>

کارگردان ترک: سرکوب هنرمندان فقط در ترکیه نیست؛ «به آمریکا نگاه کنید، ببینید چه بلایی سر جیمی کیمل آمد!»

کارگردان ترک: سرکوب هنرمندان فقط در ترکیه نیست؛ «به آمریکا نگاه کنید، ببینید چه بلایی سر جیمی کیمل آمد!»
ایلکر چاتاک کارگردان ترک در برلیناله در گفتگویی با ورایتی گفت: در سال ۲۰۱۹ در استانبول بودم و درباره اخراج‌های گسترده سیاسی که پیش از آن رخ داده بود، شنیده بودم. اما آن روز در یک کافه با چند بازیگر دوست نشسته بودم که یکی از آن‌ها گفت: «این نامه را گرفتم و من را اخراج کردند چون پشت صحنه سیگار کشیدم.» گفتم: «چی؟» گفت: «بله، توی نامه همین نوشته بود.» این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم و شروع کردیم درباره این اخراج‌های سیاسی و تأثیری که بر خانواده‌ها گذاشته بود، مطالعه کنیم. تقریباً همه به نقطه‌ای می‌رسند که مجبور می‌شوند آرمان‌های خود را بفروشند.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۳۹۷۵۸

به گزارش ایران24، به نقل از ورایتی، ایلکر چاتاک، که در برلین از پدر و مادری ترک‌تبار به دنیا آمده، با فیلم «نامه‌های زرد» به برلیناله بازگشته است؛ فیلمی که برخلاف اثر قبلی‌اش «سالن معلمان» محصول آلمان که نامزد اسکار شد کاملاً در بستر سرکوب سیاسی در ترکیه می‌گذرد، هرچند در آلمان فیلمبرداری شده است.

این درام سیاسی به‌موقع، با بازی اوزگو نامال در نقش دریا و تانسو بیچر در نقش عزیز، داستان زوجی هنرمند را روایت می‌کند که پس از آن‌که به دلیل دیدگاه‌های سیاسی‌شان شغل خود را از دست می‌دهند، زندگی مشترک‌شان از هم می‌پاشد.

چاتاک در گفت‌وگو با ورایتی درباره این صحبت می‌کند که سرکوب سیاسی در عرصه هنر این روزها فقط مشکل ترکیه نیست.
کارگردان ترکیه‌ای در برلیناله: سرکوب هنرمندان فقط در ترکیه نیست؛ «به آمریکا نگاه کنید، ببینید چه بلایی سر جیمی کیمل آمد!»

چه چیزی شما را به این داستان جذب کرد؛ داستانی که در آن فشار سیاسی اقتدارگرایانه یک ازدواج را از هم می‌پاشد؟
همیشه می‌خواستم فیلمی درباره ازدواج بسازم. من خودم متاهلم با یک نقاش که اتفاقاً هم‌نویسنده این فیلم هم هست و همیشه مجذوب فیلم‌هایی مثل «داستان ازدواج» به کارگردانی نوآ بامباک بودیم که در آن‌ها نوعی تنش میان عاشقان وجود دارد که از یک سو بسیار لطیف و عاشقانه است و از سوی دیگر کاملاً خشن.

بعد جنبه‌های سیاسی این فیلم مطرح شد. در سال ۲۰۱۹ در استانبول بودم و درباره اخراج‌های گسترده سیاسی که پیش از آن رخ داده بود، شنیده بودم. اما آن روز در یک کافه با چند بازیگر دوست نشسته بودم که یکی از آن‌ها گفت: «این نامه را گرفتم و من را اخراج کردند چون پشت صحنه سیگار کشیدم.» گفتم: «چی؟» گفت: «بله، توی نامه همین نوشته بود.»

این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم و شروع کردیم درباره این اخراج‌های سیاسی و تأثیری که بر خانواده‌ها گذاشته بود، مطالعه کنیم. تقریباً همه به نقطه‌ای می‌رسند که مجبور می‌شوند آرمان‌های خود را بفروشند. و ما فکر کردیم: این یک پس‌زمینه عالی برای روایت یک داستان درباره ازدواج است.

جالب است که دریا، بازیگر داستان، با کار کردن در یک سریال ترکی کوتاه می‌آید. آیا این کنایه‌ای به شبکه‌های تلویزیونی ترکیه بود؟
این فقط یک مسئله ترکی نیست. شما در آمریکا هم دارید. ببینید چه اتفاقی برای جیمی کیمل افتاد! ببینید چه بلایی سر بیانیه تنوعی که آمازون چند سال پیش منتشر کرد آمد؛ بعد ترامپ برگشت و ناگهان: پوف! انگار هرگز وجود نداشته است.

من برای ورود به همکاری تجاری با چنین شبکه‌هایی که دوستان خوب دولت‌ها هستند، تردید دارم. چون در این صورت بخشی از دستورکار آن‌ها می‌شوم، درست است؟ به‌عنوان یک هنرمند، فرقی نمی‌کند در آمریکا باشید یا ترکیه یا هر جای دیگر. باید از خودتان بپرسید: «دارم با چه کسی هم‌پیمان می‌شوم؟» «این فرد یا این نهاد کیست؟ و به چه کسانی وابسته است؟» فکر می‌کنم این پرسشی است که ما هنرمندان باید از خودمان بپرسیم. و این پرسش روزبه‌روز بلندتر و بلندتر می‌شود.

تقریباً به نظر می‌رسد که شما طرف عزیز را گرفته‌اید. از یک سو عزیز را داریم، هنرمند جدی با خودبزرگ‌بینی. از سوی دیگر دریا که عمل‌گراتر است. آیا شما هم همین‌طور می‌بینید؟
صادقانه بگویم، من طرف کسی را نمی‌گیرم. امیدوار بودم که کشمکش دریا و تصمیم او قابل درک شود. این در درجه اول وظیفه من است. نه قضاوت کردن، بلکه قابل‌فهم کردن مسائل. البته که دوست دارم طرف عزیز باشم. اما می‌بینم که این یک نگاه بسیار محدود است که کمی هم قدیمی است. شاید بتوان آن را رؤیایی نامید. این‌گونه نمی‌توان مخارج یک خانواده را تأمین کرد. و پیش از هر چیز باید مخارج خانواده را تأمین کنید.

نکته مهم درباره این فیلم این است که نمی‌خواهم کسی را که مثلاً برای شبکه فاکس یا هر جای دیگری کار می‌کند، قضاوت کنم. مطمئنم آن‌ها دلایل خودشان را دارند. اما می‌خواهم این رفتار را زیر سؤال ببرم، چون باید پشتوانه داشته باشید. باید بدانید کجا ایستاده‌اید. فکر می‌کنم این برای یک هنرمند مهم است.

| ارسال نظر