فرصتها از شایستگان گرفته شده است. ما باید پاسخگوی وضعیت امروز باشیم.
این فرصت از شایستگان، بهویژه شایستگان جریان اصلاحات، گرفته شده و این نتیجه همان نگاه امنیتی است که در نهایت منجر به حذف جریان اصلاحات شده است. این دقیقاً یکی از پرسشهای جدی است که آقایان باید به آن پاسخ بدهند.
امروز حتی برای یک نیروی خدماتی در شهرداری هم امکان استخدام وجود ندارد. اینها مشاغل مدیریتی یا حساس نیستند، اما با وجود تصریح اصل ۲۶ قانون اساسی مبنی بر آزادی مردم، عملاً محدودیت ایجاد شده است. فرض کنید فردی بخواهد در یک اداره صنعتی بهعنوان کارمند دبیرخانه یا تایپیست مشغول شود؛ دستگاههای امنیتی میگویند حتی شرکتهای خصوصی هم باید مدیرانشان تأیید صلاحیت شوند.
الان نمایندگان مجلس باید تأیید صلاحیت شوند، اعضای هیئت علمی باید تأیید صلاحیت شوند، انجمنهای علمی باید تأیید صلاحیت شوند. حتی در مورد مدیران مشاغل حساس و مدیریتی، فقط بحث امنیتی مطرح نیست؛ بلکه صلاحیت علمی، تجربه، دانش و حتی مسائل فکری و عقیدتی افراد هم باید مورد تأیید قرار بگیرد.
دستگاه اجرایی و دولت عملاً اختیار انتخاب نیروهای خود را ندارند؛ نه میتوانند مدیر انتخاب کنند و نه حتی نیروهای عادی را. بهعبارت دیگر، این اختیار از دولت سلب شده است. همانطور که آقای دکتر عارف در یکی از جلسات اشاره کردند، گاهی اختیار یک کارشناس امنیتی از رئیسجمهور بیشتر است.
در حالی که رئیسجمهور طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی، ناظر و مجری قانون اساسی است، رئیس هیئت دولت است، رئیس شورای عالی امنیت ملی است و مسئولیتهای متعددی دارد. اما در عمل، وزیر میگوید من تشخیص میدهم این فرد توان اداره مجموعه را دارد، اما دستگاه امنیتی حتی برای جابهجایی یک مدیر از یک معاونت به معاونت دیگر، از یک مدیریت به مدیریت دیگر یا از یک استان به استان دیگر، دوباره اظهار نظر میکند؛ نه صرفاً درباره صلاحیت امنیتی، بلکه درباره اصل صلاحیت فرد.
این وضعیت قطعاً برخلاف حقوق مردم و حقوق شهروندی است و عملاً کشور را مختل کرده است. باید نهادی پاسخگو باشد و این قوانین حتماً باید مورد تجدیدنظر قرار بگیرند. با این شیوه، امکان اداره کشور وجود ندارد.
ایران۲۴: این سؤال را از همه مهمانان میپرسیم؛ با توجه به تهدیدها و لفاظیهای ترامپ، احتمال حمله یا وقوع جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟
جواد امام: نمیتوان این تهدیدها را نادیده گرفت و در آن شکی نیست، اما بخش مهمی از شرایط فعلی به نوع رفتار و دیپلماسی خود ما بازمیگردد. وزارت امور خارجه، حقوقدانان و دیپلماتهای ما باید بیش از پیش تلاش کنند؛ بهویژه برای شکستن اجماعی که علیه ایران شکل گرفته است.
در درجه اول باید از تندرویها و رجزخوانیهای داخلی که متأسفانه بیش از آنکه بازدارنده باشد، موجب تحریک دشمن میشود، جلوگیری کرد؛ حتی در مواردی لازم است با این رفتارها برخورد شود.
متأسفانه در داخل کشور، سازمانی که مدعی «ملی» بودن است، یعنی صداوسیما، عملاً این صفت را از دست داده است. امروز شاهدیم که این سازمان بهجای کمک به انسجام ملی، به دست جریانی خاص افتاده و رفتارهایی از خود نشان میدهد که به دوقطبیسازی جامعه دامن میزند.
در ماجرای اخیر نیز دیدیم که بهجای پرهیز از التهاب، در شبکه افق نمک بر زخم داغدیدگان پاشیده شد و سپس برای پاک کردن صورت مسئله، صرفاً یک مجری یا مدیر شبکه جابهجا شد. در حالی که همه مسئولان کشور تأکید دارند اعتراضات باید به رسمیت شناخته شود.
اینکه با مردم تقابل شود، کشتهشدگان همگی دشمن، اسرائیلی، منافق یا سلطنتطلب معرفی شوند، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه شکاف اجتماعی را عمیقتر میکند. حداقل انتظار این بود که در چنین شرایطی، رئیس سازمان صداوسیما کنار گذاشته شود و عوامل اصلی این رفتارها مورد محاکمه و مؤاخذه قرار گیرند.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به انسجام واقعی ملی نیاز دارد. خاموش کردن صداها به بهانه شرایط جنگی و نادیده گرفتن شکافهای داخلی، وحدت ایجاد نمیکند؛ بلکه فرصت را در اختیار دشمن بیرونی قرار میدهد.
اگر هوشمندانه وارد مذاکره نشویم ـ نه به معنای تسلیم، بلکه برای حل مسئله ـ و صرفاً به این گزاره بسنده کنیم که «دشمن کاری نمیتواند بکند»، واقعیتهای میدانی را نادیده گرفتهایم. امروز کشور عملاً پیش از وقوع جنگ، در محاصره ناوگانهای نظامی قرار گرفته و این وضعیت میتواند آسیبپذیری ایران را افزایش دهد.
ایران۲۴: در پایان اگر نکتهای باقی مانده که لازم میدانید مطرح کنید، بفرمایید.
جواد امام: نکته پایانی من این است که برای عبور از این بحران، باید از همه ظرفیتهای داخلی و خارجی کشور استفاده کنیم؛ حتی از ظرفیت منتقدان، مخالفان و کسانی که امروز در حصر یا زندان هستند. حذف و طرد، راهحل نیست؛ نجات کشور نیازمند گفتوگو، عقلانیت و بهرهگیری از همه سرمایههای انسانی ایران است.