اعتراض یا اغتشاش؟ / قانون با هیچکس شوخی ندارد
به گزارش شبکه خبری ایران۲۴ از اعتماد، «خیابان میدان بازی نیست و یک حرکت ناآگاهانه میتواند آینده تو را نابود کند. اغتشاش فقط خودت را گرفتار نمیکند؛ خانواده و آرامش جامعه هم قربانی میشوند. هر شعار بیفکر، خوراک دشمن است و قانون با اشتباه تو شوخی ندارد» این روزها زیاد میشنویم که بعضیها میگویند «آمدیم بیرون حرفمان را بزنیم» یا «فقط شعار دادیم.»، اما واقعیت حقوقی این است که خیابان جای آزمون و خطا نیست و قانون با رفتارهایی که نظم جامعه را بههم میزند، شوخی ندارد.
بسیاری از کسانی که وارد ناآرامیها و اغتشاشات خیابانی میشوند، نه از قانون خبر دارند و نه از عاقبت کاری که میکنند. همین ناآگاهی، آنها را به دردسرهای جدی و گاه جبرانناپذیر میاندازد. در قانون، بین اعتراض قانونی و اغتشاش فرق زیادی وجود دارد. اعتراض یعنی حرف زدن در چارچوب قانون؛ اما اغتشاش یعنی بستن خیابان، تخریب اموال، درگیری، ترساندن مردم و برهم زدن نظم عمومی. وقتی کسی وارد این فضا میشود، دیگر قانون به نیت او نگاه نمیکند، بلکه به رفتارش نگاه میکند. همین رفتار میتواند او را در ردیف مجرمان امنیتی قرار دهد.
بسیاری از شعارهایی که در این فضاها داده میشود، بدون فکر و بدون شناخت حقوقی است. فرد شاید فکر کند «فقط حرف زده»، اما قانون ممکن است این کار را تحریک مردم، تشویش اذهان عمومی، اخلال در نظم یا همکاری با جریانهای معاند بداند. اینها عناوین ساده نیستند؛ هر کدام پرونده کیفری سنگین دارند و آینده یک انسان را میتوانند نابود کنند. از نظر حقوقی، اغتشاش جرم است؛ نه یک تخلف ساده. مجازاتهای آن هم سبک نیست. بسته به نوع رفتار، فرد ممکن است با: حبسهای طولانیمدت، شلاق تعزیری، جزای نقدی سنگین، سوءسابقه کیفری موثر، محرومیت از حقوق اجتماعی مثل استخدام، تحصیل، گرفتن مجوز یا حتی خروج از کشور مواجه شود. اینها فقط روی کاغذ نیست؛ در عمل هم اجرا میشود و بسیاری بعد از آزادی تازه میفهمند چه بلایی سر آیندهشان آمده است. نکته مهم اینجاست که اغتشاش فقط به خود فرد آسیب نمیزند. اولین ضربه به خانوادهها وارد میشود. پدر و مادری که نگران فرزندشان هستند، همسری که با پرونده کیفری طرف است، کودکی که با انگ اجتماعی بزرگ میشود.
دشمنان این کشور دقیقا همینجا ضربه میزنند؛ نه با برنامههای پیچیده، بلکه با دو قطبی کردن خانوادهها. یکی در خانه یک طرف، یکی طرف دیگر؛ بحث، تنش، قهر و از هم پاشیدن آرامش.
دشمن لازم نیست همه چیز را طراحی کند. کافی است چند شعار احساسی پخش شود و چند نفر ناآگاه تحریک شوند. وقتی خانوادهها مقابل هم قرار میگیرند، جامعه از درون ضعیف میشود. این دقیقا همان چیزی است که جریانهای معاند میخواهند. آنها هزینه نمیدهند؛ این جوان، این خانواده و این جامعه است که هزینه میدهد.
اغتشاش خیابانی، امنیت روانی مردم را هم از بین میبرد. مغازهدار، کارگر، دانشآموز، مادر و سالمند، همه قربانی میشوند. قانون برای حفظ همین امنیت آمده است. اگر نظم عمومی نباشد، نه آزادی معنا دارد و نه مطالبهگری. هیچ کشوری در دنیا اجازه نمیدهد خیابان به میدان بیقانونی تبدیل شود.
بعضی تصور میکنند برخورد قانونی با اغتشاش «سختگیری» است؛ در حالی که از نگاه حقوقی، بیتفاوتی خطرناکتر است. اگر قانون قاطع نباشد، هرجومرج گسترش پیدا میکند و اولین قربانی آن مردم عادیاند. سیاست جنایی یعنی همین: پیشگیری از بیثباتی، حتی اگر هزینه کوتاهمدت داشته باشد.
باید صریح گفت: کسی که وارد اغتشاش میشود، وارد یک بازی پرهزینه شده است. بازیای که ممکن است:
پرونده امنیتی برایش بسازد
آینده شغلیاش را نابود کند
خانوادهاش را دچار آسیب جدی کند
و سالها پشیمانی بهجا بگذارد
راه درست، بالا بردن آگاهی حقوقی است. اگر کسی حرفی دارد، راه قانونی دارد. اگر مطالبهای هست، مسیر قانونی دارد. خیابانِ بیقانون، نه صدای مردم است و نه به نفع کشور. اغتشاش، حتی اگر با شعار شروع شود، معمولا با خسارت و مجازات تمام میشود.
درنهایت باید گفت: اقتدار قانون برای حفظ آرامش جامعه است، نه علیه مردم. هر چه مردم بیشتر از تبعات حقوقی اغتشاش آگاه باشند، کمتر در دام هیجان و تحریک میافتند و کمتر ابزار دست دشمن میشوند. امنیت، قانون و خانواده، سه خط قرمزی هستند که بازی با آنها، هزینه سنگینی دارد؛ هزینهای که معمولا خیلی دیر فهمیده میشود.
مهدی قدیری بیداخویدی
* کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی