صارمیراد: ترامپ سیاست خارجی آمریکا را عریان کرد/ ناوگان امروز آمریکا قابل قیاس با جنگ تحمیلی نیست
ایران۲۴: دکتر اشاره کردید، افزایش ناوگان نظامی آمریکا بیش از آنکه مقدمه جنگ باشد، در واقع بخشی از یک الگوی فشار اقتصادی و سیاسی برای امتیازگیری بیشتر و سپس ورود به مذاکره است. حتی بیان شد که ترامپ در این مسیر تا حدی از الگوی نیکسون الهام میگیرد و بهدنبال «نیکسون شدن» است.
اما سؤال مهم اینجاست که در این سناریو، دقیقاً در کدام نقطه ایران امتیاز میدهد و در کدام بخش، اساساً بازی و نظم طراحیشده این جریان را بر هم میزند؟ اگر امکان دارد، یک مصداق عینی هم بیان بفرمایید که نشان دهد این مدل فشار علیه ایران در کجا شکست خورده یا برعکس، در کجا موفق بوده است.
صارمیراد: ببینید، ایالات متحده آمریکا در حدود یک سال گذشته، از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شد، مدلی از سیاستگذاری را دنبال کرده که با الگوهای رؤسای جمهور پیشین آمریکا تفاوتهایی اساسی دارد. یکی از مهمترین ویژگیهای این مدل، صراحت و عریانگویی ترامپ در بیان سیاستهاست؛ پدیدهای که عملاً در میان رؤسای جمهور آمریکا سابقه نداشته است.
ترامپ بهصراحت میگوید: «من نفت این منطقه را میخواهم، منابع آن کشور را میخواهم، موقعیت ژئوپولیتیک این نقطه برایم مهم است.» در حالی که رؤسای جمهور پیشین آمریکا و بهطور کلی سیاست خارجی این کشور، معمولاً این اهداف را در قالبها و لفافههایی مانند حقوق بشر، دموکراسی یا مبارزه با تروریسم مطرح میکردند.
برای مثال، زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد، بحث حقوق بشر و سلاحهای کشتار جمعی را مطرح کردند؛ در حمله به افغانستان، مقابله با تروریسم را بهانه قرار دادند؛ و در جریان حملات به یوگسلاوی در دوره کلینتون، از ادبیاتی مانند نقض حقوق بشر در منطقه بالکان و حمایت از جریانهای جداییطلب استفاده شد.
اما ترامپ کاملاً شفاف سخن میگوید: میگوید نفت ونزوئلا را میخواهم، منابع معدنی را میخواهم، سراغ گرینلند میروم، تعرفهها را برای مقابله با چین افزایش میدهم. در حالی که مثلاً بایدن چنین رویکرد مستقیمی نداشت و در قبال چین تلاش میکرد از مسیرهای غیرمستقیم، مانند محدودیت صادرات ریزپردازندهها، فشار وارد کند.
این شفافگویی، یکی از ویژگیهای بارز ترامپ است. در همین چارچوب، او درباره وقایع و ناآرامیهایی که در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه رخ داد نیز پیشاپیش موضعگیری کرد. پیش از آنکه اتفاق خاصی بیفتد یا تلفات انسانی رخ دهد، اعلام کرد اگر معترضان کشته شوند، آمریکا وارد عمل خواهد شد و حمایت میکند. این موضعگیری حتی یکی دو روز قبل از آغاز ناآرامیها مطرح شد.
پس از شروع اغتشاشات نیز بهطور علنی اعلام کرد که به مراکز حمله شود و گفت «کمک در راه است». این در حالی است که اگر به وقایع سال ۸۸، اعتراضات بنزینی سال ۹۸ یا حوادث سال ۱۴۰۱ نگاه کنیم، آمریکاییها هیچگاه در سطح رئیسجمهور چنین موضعگیری شفافی نداشتند. معمولاً این مواضع در سطح سخنگوی وزارت خارجه، سخنگوی کاخ سفید، معاون رئیسجمهور یا نهایتاً وزیر امور خارجه مطرح میشد، نه اینکه صراحتاً اعلام کنند ما وارد میدان میشویم.
در ادامه این روند، آمریکاییها تلاش کردند با یک اقدام نظامی، تصمیمی که ترامپ در آن مقطع ـ حدود بیستم یا بیستویکم دیماه ـ گرفته بود را عملیاتی کنند. اما هرچه جلوتر رفتند، به این جمعبندی رسیدند که زمینه آماده نیست. طبق برخی شنیدهها، ترامپ در جلسهای با فرماندهان نظامی آمریکا پرسیده بود آیا امکان دارد در یک بازه زمانی کوتاه، هم سایتهای هستهای و موشکی ایران هدف قرار گیرد و هم ضربهای راهبردی وارد شود. پاسخها نشان داد که چنین کاری عملاً ممکن نیست.
اگرچه ناوگانی که آمریکا به منطقه آورده، ناوگان قابل توجهی است، اما قابل مقایسه با دوران جنگ تحمیلی نیست. در آن زمان، حدود ۷۰ ناو جنگی و بیش از ۱۴۰ کشتی پشتیبانی در منطقه حضور داشتند. امروز در نهایت حدود ۸ تا ۱۰ ناو در منطقه مستقر هستند، آن هم بدون پشتیبانی گسترده و بدون پوشش هوایی مؤثر.
تصور آمریکا این بود که محور مقاومت تضعیف یا از بین رفته است، اما واقعیتهای میدانی خلاف این تصور را نشان داد.
انصارالله با هدف قرار دادن کشتیها بهصراحت اعلام کرد که در صورت حمله به ایران، وارد عملیات خواهد شد. این موضعگیری در کنار اعلام حمایت جدی گروههای مقاومت در عراق معنا پیدا میکند. تفاوت این مرحله با گذشته در آن است که صرفاً بیانیه صادر نشد؛ بلکه تصاویری منتشر شد که نشان میداد تعداد زیادی از نیروها در صف ثبتنام برای عملیات استشهادی قرار دارند.
موضعگیری حزبالله نیز بسیار معنادار بود. حزبالله اعلام کرد که بیطرف نخواهد بود. این در حالی است که خود حزبالله بهطور مستقیم هدف حملات قرار دارد، اما به دلیل شرایط خاص داخلی لبنان، تا این مرحله سطحی از خویشتنداری را در پیش گرفته است. با این حال تأکید کرد که اگر ایران مورد هدف قرار گیرد، این تحمل و مماشات و حتی پذیرش نقض آتشبس دیگر ادامه نخواهد داشت. مجموعه این مواضع، فضای منطقه را بهطور محسوسی سنگینتر کرد.
در این مقطع، آمریکاییها متوجه شدند که طرف مقابل صرفاً در سطح گفتار باقی نمانده و اعلام میکند که در صورت اقدام، پاسخ عملی خواهد داد. تفاوت میان «تهدید لفظی» و «ورود جدی به میدان» برای آمریکا کاملاً روشن شد. برای مثال، وقتی از «مدیریت تنگه هرمز» صحبت میشود، این به معنای یک شعار نیست؛ بلکه یعنی جلوگیری از عبور کشتیهای وابسته به آمریکا یا متحدانش.
به گزارش گروه سیاسی شبکه خبری ایران۲۴؛ رضا صارمیراد کارشناس روابط بینالملل و استاد دانشگاه روز یکشنبه ۱۲ بهمنماه ۱۴۰۴ با حضور در استودیوی «شبکه خبری ایران۲۴»، در گفتوگویی تصویری و تفصیلی به بررسی ریشهها و ابعاد سیاستهای دونالد ترامپ پرداخت.