>

موضع‌گیری هنرمندان از اعتراض تا اغتشاش

موضع‌گیری هنرمندان از اعتراض تا اغتشاش
هنرمند مشهور یا سلبریتی حیات هنری اجتماعی خود را تماما مدیون مردم است و نباید نسبت به شرایط جامعه‌‌اش بی‌تفاوت باشد، اما متاسفانه بسیاری از هنرمندان در اینچنین شرایطی پا پس می‌کشند. همین واکنش نشان ندادن سلبریتی دقیقا اعلام موضع و خودِ کنش محسوب می‌شود!
کد خبر : ۳۸۵۱۹

به گزارش ایران24، مروری بر تاریخ بشر متمدن نشان می‌دهد که وضعیت کشورها در جغرافیای سیاسی همواره با چالش‌هایی به شکلی سینوسی مواجه بوده است. به این معنی که چالش بخشی از حقیقت و واقعیت انکارناپذیر زندگی بشر است. در هر جامعه‌ای در چنین شرایطی، فعالین سیاسی به سبب ماهیت فعالیت و رویکردشان، در راس این چالش‌ها قرار دارند. ابراز اعتراض مشکلات و چالش‌ها در اصل از مردم در سطح جامعه تسری می‌یابد. اقشار مختلف نیز نسبت به شرایط موجود واکنش نشان می‌دهند.

امروزه در این میان و در عصر شکوفایی ارتباطات و گستردگی شبکه‌های اجتماعی، مردم در جریان تمام اخبار روز کشور و جهان قرار می‌گیرند که البته بمباران اطلاعاتی باعث می‌شود بسیاری از روایت‌های نادرست به عنوان حقایقی متقن به خورد جامعه داده شود. 

در این شرایط سه منبع، بیشترین تاثیر را بر افکار عمومی می‌گذارند. اول سیاسیون و دولتمردان و اخبار مربوط به این حوزه با سوژه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، پس از آن، توده مردم سراغ واکنش، تفسیر و موضع‌گیری سلبریتی‌ها و بلاگرها می‌روند. حال سوال اینجاست که وظیفه هنرمندان شناخته شده در اینچنین شرایطی چیست؟

از آنجایی که هنرمند مشهور یا سلبریتی که حیات هنری اجتماعی خود را تماما مدیون مردم است نباید نسبت به شرایط جامعه‌‌اش بی‌تفاوت باشد، که متاسفانه بسیاری از هنرمندان در اینچنین شرایطی پا پس می‌کشند. همین واکنش نشان ندادن سلبریتی دقیقا اعلام موضع و خود کنش محسوب می‌شود!

در این روزها که اعتراضات به حق قشر عظیمی از مردم به دلیل مشکلات مالی ناشی از تورم که مستقیما بر معیشت آنان تاثیرگذار بوده، گروه‌هایی با هدایت معاندین خارجی، این اعتراضات به حق را به سمت اغتشاش هدایت کرده‌اند تا شرایط را از یک حالت مطالبه برحق به آشوب بدل کنند. اینجا وظیفه هنرمندان مشهور همراستا با دیگر سلبریتی‌ها در حوزه‌هایی مثل ورزش نمود پیدا می‌کند. هنرمند باید موضعی اتخاذ کند تا بتواند به سهم خود به همان مردمی که او را به این جایگاه رسانده‌اند کمک کند.
 
متاسفانه بسیاری از هنرمندان مشهور در اینچنین شرایطی می‌گویند ما کار سیاسی نمی‌کنیم و فقط کار هنری می‌کنیم در صورتیکه مقوله هنر به هیچ وجه جدای از جامعه نیست. همانطور که هنرمند برای خلق اثر هنری از جامعه الهام می‌گیرد یعنی تجربه زیسته او جدای از جامعه با تمام ارکانش نیست. هنرمند نمی‌تواند در جامعه‌ای زیست کند، از مزایا و مواهبش بهره‌مند شود، حمایت مردم را داشته باشد اما گزینشی عمل کند و کاری به کار مشکلات مردم پیرامونش نداشته باشد.

در شرایطی که هنرمندان وظیفه دارند به عادی شدن شرایط کمک کنند اما با اتخاذ تصمیمات محافظه‌کارانه باعث تشدید شرایط غیرعادی می‌شوند. برای نمونه، در حوادث اخیر، بسیاری از خواننده‌ها کنسرت‌های خود را تعطیل کردند. جالب اینکه همان‌ها که این تصمیم را گرفتند اما در صفحات رسمی خود مانیفست یا بیانیه ارائه نکردند و تنها اقدامشان پس کشیدن از شرایط به اصطلاح بحران بود. در نتیجه این جو به سهم خود باعث می‌شود همان جوانان هوادار، بیشتر به این نتیجه برسند که شرایط غیرعادی است و مهیای تهییج و اقدامات احساسی هیجانی شوند.

در این بین برخی هنرمندان پا را فراتر نهاده و تحت تاثیر رسانه‌های معاند، آب در آسیاب دشمن می‌ریزند و به تحریک هواداران می‌پردازند. اقدام این دسته از هنرمندان مستقیما باعث تحریک و احساساتی شدن قشر عمدتا نوجوان جامعه می‌شود، به خیابان‌ها می‌آیند و نمی‌دانند که در این شرایط، از رژیم صهیونیستی گرفته تا گروهک‌هایی چون داعش و جیش‌الظلم، شب‌ها در خیابان‌های شهرهایمان به داخل جمعیت نفوذ کرده و برای بحرانی کردن اوضاع، همین نوجوانان را هدف گلوله‌های خود قرار می‌دهند.

اغلب این نوجوانان نمی‌دانند که معاندین و اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران، تعمدا و با برنامه می‌خواهند اعتراضی که حق مسلم مردم ایران است و اعتراض به تورم و مشکلات اقتصادی است و می‌تواند در بستری متعارف حتی در کف خیابان نمود پیدا کند را به درگیری و کشت و کشتار و شرایط بحرانی تغییر دهند تا به هدف خود که همان براندازی است دست یابند. فارغ از اینکه بسیاری از همین نوجوانان نمی‌دانند حتی در بدبینانه‌ترین حالت، پروسه براندازی و تغییر حاکمیت یک کشور در حدی که ساده‌سازی شده نیست و شرایط به سمتی پیش خواهد رفت که تمام آن‌ها نیز از کرده خود و اینکه بازیچه دست اجنبی شده‌اند، پشیمان شوند. مروری بر چند کشور اطراف نشان می‌دهد که براندازی و تغییر حاکمیت حتی در بدترین و بی‌رحمانه‌ترین نوع خود و برای ضعیف‌ترین کشورها هم به سادگی و در طول زمان کوتاه امکان‌پذیر نبوده است. حال آنکه اینچنین تخیل کودکانه‌ای بخواهد برای ایران اسلامی قدرتمند بیافتد که با فاصله، توانمندترین کشور منطقه از هر نظر محسوب می‌شود.

از همین واقعیت می‌توان به عمق فاجعه پی برد و وظیفه‌ و مسولیتی که سوگیری یک هنرمند در سمت درست یا غلط آن می‌تواند چه نتایجی به بار بیاورد! به بیان ساده‌تر، هنرمند در چنین شرایطی وظیفه دارد برای همان مردمی که نام و اعتبارش را مدیون آن‌هاست به مساله ورود کند اما ورودی سازنده! او باید عشق و ارادت خود به مردمش را به شیوه‌ای بروز دهد که باعث کاهش تنش و آرام کردن جوانان و نوجوانان شود نه اینکه آن‌ها را به حضور در خیابان تحریک کند و خود در گوشه امن خانه نظاره‌گر مخاطراتی باشد که به سبب تحریک مجموعه‌ای از عوامل رسانه‌ای، نفوذ بیگانه‌گان و معاندین بروز یافته تا کشور را در ورطه تلاطم و آشوب بیافکند و در نهایت با کشته شدن تعدادی جوان و نوجوان و مامورین مدافع امنیت، خاتمه یابد.

| ارسال نظر