جامعه ایران سالهاست در وضعیت بحران مزمن قرار دارد/ موتور معنایی اعتراض اخیر طبقه متوسط فرسوده است
علیرضا شریفی یزدی جامعهشناس، در گفتوگو با ایران۲۴ درباره اعتراضهای اخیر که از بازارهای تهران آغاز شد، توضیحاتی را از منظر جامعهشناسی ارائه داده است.
متن این گفتوگو در پی میآید:
۱. بعد از یک هفته از شروع اعتراضات جامعه معمولاً وارد چه فازی از اعتراض میشود؟ تداوم، فرسایش یا تغییر شکل؟
از منظر علمی، بعد از حدود ۵ تا ۱۰ روز معمولاً جامعه وارد فاز «گذار اعتراضی» میشود، نه الزاماً یکی از این سه بهصورت خالص. در ایران امروز، محتملترین حالت: تغییر شکل همراه با فرسایش نسبی است. انرژی هیجانی اولیه (خشم، شوک، همدلی جمعی) کاهش مییابد، اما نارضایتی حل نمیشود، بلکه از تجمع خیابانی به کنشهای پراکنده، نمادین، مجازی، صنفی یا خاموش منتقل میشود. در روانشناسی اجتماعی به این وضعیت میگویند: «Latency Phase» یا فاز نهفتگی اعتراض بنابراین خیابان ممکن است خلوتتر شود، اما ذهن جامعه معترض باقی میماند و اعتراض به شکل «موجی» بازمیگردد.
۲. سکوت بخشهایی از جامعه در این مرحله نشانه چیست؟ ترس، خستگی یا بیاعتمادی؟
این سکوت به معنای رضایت یا بیتفاوتی نیست، بلکه نوعی کنارهگیری دفاعی است. این سکوت تکعاملی نیست، بلکه ترکیبی است؛ اما در ایران امروز وزن عوامل چنین است:
• بیاعتمادی آموختهشده (Learned Distrust) عامل غالب
تجربه تاریخی پاسخ نگرفتن از اعتراض
احساس «هیچ تغییری رخ نمیدهد»
• ترس عقلانی، نه ترس هیجانی
جامعه محاسبهگر شده
هزینه–فایده مشارکت را میسنجد
• خستگی روانی و فرسودگی جمعی
جامعه ایران سالهاست در وضعیت بحران مزمن است
اعتراض پشت اعتراض بدون دستاورد شفاف، کامل و ملموس
۳. آیا الان با گذشت یک هفته مطالبات شفافتر شده است؟
از نظر جامعهشناسی سیاسی، مطالبات عمیقتر شدهاند، اما الزاماً شفافتر نه.
۴. چرا این اتفاق نیفتاده است؟
اعتراضات ایران معمولاًبا یک مطالبه مشخص شروع میشوند، اما خیلی زود به نارضایتی ساختاری میرسند. در این مرحله مطالبه سطحی (حادثه، تصمیم خاص، سیاست مشخص) جای خود را به مفاهیم کلیتر میدهد یعنی کرامت، عدالت، امنیت زندگی و شنیدهشدن.
از منظر روانشناسی اجتماعی، جامعه هنوز به صورتبندی گفتمانی مشترک نرسیده، بنابراین شفافیت سیاسی پایین، اما قطعیت احساسی بالا است.
۵. طبقهبندی جامعه ایران در حال حاضر چگونه است و اعتراضهای اخیر چه طبقاتی را دربرمیگیرد؟
طبقهبندی کلاسیک (فقیر/متوسط/ثروتمند) دیگر کافی نیست. در ایران امروز میتوان طبقهبندی جامعه را به صورت زیر در نظر گرفت:
• طبقه فرودست ناپایدار
معیشتمحور
بیشترین آسیب اقتصادی
بیشترین هزینه مشارکت
حضورشان موجی و انفجاری است
• طبقه متوسط فرسوده
محور اصلی اعتراضات اخیر
تحصیلکرده، شهری، ناامید از آینده
احساس سقوط اجتماعی
• طبقه متوسط فرهنگی / نمادین
کنش بیشتر در فضای مجازی، رسانهای و گفتمانی
تولید معنا و روایت اعتراض
• طبقه برخوردار، اما نگران
مشارکت مستقیم کم.
اما فاصله عاطفی با حاکمیت رو به افزایش
اعتراض اخیر چندطبقاتی است، اما موتور معنایی آن طبقه متوسط فرسوده است.
۶. حاکمیتها معمولاً یک هفته بعد از شروع اعتراضات چه استراتژیهایی در پیش میگیرند؟
در ادبیات جامعهشناسی دولت، معمولاً ۴ استراتژی دیده میشود:
• کنترل امنیتی هدفمند
بازداشت چهرههای کلیدی
محدودسازی فضا
• مدیریت روایت
بازتعریف اعتراض (اغتشاش، توطئه، بیگانه)
شکستن همدلی عمومی
• فرسایش زمانی
امید به خستگی جامعه
کش دادن بحران بدون حل آن
• امتیازدهی محدود و غیرساختاری
قربانیسازی فردی
تغییرات جزئی بدون اصلاح ریشهها
در ایران امروز تمرکز بیشتر بر گزینه ۱ و ۲ است و گزینه ۴ بسیار محدود و نمایشی است.
۷. تفاوت «پاسخ امنیتی» و «پاسخ اجتماعی» در این مقطع چیست و کدام مؤثرتر است؟
پاسخ امنیتی تمرکز بر کنترل رفتار دارد، اثرش کوتاه مدت است و موجب افزایش فاصله عاطفی دولت–جامعه و تولید خشم انباشته میشود. پاسخ اجتماعی به معنای پذیرش رنج و خشم مردم و گفتوگوی واقعی است و موجب اصلاح سیاستها یا رویهها و بازسازی اعتماد است.
از منظر علمی، پاسخ امنیتی اعتراض را خاموش میکند و پاسخ اجتماعی بحران را حل میکند. در جامعهای با سرمایه اجتماعی پایین مثل ایران امروز، پاسخ صرفاً امنیتی، اثر معکوس در میانمدت دارد.
۸. نادیده گرفتن مطالبات مردم در این زمان چه پیامدهای بلندمدتی دارد؟
مهمترین پیامدها بدین شرح است:
• نرمالشدن بیاعتمادی (بیاعتمادی به وضعیت پایدار تبدیل میشود)
• افزایش رادیکالیسم آینده (اعتراضات بعدی: سریعتر، خشنتر و غیرقابلکنترلتر)
• فرسایش هویت ملی مشترک (شکاف «ما–آنها» عمیقتر میشود)
• کاهش مشارکت اجتماعی و سیاسی (رأی ندادن، مهاجرت، کنارهگیری)
• انباشت خشم خاموش (خطرناکترین نوع خشم از نظر روانشناسی جمعی)