ترامپ و دیگران؛ کاخ سفید و رسواییهایی که هیچ وقت فراموش نمیشود
به گزارش ایران۲۴، قصه را باز هم از همان جزیره شروع کنیم؛ از «لیتل سنت جیمز»، جایی که نام جفری اپستین مثل لکهای چسبناک به تاریخ قدرت آمریکا چسبیده است. اپستین رئیسجمهور نبود، اما مثل آینهای عمل کرد که فساد لایهبالای سیاست را نشان میداد؛ از رفتوآمد با بیل کلینتون، چهلودومین رئیسجمهور آمریکا گرفته تا معاشرت با میلیاردرها و شاهزادگان. مرگ مشکوکش در زندان، نه پایان ماجرا، که یادآور یک حقیقت قدیمی بود.
کاخ سفید سالهاست با سایه رسوایی خو گرفته است. اگر عقبتر برویم، به دوران یولیسیز اس. گرنت، هجدهمین رئیسجمهور آمریکا میرسیم؛ قهرمان جنگ داخلی که خودش پاکدست بود، اما دولتش نه. «حلقه ویسکی» شبکهای از مأموران مالیاتی و تولیدکنندگان الکل بود که خزانه را میدوشیدند. گرنت از دوستانش دفاع کرد و همین وفاداری نابجا، نامش را در تاریخ به فساد گره زد.
کمی جلوتر، اندرو جکسون، هفتمین رئیسجمهور آمریکا ایستاده است؛ مردی که خود را نماینده مردم عادی میدانست، اما قدرت، چهره تیرهتری از او ساخت.
رسوایی اجتماعی «افیر پتیکوت» کابینهاش را از هم پاشید، و سیاست اخراج اجباری بومیان آمریکا «راه اشکها» لکهای شد که هنوز هم از دامان تاریخ پاک نشده است.
پس از ترور لینکلن، نوبت به اندرو جانسون، هفدهمین رئیسجمهور آمریکا مردی با نژادپرستی آشکار رسید. او نخستین رئیسجمهوری بود که استیضاح شد و تنها با یک رأی در سنا نجات یافت. یک رأی که سرنوشت حقوق مدنی را سالها عقب انداخت.
در انتخابات جنجالی ۱۸۸۴، گروور کلیولند، بیستودومین و بیستوچهارمین رئیسجمهور آمریکا، با رسوایی اخلاقی بزرگی روبهرو شد. ماجرای ماریا هالپین و فرستادن او به آسایشگاه روانی، جامعه را شوکه کرد. کلیولند با گفتن «حقیقت را بگویید» از این طوفان گذشت و پیروز شد؛ نمونهای کلاسیک از سیاستمداری که رسوایی را با رأی مردم مهار کرد.

گروور کلیولند و رسوایی ماریا هالپین (بیمارستان روانی، ۱۸۸۴)
دهه ۱۹۲۰ به وارن جی. هاردینگ، بیستونهمین رئیسجمهور آمریکا میرسد؛ دورانی که فساد دوستان اوهایوییاش، بهویژه در رسوایی نفتی «تیپات دوم»، دولت را لرزاند. وزیر کشورش زندانی شد و خود هاردینگ پیش از پاسخگویی، از دنیا رفت.
در قرن بیستم، هیچ نامی به اندازه ریچارد نیکسون، سیوهفتمین رئیسجمهور آمریکا با واژه «رسوایی» گره نخورده است. واترگیت نشان داد که حتی رئیسجمهور هم بالاتر از قانون نیست. نوارهای ضبط شده او را به تنها رئیسجمهوری تبدیل کرد که استعفا داد.

ریچارد نیکسون و واترگیت
پس از او، رونالد ریگان، چهلمین رئیسجمهور آمریکا، با پرونده ایران کنترا روبهرو شد؛ فروش مخفیانه سلاح و دور زدن کنگره. ریگان گفت همه چیز را نمیدانسته، اما این رسوایی، مرزهای قدرت اجرایی را زیر سؤال برد.

رونالد ریگان و جنجال ایران-کنترا (۱۹۸۵–۱۹۸۷)
دهه ۹۰، بیل کلینتون، چهلودومین رئیسجمهور آمریکا، با رابطهاش با مونیکا لوینسکی استیضاح شد؛ نه به خاطر رابطه، بلکه بهخاطر دروغ گفتن زیر سوگند. سنا او را نگه داشت، اما آن لکه تا همیشه ماند؛ و در نهایت، دونالد ترامپ، چهلوپنجمین رئیسجمهور آمریکا؛ مردی با دو استیضاح، پروندههای قضایی متعدد و نقشی جنجالی در حوادث ششم ژانویه. او فصل تازهای به کتاب کهنه رسواییهای کاخ سفید اضافه کرد. اگر همه این نامها را کنار هم بگذاری، اپستین دیگر یک استثنا نیست؛ او فقط آخرین نشانه است. از هفتمین رئیسجمهور تا چهلوپنجمین، قصه یکی است: قدرت، اگر مهار نشود، اخلاق را میبلعد. کاخ سفید عوض میشود، ساکنانش میآیند و میروند، اما تاریخ یادش میماند؛ و دیر یا زود، حقیقت دوباره سر بلند میکند.