عکسی که ارتش را لرزاند؛ از رژه همافران تا فروپاشی آخرین ستون رژیم
به گزارش ایران 24،تصویری از احترام همافران در حضور حضرت امام خمینی(ره) در روزنامه کیهان در 19 بهمن 1357 منتشر شد که نهتنها افکار عمومی، بلکه هسته سخت قدرت سیاسی و نظامی رژیم پهلوی را به لرزه انداخت. شاپور بختیار، نخستوزیر وقت، همان شب با خشم به ارتشبد عباس قرهباغی تلفن زد و مدعی شد عکس «مونتاژ» است؛ ادعایی که ساعاتی بعد در مجلس شورای ملی نیز تکرار شد.
اما واقعیت، بسیار عمیقتر و خطرناکتر از یک تصویر چاپشده بود. آنچه در ۱۹ بهمن رخ داد، نتیجه زنجیرهای از وقایع بود که نقطه آغازش به راهپیمایی کمسابقه ششم بهمن بازمیگشت؛ روزی که برای نخستین بار، نظامیان نیروی هوایی با لباس فرم، منسجم و آشکار، در خیابان فرحآباد تهران علیه رژیم شاهنشاهی دست به راهپیمایی زدند. اقدامی که حتی در اوج نهضت اسلامی نیز بیسابقه تلقی میشد و بسیاری آن را «معجزه» نامیدند. سرهنگ محمد سرلک، از افسران وقت نیروی هوایی، در خاطرات خود توضیح میدهد که این حرکت، خودجوش، اما حسابشده بود؛ با شبکهای از همافران و پرسنل مذهبی که از ماهها قبل با یکدیگر ارتباط داشتند. حدود صد نفر از پرسنل، پس از پایان ساعت اداری، پلاکاردهایی را که از پیش آماده شده بود در برابر ستاد نیروی هوایی بالا بردند و با شعارهایی صریح، حمایت خود را از امام خمینی اعلام کردند.
انعکاس این خبر همان شب از رادیو بیبیسی فارسی، نشان داد که شکافی جدی در بدنه ارتش ایجاد شده است. واکنش رژیم سریع و خشن بود. یورش نیروهای ضد اطلاعات و ساواک به خانههای سازمانی در قصر فیروزه و بازداشت شماری از همافران، نتوانست موج ایجادشده را متوقف کند. برعکس، ترس فرو ریخت. اخبار راهپیمایی به پایگاههای هوایی سراسر کشور رسید و نیروی هوایی به کانون امید انقلاب بدل شد. حتی ژنرال رابرت هایزر، فرستاده ویژه آمریکا، در گزارشی به سازمان سیا هشدار داد که همافران به «تهدیدی بزرگ» تبدیل شدهاند.
سه هفته بعد، در صبح ۱۹ بهمن، این روند به اوج رسید. صدها همافر و افسر نیروی هوایی، ابتدا در مدرسه رفاه و سپس در مدرسه علوی، محل اقامت امام خمینی، گرد آمدند. آنها لباسهای نظامی را در ساکها پنهان کرده بودند تا از شناسایی زودهنگام در امان بمانند. به روایت حاضران، همافران به احترام رهبر انقلاب رژه رفتند و فرماندهشان، امام خمینی را «فرمانده کل قوا» خطاب کرد.
اشک در چشم نظامیان و اطرافیان امام حلقه زده بود؛ صحنهای که بسیاری آن را لحظه فروپاشی مشروعیت ارتش شاهنشاهی دانستند. انتشار عکس این رژه در کیهان، خشم بختیار را شعلهور کرد. او نهتنها دستور تکذیب داد، بلکه تهدید به برخورد نظامی با نیروی هوایی کرد. تصمیمی که به گفته نزدیکانش، حتی طرح بمباران پایگاه نیروی هوایی را نیز در بر میگرفت. اما این تهدیدها دیرهنگام بود. در شامگاه ۲۰ بهمن، جرقه نهایی در پادگان دوشانتپه زده شد. همافران که برای تماشای فیلم ورود امام خمینی گرد آمده بودند، با نیروهای گارد جاویدان درگیر شدند. صدای تیراندازی، مردم محلههای اطراف را به خیابان کشاند.
جمعیت با فریاد «اللهاکبر» به حمایت از همافران پرداخت و تا صبح، پادگان در محاصره مردم باقی ماند. صبح ۲۱ بهمن، درگیری به اوج رسید. انقلابیون با همکاری همافران به اسلحهخانه دست یافتند و نبردی مسلحانه با گارد شاهنشاهی آغاز شد. حلقه محاصره شکسته شد و نیروهای گارد عقب نشستند. خیابانهای اطراف یکی پس از دیگری به دست انقلابیون افتاد. آن عکس، که بختیار «بچهگانه مونتاژشده» میخواند، در واقع سند مرگ آخرین امید رژیم بود. وفاداری ارتش. از آن لحظه به بعد، سقوط تنها مسئله زمان بود.