>

گام‌های دبیر جشنواره موسیقی فجر بر لبه تیغ!

گام‌های دبیر جشنواره موسیقی فجر بر لبه تیغ!
تصمیم به برگزاری یک‌ماهه جشنواره موسیقی فجر، نخستین نشانه این رویکرد تازه است. این رویداد در اغلب دوره‌ها، در بازه‌ای فشرده و چندروزه برگزار می‌شد، حالا دبیرخانه جشنواره با نگاهی متفاوت و جسورانه تلاش دارد موسیقی را از حالت «اتفاقی مناسبتی» خارج کرده و آن را به جریان ممتد فرهنگی تبدیل کند، ریسکی که با اتفاقات اخیر و بروز اغتشاشات، بسیار چالش‌برانگیز خواهد شد. این تصمیم، در ظاهر می‌تواند فرصتی برای تنوع‌بخشی به اجراها، دیده شدن گونه‌های کمتر شنیده‌ شده موسیقی، حضور مخاطبان گسترده‌تر و کاستن از فشار اجرایی بر هنرمندان باشد، اما در عمل، پرسش‌های جدی درباره امکان تحقق آن در شرایط فعلی جامعه مطرح کرده است.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۳۸۸۷۳

به گزارش ایران24، برگزاری چهل و یکمین جشنواره موسیقی فجر در سال ۱۴۰۴، بیش از آنکه یک رویداد صرفاً هنری باشد، به یک آزمون جدی برای سیاستگذاری فرهنگی در حوزه موسیقی تبدیل شده است. جشنواره‌ای که روزگاری ویترین اصلی موسیقی رسمی کشور به شمار می‌رفت، اکنون در آستانه دوره‌ای قرار گرفته است که برگزارکنندگان آن وعده «تفاوت» می‌دهند، تفاوتی که این بار نه فقط در فهرست اجراها، بلکه در شکل، زمان‌بندی و حتی فلسفه برگزاری تعریف شده است.

تصمیم به برگزاری یک‌ماهه جشنواره موسیقی فجر، نخستین نشانه این رویکرد تازه است. در حالی که این رویداد در اغلب دوره‌ها، در بازه‌ای فشرده و چندروزه برگزار می‌شد، حالا دبیرخانه جشنواره با نگاهی متفاوت، تلاش دارد موسیقی را از حالت «اتفاقی مناسبتی» خارج کرده و آن را به جریان ممتد فرهنگی تبدیل کند. این تصمیم، در ظاهر می‌تواند فرصتی برای تنوع‌بخشی به اجراها، دیده شدن گونه‌های کمتر شنیده‌شده موسیقی، حضور مخاطبان گسترده‌تر و کاستن از فشار اجرایی بر هنرمندان باشد، اما در عمل، پرسش‌های جدی درباره امکان تحقق آن در شرایط فعلی جامعه مطرح کرده است.

برای درک اهمیت این تغییر، بازگشت کوتاه به تاریخچه جشنواره موسیقی فجر ضروری است. این جشنواره در سال ۱۳۶۴ با عنوان «جشنواره سرود و آهنگ‌های انقلابی» آغاز به کار کرد. در آن مقطع، موسیقی رسمی کشور در حال بازتعریف خود پس از انقلاب بود و جشنواره، نقشی محوری در جهت‌دهی به تولیدات مجاز و مورد حمایت ایفا می‌کرد. روند رو به رشد جشنواره در سال‌های نخست، آن را به مهم‌ترین تریبون موسیقی کشور تبدیل کرد، به‌گونه‌ای که حضور در آن برای بسیاری از هنرمندان، نشانه‌ای از اعتبار حرفه‌ای محسوب می‌شد.

دهه هفتاد را می‌توان نقطه عطف جشنواره موسیقی فجر دانست. تنوع ژانرها افزایش یافت، موسیقی سنتی، کلاسیک، نواحی و حتی گونه‌هایی از موسیقی نوین‌تر فرصت بروز پیدا کردند. دعوت از هنرمندان خارجی، جشنواره را برای نخستین بار در قامت یک رویداد بین‌المللی مطرح کرد و این تصور شکل گرفت که موسیقی فجر می‌تواند در کنار جشنواره فیلم فجر، به یکی از نمادهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه تبدیل شود.

با این حال، این مسیر همواره هموار نبود. تغییر دولت‌ها، تفاوت نگاه‌ها به موسیقی، محدودیت‌ها، گاه تساهل‌ها، همه و همه باعث شد جشنواره موسیقی فجر دچار نوسان‌های جدی شود. در برخی دوره‌ها، حضور چهره‌های شاخص موسیقی کشور پررنگ بود، اما در دوره‌هایی دیگر، غیبت همین نام‌ها، اعتبار جشنواره را زیر سوال برد. این وضعیت به‌تدریج فاصله‌ای معنادار میان جشنواره موسیقی فجر و جشنواره فیلم فجر ایجاد کرد؛ فاصله‌ای که با وجود تلاش‌هایی مانند افزودن جایزه رقابتی «باربد» در دوره سی و یکم، هرگز به‌طور کامل جبران نشد.

اکنون، چهل و یکمین دوره جشنواره در شرایطی برگزار می‌شود که خود جشنواره، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف هویت است. انتخاب آرش امینی به‌عنوان دبیر جشنواره، از همین منظر قابل تحلیل است. امینی که هم رهبر ارکستر است و هم سابقه فعالیت حرفه‌ای در حوزه موسیقی دارد، برخلاف برخی دبیران پیشین، از بدنه موسیقی می‌آید و با مسائل عملی این حوزه آشناست. همین نکته باعث شده بخشی از جامعه موسیقی، با احتیاط اما امیدوارانه، به دوره جدید نگاه کند.

برنامه یک‌ماهه جشنواره، اگرچه در نگاه اول جسورانه به نظر می‌رسد، اما اجرای آن با چالش‌های متعددی روبه‌رو است. تأمین بودجه، هماهنگی سالن‌ها، حفظ کیفیت اجراها در بازه زمانی طولانی، جلب مشارکت هنرمندان مطرح، همه مسائلی هستند که در صورت مدیریت نادرست، می‌توانند این ایده را از یک فرصت به یک تهدید تبدیل کنند. افزون بر این، وضعیت اجتماعی کشور نیز عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت جشنواره به شمار می‌رود.

شرایطی که در ماه‌های اخیر، به‌واسطه اعتراضاتی که با هدایت دشمنان به اغتشاش کشانده شد، بر فضای عمومی جامعه حاکم بوده است، برگزاری هر رویداد فرهنگی بزرگ را با اما و اگر همراه کرده است. جشنواره موسیقی فجر، به دلیل ماهیت هنری و جمعی خود، بیش از بسیاری از رویدادهای دیگر در معرض تأثیر این فضا قرار دارد. این پرسش جدی مطرح است که آیا امکان برگزاری جشنواره‌ای «آرمانی» در چنین شرایطی وجود دارد یا نه.

در این میان، برخی معتقدند برگزاری گسترده‌تر جشنواره، می‌تواند پاسخی فرهنگی به همین شرایط باشد؛ پاسخی که به جای انفعال، بر تداوم زندگی فرهنگی تأکید می‌کند. از نگاه این گروه، موسیقی می‌تواند نقشی آرام‌کننده و پیونددهنده در جامعه ایفا کند، به شرط آنکه جشنواره از نگاه شعاری فاصله بگیرد و به نیازهای واقعی مخاطب توجه کند. در مقابل، منتقدان هشدار می‌دهند که بی‌توجهی به حساسیت‌های اجتماعی، ممکن است به واکنش‌های منفی منجر شود و هزینه‌های جشنواره را افزایش دهد.

چهل و یکمین جشنواره موسیقی فجر، در واقع در نقطه تلاقی چند مسیر قرار گرفته است؛ مسیر تاریخ پرفراز و نشیب خود، مسیر سیاستگذاری فرهنگی دولت، مسیر تحولات اجتماعی، مسیر مطالبات جامعه موسیقی. موفقیت یا ناکامی این دوره، می‌تواند بر آینده جشنواره تأثیری تعیین‌کننده بگذارد. اگر برنامه یک‌ماهه بتواند با کیفیت قابل قبول، تنوع واقعی، حضور معنادار هنرمندان و ارتباط مؤثر با مخاطب اجرا شود، شاید بتوان گفت جشنواره موسیقی فجر بار دیگر در حال بازیابی جایگاه از دست‌رفته خود است. در غیر این صورت، این تفاوت‌گذاری پر سر و صدا، ممکن است تنها به فصلی کوتاه در تاریخ پرحاشیه این رویداد تبدیل شود.

در نهایت، آنچه امروز اهمیت دارد، نه صرفاً طولانی‌تر شدن زمان جشنواره، بلکه پاسخ به این پرسش اساسی است که جشنواره موسیقی فجر دقیقاً برای چه کسی و با چه هدفی برگزار می‌شود. پاسخ به این پرسش، سرنوشت چهل و یکمین دوره را رقم خواهد زد.

| ارسال نظر