>
یادداشت اختصاصی ایران‌۲۴:

غرب از ایران قوی می‌ترسد؛ هدف واقعی تحمیل تسلیم است

غرب از ایران قوی می‌ترسد؛ هدف واقعی تحمیل تسلیم است
تحلیلگر سیاسی، نوشت: غرب سال‌هاست به‌دنبال شکست اراده ملی ایران است؛ نه صرفا پرونده هسته‌ای یا ادعاهای حقوق بشری؛ از ایران قوی می‌ترسد.
نویسنده : سید‌علی عسگری
کد خبر : ۴۰۵۹۱

به گزارش گروه سیاسی شبکه خبری ایران۲۴، "سیدعلی عسگری" تحلیلگر مسائل سیاسی، در یادداشتی اختصاصی برای" شبکه خبری ایران‌۲۴ " درباره نحوه مواجهه غرب با ایران نوشت: مواجهه غرب با ایران یک معارضه طولانی و ریشه‌دار است. تجربه طولانی سلطه غرب بر ایران نشان می‌دهد که استکبار همواره به دنبال تسلط بر ملت و منابع ایران بوده است. «وقتی که سیاست انگلیس‌ها در کشور حاکم شد و غالب شد ــ که حدود دویست سال هم طول کشید؛ تسلط سیاست انگلیس‌ها در ایران نزدیک به دویست سال طول کشید که البته اواخر، آمریکایی‌ها آن را ادامه دادند ــ خیلی به ضرر کشور تمام شد.»

انقلاب اسلامی دستاورد بزرگی در مسیر عزت و استقلال و پیشرفت ایران بود. «ملت ایران از لاک توسری‌خوری و ذلتی که به او تحمیل شده بود، خودش را با انقلاب خلاص کرد؛ این لاک را شکست، آمد بیرون. هویت ایرانی با خصوصیات اسلامی در او بروز کرده، طالب عزت است، طالب استقلال است، طالب پیشرفت است، لذاست که هر چه دشمنان ظالم فشار می‌آورند تأثیری در او نمی‌گذارد.» «الان ما یک استقلال سیاسی‌ای خوشبختانه داریم؛ یعنی ایران، جمهوری اسلامی، نسبت به مسائل کلی دنیا دارای منطق و دارای حرف و دارای جایگاه مشخصی است... این را نباید از دست بدهیم.»

اختلاف غرب با ایران بر سر استقلال و پیشرفت کشور است. «امروز نزاع استکبار آمریکایی و دنباله‌هایش - در هر جای دنیا که هستند - با جمهوری اسلامی، بر سرِ حقوق بشر و تروریسم نیست. رنگ و لعاب‌های دروغینی که اینها به ادعاهای خود می‌دهند، امروز در دنیا مفتضح و رسوا شده است. اختلاف آنها با جمهوری اسلامی بر سرِ این است که جمهوری اسلامی می‌خواهد ایران، عزیز و مستقل باشد؛ در ایران رأی مردم حاکم باشد نه رأی مستکبران جهانی و مراکز قدرت.» مسئله‌ی غرب با ما ساختن سلاح هسته‌ای نیست؛ آن‌ها از «ایران قوی» هراسانند. «مسئله‌ی آنها این است که از شکل گرفتن یک ایران قدرتمند و پیشرفته نگرانند. آنها با پیشرفت ملت ایران مخالفند؛ والّا می‌دانند که ما دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم. آنها نمی‌خواهند در این منطقه‌ی حساس... کشوری که مستقل است و زیر پرچم اسلام زندگی می‌کند، پیشرفته باشد و از دانش و پیشرفت علمی و فناوری مدرن برخوردار باشد. حقیقت قضیه این است که غربی‌ها ترجیح می‌دهند ملت‌های این منطقه - از جمله ملت ایران - همیشه محتاج آنها باشند.»

«امروز آنچه آمریکا... از ملت ایران می‌خواهد، و مسؤولان کشور می‌خواهند، تسلیم شدن در مقابل اراده ابرقدرتی آمریکاست.» اما تجربه چهار دهه مقاومت نشان می‌دهد که این فشارها ایران را به عقب‌نشینی وادار نکرده است. «چهل سال این همه علیه ما توطئه کرده‌اند، این همه فشار آورده‌اند، جنگ راه انداخته‌اند، فتنه راه انداخته‌اند، نفوذ درست کرده‌اند، عوامل تروریستی را به جان مردم انداخته‌اند، هزار کار زشت و خیانت‌آمیز با این ملت انجام داده‌اند؛ این ملت مثل کوه ایستاد و روزبه‌روز هم استوارتر شد؛ امروز هم از ده سال پیش، بیست سال پیش قوی‌تر، قدرتمندتر و استوارتر است.» و نتیجه روشن است: «معلوم است که نظام اسلامی، غیرت اسلامی، ملت بزرگ و باسابقه‌ی اسلامی محال است که تسلیم یک چنین زورگویی‌ای بشود. تسلیم شدن یک ملت، آن هم ملتی مثل ایران، با این‌همه توانایی، با این‌همه ثروت، با این سابقه‌ی فکری و معرفتی، با این‌همه جوان هشیار و پُرانگیزه، چه معنا دارد؟»

رویکرد تضعیف با ترور عناصر مهم و رهبری

تضعیف عناصر رهبری جهت کاهش قدرت از زمان روی کار آمدن ترامپ در آمریکا یک اقدام مؤثر از سوی آنان بوده است؛ چه ترورهایی که در زمان دور اول ریاست‌جمهوری‌اش رخ داد ــ از شهادت حاج قاسم تا سران رهبری جبهه مقاومت ــ و چه ترورهایی که در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش اتفاق افتاد؛ از رخدادهای عجیب در سوریه و تغییر وضعیت سوریه پس از سال‌ها زحمت جبهه مقاومت تا شهادت فرماندهان سپاه قدس، حمله به سفارت ایران، شهید هنیه، شهید سید حسن نصرالله، ترورهای جنگ ۱۲ روزه و امروز ترور رهبر معظم و جان‌برکف انقلاب اسلامی. این‌ها نشان می‌دهد که درست است خون شهداء همیشه باعث شده است حرکت امت اسلام قوی‌تر و محکم‌تر پیش برود ــ مانند شکل‌گیری وحدت و همدلی و یکپارچگی که امروز در کشور به برکت خون امام شهید و نیز بعد از آن دو ماه اغتشاشات وحشیانه، ثمره بزرگی به همراه داشته است ــ اما ما دچار ثلمه و خسارت جبران‌ناپذیری شده‌ایم که نشان می‌دهد در حوزه شهادت رهبران و عناصر قدرت آسیب‌پذیر هستیم.

هر چند روایت فقهی از این مسئله مهم است که رهبری سطح رفاه و امنیت خود را با مردم به شکلی یکسان همراه می‌کند؛ چرا که از نظر ایشان بالا رفتن سطح رفاه و امنیت و جدا شدن از نوع زندگی عموم مردم منجر به سلب ولایت خواهد شد و نمی‌توان در این مسئله از عدم توجه امنیتی در حفاظت از ایشان خرده گرفت.

اما همان‌طور که در صدر اسلام نیز با این روش‌ها آسیب‌های جدی بر امت اسلامی وارد شد، استراتژی ترور جبهه دشمن تاکنون تا حدودی موفق عمل کرده است. بنابراین در ادامه مسیر انقلاب اسلامی برای حفظ سرمایه‌های انسانی لازم است با رویکردهای جدید و حمایت و حفاظت صددرصدی از افراد، اقدام کنیم تا کمتر آسیب ببینیم.

 

اما اینکه ترامپ چرا در این مرحله دست به چنین اقدامی زد، به دلایل زیر است:

۱. دستاوردسازی: او از زمان ترور حاج قاسم سلیمانی تا کنون بارها این اقدام را به‌عنوان دستاورد مطرح کرده و حتی گفته که اگر سلیمانی امروز حضور داشت، اسرائیلی وجود نداشت؛ حذف او حرکت جبهه مقاومت را کند کرد. در این مقطع، با به شهادت رساندن امام شهید، ترامپ می‌کوشد این اقدام را به‌عنوان تأییدی بر حضور ناوهایش و سیاست جنگ‌طلبانه‌اش در منطقه روایت کند.

۲. از بین بردن عقبه فکری و معنوی جهان اسلام: تجمعات عظیم مردمی در سراسر جهان در سوگ امام شهید نشان‌دهنده این است که آمریکایی‌ها در پی تضعیف پشتوانه ایدئولوژیک و معنوی طراحان میدان تقابل با جهان غرب بوده‌اند.

۳. ایجاد اختلال و تضعیف مناسبات داخلی: در شرایط کنونی و پس از اغتشاشات و تلاش برای تحمیل جنگی دیگر بر کشور، دشمن به‌دنبال ایجاد خلأ در تصمیم‌گیری و مدیریت داخلی است تا از این فرصت برای تحقق اهداف سیاسی شوم خود استفاده کند؛ همان‌طور که اکنون درباره گزینه‌های رهبری جایگزین صحبت می‌کنند.

 

اما درباره زدن ساختمان‌ها: دشمن گمان می‌کرد در شرایطی که کشور دچار خلأ رهبری است، پاسخ‌های منطقه‌ای محکم رخ نخواهد داد؛ اما اکنون می‌بیند هیچ نقطه‌ای برای آمریکایی‌ها در منطقه امن نیست و هماهنگی، نظم و انسجام مردمی از سطوح مختلف، آنها را متحیّر کرده است. آنها تصور می‌کردند با شهادت امام شهید نظم کشور از هم می‌پاشد و شرایط برای حضور زمینی، نظامی و تجزیه ایران فراهم می‌شود، اما قضیه کاملاً برعکس شد و این جمهوری اسلامی ایران است که شرایط را تعیین می‌کند. درباره آتش‌بس نیز زمانی که اهداف تعیین‌شده به‌طور کامل محقق شود و توطئه‌های منطقه‌ای آمریکا پایان پذیرد و پیروزی مهمی دوباره از آن جبهه اسلام شود، مسئولان کشور زمان و شرایط آتش‌بس و پایان این جنگ را تعیین خواهند کرد.

آینده ایران

رویکرد ملت ایران در مقابل مشکلات، تهدیدات و فشارهای غرب روشن است: در حال حاضر علاج بسیاری از مشکلات «قوی شدن» است؛ کشور باید قوی شود. در این راستا قوی شدن نظامی لازم است، قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی، ساختاری و سازمانی نیز لازم است. باید افراد هوشمند و صاحب‌نظر دلسوز بنشینند، راه‌های تقویت کشور را پیدا کنند و آنها را دنبال کنند؛ و این کار به توفیق الهی انجام خواهد شد. در نتیجه ایران اسلامی به توفیق الهی روزبه‌روز قوی‌تر خواهد شد و مهم آن است که از این حقیقت و از تکلیفی که بر دوش ماست غفلت نکنیم.

 

| ارسال نظر